اوباما آسیای شرقی را اولویت اول و آن را منطقهای حساس نامید که کاهش بودجه دفاعی تاثیری در تقویت حضور آمریکا در این منطقه نخواهد داشت. وی سپس توجه ویژه به خاورمیانه و گوش به زنگ بودن آمریکا در این منطقه را یادآوری و درباره مسائل اروپا صرفا اواسط سخنرانیاش به یک سطر بسنده و ناتو را نیرویی متکثر و چندجانبه نامید. در گزارش 16 صفحهای دولت درباره استراتژی آینده فقط یک پاراگراف به مسائل اروپا اختصاص دارد و این تاییدی است که دیگر اروپا کانون جنگهای جهانی سرد یا گرم که در طول قرن 20 همواره در صدر توجهات ایالات متحده قرار میگرفت، نیست.
درست در زمانی که بودجههای دفاعی اروپا در حال کاهش است تهدیدات تازه برای امنیت اروپا در حال افزایش خواهد بود. احتمال مواجهه اروپا با جنبشهای افراطی و دگرگونیهای داخلی بسیار افزایش یافته و مرزهای طولانی آن از استونی تا یونان و سراسر دریای مدیترانه در غرب بار دیگر به شکل خطرناکی نفوذپذیر شده است. اراده روسیه در استفاده از منابع گاز طبیعی خود به عنوان اهرم سیاسی قدرتمند در کنترل اروپا و روابط سرد ترکیه با سوریه و عراق خبر از آزمایشی دشوار برای وحدت ناتو میدهد. جنگ داخلی در لیبی میتواند موج جدید ی از پناهندگان ـ اگر نگوییم تروریستها ـ را به سواحل جنوبی اروپا سرازیر کند و همانطور که روزنامه والاستریت ژورنال اخیرا در گزارشی اعلام کرد القاعده کشورهای مغرب عربی با دستیابی به تسلیحات لیبی میتواند به اقدامات متهورانه در گروگانگیریها و جنایات سازمانیافتهاش جان تازهای بدهد و همین امر نگرانیهای اخیر مقامات اروپا را توجیه میکند. علاوه بر این، بحران مالی اروپا شکافهای اقتدار سیاسی در این قاره را آشکار و حتی از مشکلات لاینحل اقتصادی مخاطرهآمیزتر کرده است.گسترش عجولانه اتحادیه اروپا و شیوه ناقص تقسیم یوگسلاوی، این کشورها را به دولتهای محوری در غرب قاره تبدیل واحتمال بازگشت به وضعیت سیاسی پیشین و تجدید مناقشه را دوچندان کرده است. مذاکرات یونان با طلبکارانش شکستخورده و ماریو مونتی، نخستوزیر ایتالیا به همتای آلمانیاش هشدار داده است که رم دیگر تاب کاهش بودجه بیش از اندازه را ندارد و انگلستان نیز در حال کنارهگیری از بینظمی و درهمریختگی اروپاست. حتی اگر تغییر در قانون اروپا و وضع بودجه به سبک ریاضتگرایانه آلمانی نزاع دولتهای اروپایی را مدیریت کند، افکار عمومی اروپا با تسلط آلمان بر سیاست دیگر کشورها مخالفت خواهد کرد.
توانایی اروپا در حفظ موقعیت امنیتیاش بسرعت در حال زوال است. برای اروپای بیزار ازجنگ و تضعیفشده پاسخی نظامی به همسایگان بیثبات و متخاصم در شمال آفریقا، خاورمیانه و اوراسیا کار شاقی خواهد بود. یک تهدید تروریستی جدی که پاسخی نظامی را بطلبد احتمالا با توجه به وضعیت حادی که به خاطر ریاضت اقتصادی پدید آمده میتواند اروپا را به ناآرامیهای اجتماعی گسترده بکشاند.
در میان این ابرهای تیره شاید تنها نقطه روشنی که بتوان پیدا کرد، فرانسه است؛ کشوری که بیشترین آمادگی برای هماهنگی در رهبری سیاسی و نظامی قاره را دارد و از این رو ایالات متحده نیاز به بازسازی روابطش با فرانسه را احساس میکند. متاسفانه دولت اوباما در بهرهگیری از روابط گرمی که سارکوزی فعالانه در پی آن بود، شکستخورده است. با آنکه اوباما اعلام کرده است آمریکا دوست و متحدی قویتر از سارکوزی و مردم فرانسه ندارد، اما این همکاری در بهترین حالت چه در عملیات لیبی یا در هائیتی عملا موقت و تاکتیکی بوده است.
راهبرد عدم مداخله آمریکا میتواند به معنای بازگشت به روزهای مخاصمات ناسیونالیستی یا مغلوبشدن در برابر استیلای سیاسی روسیه یا تسلط اقتصادی چین تعبیر گردد، اما فرانسهای که استراتژی حمایت آمریکا را به دنبال خود داشته باشد مسلما توان نجات اروپا و مقابله با هژمونی سیاسی روسیه و اقتصادی چین را خواهد داشت.
فارین پالیسی / مترجم: ایرج جودت
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم