بمیر ولی دردسر درست نکن

بعضی خبرها هر چقدر که خبر باشند در لابه‌لای خبرهای سیاسی و اقتصادی و... انبوه هر روز گم می‌شود.
کد خبر: ۴۵۳۵۸۹

بعضی خبرها برایمان عادی شده است و ککمان هم نمی‌گزد که با خبرمان کنند: مرد بیماری به جای آن‌که در بیمارستان به کارش رسیدگی شود، به کلانتری برده می‌شود و در آنجا می‌میرد.

خبر این بود: بر اساس اظهارات ماموران یکی از کلانتری‌های کرج، یک مرد میانسال که داخل یک خودروی مسافربر بوده دچار حمله قلبی شده است.

راننده خودرو که از این وضعیت شوکه شده بود، به جای این‌که این فرد را به مرکز درمانی برساند یا حداقل با اورژانس تماس بگیرد، از ترس این‌که برایش مشکلی پیش نیاید او را به پاسگاه پلیس برد و برای این‌که خودش را از هرگونه دردسر در امان نگه دارد به پلیس پناه برد اما تاخیر در احیای این مرد میانسال به مرگ او منتهی شد.

باور کردنی نیست که مردی در جلوی چشمان مردی دیگر دچار حمله قلبی شود و آن مرد به جای این‌که بیمار را به بیمارستان ببرد او را راهی کلانتری کند.

این چه ترسی است که ما را وادار می‌کند بیماری را این گونه با دستان خودمان و با بی‌تدبیری راهی آن دنیا کنیم.

این چه مشکلی است که نمی‌گذارد یک بیمار قلبی را برای مداوا به درمانگاه ببریم.

یادمان نرفته است که تا همین سال‌های اخیر و شاید هنوز هم، مصدومان تصادفی در محل حادثه رها و راننده‌های متخلف فراری می‌شدند و کسی حاضر نبود و شاید هنوز هم نیست که از ترس گرفتار شدن و سین‌جیم پلیس و خانواده مصدوم، فرد مصدوم را با خودروی خود به بیمارستان برساند.

حالا می‌شنویم که یک فرد دچار حمله قلبی هم از ترس همین گرفتاری‌ها راهی کلانتری می‌شود. چه کسی باید این‌گونه ترس‌ها را برطرف کند.

آیا بهتر نیست در این گونه مواقع وظیفه انسانی خود را انجام دهیم و اجازه ندهیم که به راحتی و به بهانه قوانین دست و پاگیر جان یک هم‌وطن از دست نرود.

آیا بهتر نیست که قوانینمان را طوری تغییر دهیم که دیگر هیچ شهروندی در چنین مواقعی دچار ترس و مشکل نشود و براحتی در جدال میان نفس و وجدان انسانی خود و تبعات ناشی از قوانین دست و پاگیر بتواند با فراغ بال به وظیفه انسانی خود عمل کند؟

براستی اگر ما خودمان را به وجدانمان بسپاریم و یقین داشته باشیم که اجر کار درست و انسانی خود را خواهیم گرفت آن وقت دچار این ترس می‌شویم که شاید نتوانیم ثابت کنیم ای بابا، به خدا این آقا رو من سوار ماشین کردم. مسافر بود.

وسط راه یهو قلبش گرفت. منم آوردمش بیمارستان. بد کاری کردم؟ گناه کردم؟ خوب بود می‌بردمش کلانتری می‌گفتم آقا این شما و این هم این آقا که توی ماشینم خودبه‌خود دچار حمله قلبی شد؟

براستی چه باید کرد که در چنین مواقعی هر فردی با اطمینان کامل به وظیفه انسانی‌اش عمل کند و از هیچ چیز نترسد و مراکز قانونی و درمانی برایش دردسر ایجاد نکنند؟ براستی چه باید کرد؟

صولت فروتن - جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها