طاهره آشیانی / گروه رادیو و تلویزیون

فرصتی برای دیده شدن

همه بازیگران حرفه‌ای که نقش‌های مختلف را اجرا می‌کنند همیشه منتظر فرصت‌های طلایی در زندگی خود هستند؛ فرصت‌هایی که به آنها اجازه می‌دهد خلاقیت‌های خود را به نمایش بگذارند و در نقشی متفاوت بازی کنند.
کد خبر: ۴۴۹۸۳۶

بازیگران حرفه‌‌ای معمولا نقش‌های خوب را به اصطلاح «بو» می‌کشند. برای این گروه از بازیگران مهم نیست که در یک تله‌فیلم بازی کنند یا در یک فیلم سینمایی و یا در یک سریال که در قسمت‌های زیادی تولید می‌شود. حتی گاهی اوقات برای آنها مهم نیست که نقش اصلی را بازی می‌کنند و یا نقش پیشنهادی به آنها یک نقش فرعی است. برای برخی از بازیگران حتی کارگردان هم در اهمیت دوم قرار دارد. مهم نقش است که چقدر بازیگر را درگیر می‌کند.

سریال «شیدایی» که از شبکه 3 سیما در حال پخش است، هم نویسنده خوب و کاربلدی دارد و هم کارگردانش آنقدر تجربه دارد که می‌داند یک داستان عاشقانه را چگونه باید با چاشنی دلهره جذاب کند. بازیگران حرفه‌ای در چنین اثری، راحت‌تر می‌توانند نقش خود را پیدا کنند و با خلاقیت خود، بضاعت داستان و شخصیت‌پردازی و راهنمایی‌های کارگردان نقشی متفاوت را بازی کنند؛ نقشی که تاکنون کمتر به آنها پیشنهاد شده و آنها همیشه مترصد بوده‌اند آن را به عنوان نقشی تازه تجربه کنند. وقتی نقش‌ تازه باشد، بازیگر هم برای اجرای آن انرژی زیادی پیدا می‌کند. سریال شیدایی این امکان را برای چند بازیگر به وجود آورده است.

بازیگر صورت‌سنگی در نقش پدری مهربان

بعد از بازی در فیلم‌های برگزیده‌ای مانند طلسم، ایستگاه، مردی که موش شد و باشو غریبه کوچک به عنوان بازیگری به مردم معرفی شد که چهره خاصی دارد و بیشتر نقش آدم‌های بی‌عاطفه را بازی می‌کند؛ شخصیت‌هایی که صورتی چون سنگ دارند؛ صورت‌هایی که هیچ حسی مبنی بر صمیمیت را در آنها نمی‌توان دید. پرویز پورحسینی اما این شانس را یافت که در فیلم ـ مجموعه مریم مقدس(س) نقش حضرت زکریا را بازی کند. پورحسینی در زمان اکران این فیلم در یادداشتی که در اختیار روزنامه جام‌جم گذاشت از این نقش به عنوان نقشی که از آسمان رسیده است، یاد کرد. نقش زکریا باعث شد تا چهره متفاوتی از پورحسینی به مردم معرفی شود. پورحسینی با بازی در سریال مختارنامه و نقش میثم تمار نشان داد که چهره‌اش از دهه 60 تاکنون بسیار تفاوت کرده و دیگر آن مرد صورت سنگی نیست. خطوط چهره او منعطف شده و حالا می‌تواند نقش مردانی مهربان و با ایمان را بازی کند.

پورحسینی در پرونده کاری خود سریال‌هایی مانند شب دهم و اولین شب آرامش را هم دارد. این بازیگر پیشکسوت در این دو سریال نقش مردانی پابه سن گذاشته را بازی کرد که در جوانی در عشق خود ناکام مانده بودند اما تصمیم گرفته بودند بقیه عمر خود را با وفاداری به عشق گذشته سپری کنند. سریال «مثل هیچکس» اما امکان خوب دیگری را برای پورحسینی فراهم کرد. او در این سریال عاقبت توانست نقش «پدر» را تجربه کند. پدری که عموی خانواده داداشی هم بود و باید به عنوان فردی عاقل میان اعضای خانواده آشتی برقرار می‌کرد. پورحسینی را این روزها در نقش «مَمد تقی» در سریال شیدایی می‌بینیم. او در این سریال فرصت این را یافته تا نقش پدری را بازی کند که عاشقانه فرزندانش را دوست دارد. جان پدر به جان عاطفه و طاها بسته است. محمدتقی سپاهان مرد کارخانه‌دار و ثروتمندی است که نمی‌تواند از کنار درد‌ قلب طاها و عشق او به سادگی بگذرد. پرویز پورحسینی، در شیدایی آنقدر نقش پدر را خوب و باورپذیر بازی می‌کند که بیننده با او هم می‌خندد هم گریه می‌کند. هم خشمگین می‌شود و هم برای او دل می‌سوزاند. پورحسینی با نقش سپاهان در شیدایی نشان داده که در سن 70 سالگی هنوز به دنبال نقش‌هایی است که تازگی دارند و او آنها را تجربه نکرده‌ است.

گریه مرد مقتدر

آرش مجیدی با سریال رستگاران به مردم معرفی شد. او در این سریال نقش پلیس جوانی را بازی می‌کرد که اقتدار در صورت و صدایش نمایان بود. همین اقتدار و نحوه ارائه آن از مجیدی بازیگری محبوب ساخت. اما در ادامه راه نقش‌هایی که این بازیگر اجرای آنها را به عهده گرفت کمتر رنگ و بوی آن اقتدار را داشتند. در سریال« زیرهشت » او مرد مقتدری بود که در ادامه داستان قافیه را باخت و به مردی روانی تبدیل شد. در سریال ارمغان تاریکی هم او مردی مهربان بود که با عشق همراه شد و تا آخر هم با او ماند و حتی خودخواسته چشم از دیدن، بست و رُل مرد نابینا را برای همسرش بازی کرد تا زنی که عشق را به او شناسانده بود به روال طبیعی زندگی برگردد.«ارمغان تاریکی»، مجیدی را به عنوان بازیگری که نقش مردان خانواده را خوب بازی می‌کند، به کارگردانان و تهیه‌کنندگان معرفی کرد. آرش مجیدی در سریال شیدایی هم همان مرد خانواده است؛ مردی که می‌خواهد خانواده خود را در حریم امن محافظت کند. در شیدایی زمانی که یحیی وارد قصه شد، می‌توانستی اقتدار را در بازی مجیدی ببینی اما با ورود خواهرش، افسانه، ‌یحیی تبدیل به مردی دلسوز شد که نمی‌خواهد دل هیچکس را برنجاند. شاید نقش یحیی برای مجیدی کوچک باشد. البته هنوز تا پایان داستان شیدایی راه زیادی در پیش است اما از هم‌اکنون معلوم است که قرار نیست یحیی تغییر مسیری در رفتارش بدهد.

فرصتی برای دیده شدن

اندیشه فولادوند، با بازی در سه‌گانه «ستاره‌ها» ساخته فریدون جیرانی به شهرت رسید. این بازیگر 28 ساله تاکنون در فیلم‌هایی مانند سنگ کاغذ قیچی، 4 انگشتی، سن‌پترزبورگ و نفرین بازی کرده است. اما واقعیت این است که عموم مردم او را به عنوان بازیگر نمی‌شناسند. محمدمهدی عسگرپور با سپردن نقش افسانه که نقشی منفی هم هست این امکان را برای فولادوند به وجود آورد تا مخاطبان فراگیر تلویزیون او را بشناسند و در مقابل بازی خوب او در شیدایی واکنش نشان دهند. او توانسته به مردم بقبولاند که افسانه شخصیتی منفی است و همین می‌تواند موفقیت او را در تلویزیون رقم بزند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها