این که فیلم‌ها و سریال‌های ایرانی در بازار قاچاق مثل نقل و نبات دست به دست می‌شود، چیز تازه‌ای نیست. همیشه هم می‌شود برای آن پرونده بلند بالایی تدارک دید و از بدی‌های آن نوشت.
کد خبر: ۴۵۲۰۹۹

اما نکته اینجاست که برادران و خواهران فعال در این بخش، کارشان را به روز کرده‌اند و دیگر مثل قدیم، لازم نیست که همین‌طور منتظر بمانیم تا چند ماه بعد از تمام شدن یک سریال، نسخه قاچاق آن را در گوشه و کنار خیابان‌ها رویت کنیم. هنوز مدت زیادی از پخش سریال‌های تلویزیونی نگذشته که می‌توانید نسخه قاچاق آن را اینجا و آنجا ببینید.

 اگر زمانی نسخه سریال‌هایی مثل پایتخت، شکرستان، کلاه قرمزی، دارا و ندار مدت‌ها بعد از پخش در شهر دست به دست می‌شد، حالا فاصله «پخش تلویزیونی» تا «پخش قاچاق» به حداقل رسیده است. چند روز پیش سفری به یکی از شهرستان‌ها داشتم. در بین فیلم‌هایی که در سوپرمارکتی وجود داشت، مجموعه مستند «شوک» با لوگو و آرم جذاب نظرم را جلب کرد. برایم عجیب بود که یک اثر مستند ـ ترکیبی تلویزیونی آنقدر خاطرخواه و علاقه‌مند پیدا کرده که حالا در هیئت یک مجموعه فیلم که اصطلاحا به آن «دای ویکس» گفته می‌شود و روی یک دی‌وی‌دی ضبط می‌شود، به مشتری‌ها فروخته می‌شود. علاوه بر این فیلم‌های تلویزیونی هم از این گزند مصون نمانده بود.

فیلم‌هایی چون غافل و نیرنگ، بعضی از آثار تلویزیونی بود که به همت برادران قاچاقچی به زیور کپی آراسته شده بودند.

اما این همه ماجرا نیست؛ همین الان می‌توانید با جستجو در اینترنت سایت‌هایی را پیدا کنید که قسمت‌های مختلف سریال‌های در حال پخش مثل «شیدایی» و «تا ثریا» را برای دانلود در اختیار کاربران گذاشته است. به این مساله می‌شود از منظر حقوقی نگاه و جنبه‌های مختلف آن را بررسی کرد؛ اما به موضوع «مذموم» قاچاق آثار تلویزیونی می‌شود از منظر دیگری هم نگاه کرد؛ این که خود فرآیند «قاچاق» غیرمستقیم «معیار» و «میزانی» برای سنجش یک اثر پرمخاطب شده است. یک اثر هنری در هر قالب وقتی با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند که توانسته باشد بخشی از نیازهای او را پاسخ گوید. قاچاق آثار تلویزیونی آن هم در این حجم احتمالا نشانگر این است که برخی آثار تلویزیونی توانسته «استاندارد»های تازه‌ای در جهت جلب مخاطب گریزپا وضع کند.

مهدی غلامحیدری

دبیر گروه رادیو و تلویزیون

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها