درباره سریال «ششمین نفر»

ماندن در برزخ عشق و وظیفه

اگرچه هر دوره تاریخی قابلیت‌های دراماتیک خاص خود را دارد، اما برخی موقعیت‌ها همیشه امکان تولید دارند؛ مثلا دلبستگی‌های عاطفی و تجربه‌های حسی و عاشقانه تاریخ مصرف ندارند و در بستر این فضای رمانتیک می‌توان قصه‌های مختلفی را روایت کرد یا در جایی که بین عشق و سیاست با دوستی و مصلحت جدالی در می‌گیرد دیگر فرقی نمی‌کند این قصه در چه دورانی اتفاق می‌افتد و روایت می‌شود. بهمن گودرزی در «ششمین نفر» قصه خود را در چنین فضایی به تصویر می‌کشد و قرار است بخشی از واقعیت‌های سیاسی زمان شاه را نیز به نمایش بگذارد.
کد خبر: ۴۵۵۸۰۹

به عبارت دیگر گودرزی تلاش کرده با درآمیختن قصه‌ای عاشقانه ـ جنایی به آسیب‌شناسی آن دوران بپردازد و مخاطب را با تمهیدی جذاب‌تر پای قصه خود بنشاند.

ششمین نفر، زندگی سرگردی به نام آسایش را بازگو می‌کند که با قتل پدرش ـ که از افسران ارتش است ـ زندگی‌اش دستخوش تغییرات مهمی می‌شود. او در موضوع قتل پدرش به چند نفر مظنون می‌شود، اما از همه بیشتر به داوود، برادر همسرش مشکوک است. در نهایت با دستگیری داوود توسط او، ماجراهای داستان سمت و سویی دیگر پیدا می‌کند. قصه از این طریق، هم از پیچیدگی بیشتری برخوردار شده و سویه معمایی آن به تعلیق‌آفرینی بیشتر دامن می‌زند و هم با ارتشی بودن پدر ادیب و قرار گرفتن او به عنوان شخصیت اصلی قصه در یک دوراهی عشق و وظیفه، بستر منطقی و باورپذیر‌تری فراهم می‌کند برای ورود به سویه سیاسی ماجرا و همراه کردن مخاطب با آن.

جالب این‌که بتازگی رویارویی شخصیت‌های قصه که یا با هم نسبت فامیلی دارند یا دوست هستند در سریال‌های تلویزیونی افزایش یافته و ششمین نفر نیز همین ساختار و مضمون را در بستر یک فضای سیاسی ـ امنیتی بازتولید کرده و بر مخوف بودن فضای قصه می‌افزاید. بیشتر سریال‌های مناسبتی که درباره زمان طاغوت ساخته می‌شود تلاش می‌کند فضای مخوف امنیتی و خفقان سیاسی آن دوره را به تصویر بکشد و ششمین نفر نیز از این قاعده مستثنی نیست. شاید به همین دلیل سریال آنچنان که باید مورد توجه مخاطب قرار نگرفته و او را با خود درگیر نکرده است. شاید جنس بازی پولاد کیمیایی که با اتمسفر و فضای درام تناسب و هماهنگی دارد کمی بر جذابیت آن بیفزاید و نظر مخاطب را به خود جلب کند.

نوع گریم و چهره‌پردازی در کنار طراحی صحنه و لباس بشدت تصنعی به نظر رسیده و اگرچه تلاش شده مولفه‌ها و نشانه‌های بصری از آن دوران را بازنمایی کند، اما چندان در این کار موفق نبوده و گویی تولید سریال خیلی هم جدی گرفته نشده است. در این میان انتخاب نرگس محمدی بدترین گزینه ممکن بوده که بین ستایش و دیگر نقش‌هایش تفکیکی قائل نیست.

ششمین نفر چنانچه از نامش نیز پیداست بیشتر یک قصه معمایی ـ پلیسی است که در بستر درام سیاسی ـ عاشقانه روایت می‌شود و قرار است به‌واسطه سویه معمایش مخاطب را با وجوه سیاسی داستان همراه و درگیر کند. در واقع داستان علاوه بر مورد فوق از نظر حسی ـ عاطفی که ادیب را در برابر نامزدش قرار می‌دهد نیز تعلیق‌آفرین شده و او بین عشق و وظیفه سرگردان می‌شود. قدرت جاذبه هردو طرف آنقدر زیاد است که ادیب را در موقعیت دوگانه بسیار دشواری قرار می‌دهد؛ دشواری وظیفه چون ادیب، نظامی است و مامور. تلاش او برای این‌که خون پدرش پایمال نشود و تلخی اتفاقی که برایش افتاده چندان قدرتمند است که او را مقابل برادر و خانواده همسرش قرار می‌دهد. از سوی دیگر، فعالیت سیاسی گروهی که داوود یکی از اعضای آن است و روابط و مناسبت‌های پررمز و رازی که بین آنها برقرار است به این ابهام دامن زده و قصه را باردار یک ماجرای پراتفاق کرده که می‌تواند هر لحظه با یک رخداد تازه جذابیت آن را حفظ و پیام خود را در همین فضاسازی تولید کند و انتقال دهد. گره‌افکنی‌های پی‌درپی و فرافکنی‌هایی که به تناوب صورت می‌گیرد ریتم قصه را در دست گرفته و به‌گونه‌ای پیش می‌رود تا به رمزگشایی برسد.

نقطه عطف این قصه را می‌‌توان در نگاه مظنون ادیب به داوود جستجو کرد که عشق را در برابر انتقام یا حق‌طلبی و عدالت‌جویی قرار می‌دهد. با‌این‌حال همه تمهیدات نمایشی بهانه و بستری است برای این‌که سویه تاریخی ـ سیاسی قصه برجسته‌تر و دریک ساختار تاثیرگذار نمایشی صورت‌بندی شود. شاید از شتاب‌زدگی یا سرسری گرفتن تولید یا تکراری بودن قصه است که ششمین نفر کشش و انگیزه لازم را برای تعقیب قصه ندارد و تکیه اصلی‌اش بازیگران است تا بتوانند خلأ دراماتیک را پر کنند. شاید بلاتکلیفی ژانر قصه و آمیختگی بی‌معنای آنها با هم، نوعی آشفتگی یا دست‌کم عدم انسجام را شکل داده که به دل نمی‌نشیند.

سیدرضا صائمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها