در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مرگ کیم جونگ ایل، رهبر پیشین کره شمالی چه پیامدهای داخلی میتواند داشته باشد؟
در کره شمالی حزب کمونیست حکومت میکند و کیم جونگ ایل هم در راس حزب کمونیست قرار داشته است. اگر چه حکومت به گونهای فردی است، اما همچنان حزب کمونیست در این کشور نقش بزرگی دارد. در نتیجه به نظر نمیرسد طبقات بالای حزبی که قدرت را در دست دارند با مشکل عمدهای روبهرو باشند. با وجود این حدس و گمانهایی درباره مراسم تدفین و سوگواری کیم جونگ ایل وجود دارد. به گونهای که آنان برخلاف کشورهای دیگر که معمولا در مراسم تدفین روسای جمهوری یا رهبران آن کشورها، هیاتهایی از کشورهای خارجی حضور مییابند، به هیاتهای خارجی در مراسم تدفین رهبر اجازه حضور در کره شمالی را ندادند. برخی ناظران این رویکرد را اینگونه تفسیر میکنند که این امر به خاطر مسائل داخلی بوده و نشان میدهد رهبران کنونی تمایل ندارند اخبارشان به بیرون درز کند. از طرف دیگر، عملا هیچ خبر خاصی که مبتنی براین باشد که بعد از مرگ رهبر سابق کره شمالی تحرکات مخالفان به وجود آمده باشد، وجود ندارد. علاوه براین، خبرگزاریهای جهان، خبرنگاری در کره شمالی ندارند و بیشترین خبرها و تفسیرهایی که منتشر میشود از راه کره جنوبی ـ که دشمن کره شمالی است ـ صورت میگیرد و عملا هم نمیتوان از داخل کره شمالی اطلاعات دقیقی به دست آورد.
با در نظر گرفتن اهمیت کره شمالی در امنیت خاور دور نگاه رهبران ژاپنی و کره جنوبی به تحولات پس از مرگ رهبر کره شمالی چیست؟
ژاپن و کره جنوبی بعد از مرگ رهبر کره شمالی به نیروهای خود اعلام آمادهباش دادند تا اگر تحرکات خاصی از سوی کره شمالی صورت گرفت آنان غافلگیر نشوند. علاوه بر این، گرچه کره جنوبی به طور رسمی به کره شمالی تسلیت گفته است و 2 هیات نیمه رسمی برای حضور و عرض تسلیت به کره شمالی فرستاد که در راس یکی از این هیاتها همسر سابق نخستوزیر سابق کره جنوبی کیم دانگ جون بود، اما به طور رسمی کره جنوبی هیاتی را روانه نکرد. از ژاپنیها هم خبری نیست. جز اینکه آنها نگرانیهایی دارند، ولی بیشترین حرکتی که از خود در قبال تحولات جدید در کره شمالی نشان دادهاند همان آمادهباش نیروهای نظامی بوده است.
چه شناخت و برداشتی از کیم جونگ اون، سومین فرزند کیم جونگ ایل و رهبر کنونی حزب کارگران کره شمالی وجود دارد؟
کیم جونگ اون، سومین فرزند رهبر قبلی رسما به عنوان رهبر کره شمالی معرفی شده، چون ظاهرا از بین فرزندان کیم جونگ ایل، شایستهتر از بقیه تشخیص داده شده است. اگر چه وی فرزند کوچک رهبر پیشین و از همسر دیگری است، اما 2 فرزند دیگر وی بنا به دلایل پیشپا افتادهای از گردونه رقابت رهبری خارج شدهاند. پسر بزرگتر رهبر پیشین قبلا در مرز ژاپن به خاطر داشتن گذرنامه جعلی با مانع روبهرو و اعلام شده بود که وی فرزندان خود را به ژاپن برده تا دیزنی لند توکیو را ببینند. امری که به نوعی آبروریزی برای دولت کره شمالی به حساب میآمد. فرزند دیگر وی آنگونه که گفته میشود چندان مورد توجه رهبر پیشین نبود. گفته میشود کیم جونگ ایل درباره وی گفته است او بیشتر رفتاری زنانه دارد و قادر به اداره کشور نیست. بنابراین فرزند جوانتر کیم جونگ ایل یعنی کیم جونگ اون مورد توجه قرار گرفت و از سال 2008 (که رهبر سابق با حمله قلبی مواجه شد) بحث جانشینی او مطرح گردید. در این راستا یکباره به کیم جونگ اون ارتقای شغلی دادند و وی درجه سپهبدی پیدا کرد و به طور ساختگی وی را بالا آوردند و در راس ارتش قرار دادند. در واقع اینکه وی چه لیاقتها و تواناییهایی دارد مشخص نیست، ولی گفته میشود در دهه 90 چند سالی با نام مستعار در سوئیس به تحصیل زبان انگلیسی اشتغال داشته و یکباره پنهان میشود و کسی متوجه نمیشود چگونه او از سوئیس خارج شده است.
رسانههای غربی درباره عمه رهبر جدید کره شمالی و حضور وی پشت صحنه قدرت در این کشور خبرها و گزارشهایی منتشر کردهاند. واقعا او از چنین نقشی برخوردار است؟
در ساختار قدرت کره شمالی حدود 100 رهبر حزبی وجود دارد. عدهای از این صد نفر همرزمان قدیمیکیم ایل سونگ در جنگ کره هستند. برخی دیگر هم سن کمتری دارند و هم دوره رهبر قبلی (کیم جونگ ایل) به حساب میآیند. همه اینان طبقه حزبی صد نفرهای را تشکیل میدهند که خیلی از مقامات و مسوولیتها را در کره شمالی در اختیار دارند. در این بین عمه و عموی رهبر جدید یا برادر و خواهر کیم جونگ ایل هم میتوانند صاحب نفوذ در بین این صد نفر باشند. جدا از این، در ظاهر قضیه آنچه وجود دارد این است که همه توافق کردهاند کیم جونگ اون کم سن و سال به رهبری برسد، ولی مسلم است رهبران حزبی تا اون پختهتر شود مشاورههایی به وی خواهند داد، چرا که اون جوانتر از آنی است که آمادگی رهبری کره شمالی را داشته باشد و بتواند جای پدر خود را پر کند. تفاوت عمدهای که کیم جونگ اون با پدر خود دارد این است که پدر وی سالهای طولانی به عنوان جانشین معین و در کارهای اجرایی وارد شده بود، اما رهبر جدید به طور غیرمترقبه وارد این امر شده و صرفا تجربهای 3 ساله برای آمادهسازی و به دست گرفتن سکان قدرت در کشور دارد. 3 سال زمانی بسیار کم است و نمیتوان روی لیاقتها و تواناییهای وی اظهار نظری دقیق و مشخص کرد. آنچه مشخص است قاعدتا تکیه رهبر جوان باید بر سیاستمداران قدیمی باشد؛ سیاستمدارانی که با توجه به شرایط کره شمالی چندان در عرصه بینالمللی شناخته شده نیستند، اما مشخصا در حزب میتوانند با نفوذ باشند و به وی کمک کنند.
تا چه حد ممکن است کیم جونگ اون دست به اصلاحات نو در ساختار اقتصادی و سیاسی کره شمالی بزند؟
بشری: اصلاحات در کره بستگی به باز یا بسته بودن دست رهبر جدید در این کشور دارد، اما در حال حاضر هیچ تصوری از اینکه کیم جونگ اون چه افکاری دارد و اینکه آیا میتواند تاثیرگذار باشد و به اصلاحات معتقد است یا نه وجود ندارد
آغاز اصلاحات در این کشور بستگی به باز یا بسته بودن دست رهبر جدید در این کشور دارد، اما در حال حاضر هیچ تصوری از اینکه وی چه افکاری دارد و اینکه آیا میتواند تاثیرگذار باشد و به اصلاحات معتقد است یا نه وجود ندارد. در عین حال از آنجا که اون جوان است از وی انتظار میرود تا حدی طرفدار نوآوری و اصلاح باشد. از طرفی سالهایی را در سوئیس گذرانده و به احتمال زیاد تاثیراتی از اروپا گرفته است. یعنی محیط آزادی مانند سوئیس میتواند اثراتی در وی گذاشته باشد. با همه اینها بعید به نظر میرسد رهبر جدید بتواند در خارج از چارچوب سازماندهیهای حزبی حرکت کند و تغییرات بسیار تند و رادیکالی را در سیستم و ساختار سیاسی کره شمالی به وجود آورد. در حال حاضر باید گفت وی بیشتر رهبری صوری است تا واقعی هر چند ممکن است دست به حرکتهایی بزند که گشایشهایی در وضعیت کره شمالی ایجاد کند، اما به طور کلی از نگاهی سنتی باید گفت فعلا گردانندگان اصلی همان کسانی هستند که قبلا در زمان کیم جونگ ایل کشور را اداره میکردند.
توافق اخیر کره شمالی و آمریکا در مورد توقف غنیسازی اورانیوم تا چه حد میتواند در آینده بیشتر مد نظر قرار گیرد؟
بتازگی آمریکاییها و کرهایها با هم مذاکره کردند. کره شمالی با آمریکا به توافق رسید تا غنیسازی اورانیوم خود را متوقف کند و در ازای آن هم آمریکا 240 هزار تن غذا به کره بفرستند. من براین نظرم با توجه به اینکه کره شمالی کشور بستهای است به توافق اخیر نباید دل خوش داشت، چرا که درست چند روز پیش از اعلام رسمی مرگ رهبر کره شمالی این توافق منتشر شد. من فکر میکنم که این دو واقعه (توافق هستهای و مرگ رهبر) میتوانند به نوعی با هم ارتباط داشته باشند. اینکه کره شمالی با توقف غنیسازی اورانیوم موافقت کرده نشان میدهد موافقت کرده است که در میز مذاکره ششجانبه حضور پیدا کند. یعنی آمریکا با توجه به توافقی که صورت گرفته است میتواند نسبت به تداوم مذاکرات و اقناع کره شمالی خوشبین باشد. در این صورت، کره از فعالیتهای هستهای خود فاصله میگیرد و در ازای آن کمکهای اقتصادی دریافت میکند تا بتواند بر مسائل و مشکلات اقتصادی خود از جمله کمبود شدید مواد غذایی و دارویی فایق آید.
اخبار و گزارشهایی وجود دارد که رهبر درگذشته کره شمالی برای تعیین رهبر کنونی گفتوگوها و مذاکراتی با رهبران چینی به عنوان مهمترین متحد خود انجام داده است. به نظر شما نقش چین در تعیین رهبر جدید در کره شمالی تا چه حدی بوده است؟
چین و کره شمالی نمیتوانند از هم جدا باشند. یعنی اگر کره شمالی از چین جدا شود باید این کشور را کشوری آماده برای سقوط دانست. چرا که تمام کمکهای (مادی و معنوی) که به کره شمالی میرسد تا بتواند روی پای خود بایستد از طرف چین است. از طرف دیگر چین نیز مایل نیست کره شمالی به این زودیها با سقوط مواجه شود و به سرنوشت آلمان شرقی دچار گردد. هرچند از طرف دیگر، این دو کشور به هم نیاز دارند؛ اما باید گفت نیاز کره شمالی به چین خیلی بیشتر از نیاز چین به کره شمالی است. روی همین اصل مقامات کره شمالی تا حد زیادی سیاستهای خود را با چین هماهنگ میکنند. جدا از این، نفوذ چین میتواند در بسیاری از تغییر و تحولاتی که در کره شمالی صورت میگیرد موثر باشد. از جمله این تغییرات تعیین رهبری جدید است. به همین لحاظ است که گفته میشود رهبر کره شمالی با صلاحدید چین فرزند سوم خود را به رهبری انتخاب کرده است.
با توجه به آغاز رهبری کیم جونگ اون و اوضاع اقتصادی و سیاسی کره شمالی چه سناریوهایی را میتوان برای آینده این کشور در نظر گرفت؟
کره شمالی در وضعیت نامطلوبی قرار گرفته است و در این وضعیت باید تعدیلهایی در سیاست خود ایجاد کند. در وهله اول در سیاست خارجی و با همسایگان خود کنار آید و تغییراتی را اعمال کند. یعنی در رفتار با کشورهایی همچون کره جنوبی و ژاپن تغییراتی به وجود آورد. در وهله بعد این کشور آرامآرام فضایی ایجاد کند تا همانند کاری که در چین صورت گرفت بتواند بتدریج از توانمندیهای صنعتی نهفته خود استفاده کند و با کمک سرمایهگذاریهایی که احتمالا کره جنوبی در آن انجام میدهد رفتهرفته از پیلهای که به دور خود تنیده است خارج شود و به کشوری متعادل تبدیل گردد. در این راستا از این به بعد باید انتظار داشت که پذیرش توقف غنیسازی به نوعی بتواند گامی برای اصلاحات بعدی باشد. من فکر میکنم کمکم کره شمالی از فعالیتهای تند و رادیکال به سمت اصلاحات و تغییراتی در سیستم خود حرکت کند. گذشته از این نیز باید گفت وضعیت کره شمالی خیلی بغرنجتر از آنی است که بتوان برای این کشور سناریویی خوشبینانه تصور کرد. این کشور چارهای جز این ندارد که سیاستهای خود را تعدیل کند تا از فقر و فلاکت نجات یابد. زیرا گزارشهایی که توسط برخی از مراکز بین المللی در مورد این کشور منتشر و به بیرون درز میکند نشان از فقر شدید مردم آن دارد.
آیا امیدی به وحدت 2 کره هست؟
اگر کره شمالی بتواند متعادل شود میتوان گفت آرامآرام زمینه برای وحدت 2 کره حداقل در کوتاهمدت (همانطور که در مورد چین و ماکائو رخ داد) اتفاق میافتد. یعنی با وجود این که 2 کشور کره شمالی و کره جنوبی 2 حکومت جداگانه دارند، اما در خیلی از امور با هم هماهنگ باشند. این دو کشور در گذشته هم در برخی از رفتارهای خود (همچون شرکت مشترک و سمبلیک در المپیک) نشان دادند که میل به وحدت دارند.
به نظر شما رهبر جدید کره شمالی میتواند نقش رائول کاسترو در کوبا را بازی کند؟
رائول کاسترو، سیاستمداری کارکشته، قدیمی و سرد و گرم چشیده است و در حقیقت میداند که چگونه کشور خود را آرامآرام به سمتی هدایت کند تا دچار فروپاشی سریع نشود. با این حال حرکتی که در حال انجام در کوباست میتواند احتمالا یک نوع الگو برای کره شمالی به حساب آید.
علی رمضانی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: