در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«ارواح سیاه» در دنیایی خلق شده که در هر گوشهاش مرگ کمین کرده است. هر قدمی که بر میدارید، هر دکمهای که میفشارید، هر اسلحهای که انتخاب میکنید و هر چیزی را که رد یا قبول میکنید باید کاملا حساب شده باشد. کوچکترین اشتباهی در این تصمیمگیریها مساوی است با مرگی دردناک که نه تنها شما را مجبور به انجام دادن دوباره مرحله میکند، بلکه همه آن چیزی را که در طول بازی اندوخته بودید را از شما میگیرد. در این زمینه اگر بتوانید از اشتباهتان درس گرفته و به محل مرگتان برسید، اندوختهتان که شامل روحهایی است که به دست آوردید و همچنین مقدار انسانیتی را که به شما تعلق میگیرد، دوباره به دست خواهید آورد، در غیر این صورت برای همیشه آنها را از دست خواهید داد.
مرگ؛ بازیکننده بزودی آن را به عنوان بخش جدا ناشدنی از بازی میپذیرد و به هر نحوی با آن کنار میآید و سعی میکند از پساش برآید. بازیکننده باید با مرگ دست و پنجه نرم کند؛ با هجوم ناغافلانه درختانی بیحرکت در جنگلی تاریک. با دامهایی که تنها بدبینترین آدمها به وجود آنها شک میکنند، با شوالیههای قدرتمندی که در دور دست ایستادهاند و راهتان را سد کرده و شما را به مبارزه میطلبند.
با پرتگاههایی در تاریکی مطلق که تنها در فاصله یک قدمی از مرگ قابل تشخیصاند. با قارچهای کوچک و بیآزار سردرگم در جنگل که کورکورانه به این سو و آن سو میدوند و با هیولاهای مخوفی که ساعتها و روزها شما را میرنجانند و بیرحمانه تنبیه میکنند. مراحل بازی هم کاملا بیرحم و خطرناک هستند: شهری طاعونزده که بسختی در باتلاقهای مرگبار آن قدم میگذارید و مرضها و نفرینها را بر دوش میکشید تا از آن بگذرید، کتابخانه شکوهمندی که در راهروهای آن سردرگم میشوید و انبوه کتابهایی که تا جایی که چشم کار میکند به بلندای سقفهای عظیم چیده شدهاند. این گونه است که ضعف را در آن تاریکی و سردرگمی احساس خواهید کرد. ارواح سیاه در دنیایی سرشار از تخیلات بیحد و حصر بنا شده است. این دنیای مخوف به طرز زیبایی چیده شده و هیچگاه یکنواخت نمیشود. دنیای بازی محیط بسیار گستردهای است که این بار بهطور یکپارچه در اختیار بازیکننده است تا آزادانه در آن بگردد و آنچه را که در سفر سخت و مهلک خود نیاز دارد، بیابد.
یکی از نقاط قوت ارواح شیاطین روند بازی درگیرکننده آن بود که در این بازی پیشرفت کرده است و اختیار بسیار زیادی به بازیکننده میدهد. البته در برابر این اختیار از او انتظار زیادی هم دارد. بازیکننده میداند که از هر مرگی به روشهایی متفاوت میتواند جان سالم به در ببرد. اگر از این اختیار گستردهای که به او داده شده به نحو احسن استفاده کند، بدون دردسر قویترین دشمنان را هم مغلوب میکند. در غیر این صورت مرگ تنها همدم همیشگی او خواهد بود. معمولا بازیکنندهها بعد از چند بار تمام کردن بازی ـ که هر بار به طور متوسط 60 ساعت طول میکشد ـ قدر این اختیاری را که به آنها داده شده میفهمند و میتوانند از آن بهره کافی ببرند. دفعه اول راه و چاهها آنقدر زیادند که مسلط شدن بر همه راههای مخفی، سلاحهای بهتر، جادو و انگشترهای موثر ممکن نیست. دنیای گسترده بازی سرشار است از اسلحه، انگشترها و غنیمتهایی که از دست دادن هر یک از آنها میتواند چند ساعتی شما را عقب بیندازد. بازیکننده باید محیط اطراف خود را با دقت بسیار زیر نظر بگیرد. به هر جا که احتمال دارد راه مخفی وجود داشته باشد سرک بکشد تا بتواند از بخشهایی که در گوشه و کنار بازی است بدرستی استفاده کند. هر بخش، هر سلاح و هر زره اگر در جای خودش استفاده شود موثر خواهد بود ؛ در غیر این صورت کارایی نخواهد داشت. امکان ارتقا برای بیشتر آنها وجود دارد و به اشکال مختلف میتوانید سلاح مورد علاقه خود را قویتر کنید. هر طور که سلیقهتان میطلبد، هر طور که فکر میکنید موثرتر است، شخصیت خود را ارتقا دهید و به تناسب تواناییها، اسلحه و جادویی انتخاب کنید که بهترین کارکرد را دارد. آنچه جذابیت و ارزش تکرار بینظیری به بازی میبخشد؛ تنوع گستردهای است که در همهجنبههای بازی دیده میشود. هیچ «بهترین سلاح» یا «بهترین زره» در بازی وجود ندارد. هر چیزی که در بازی قرار دارد میتواند مناسبترین وسیله برای شما باشد. اینطور نیست که با پیشرفت در بازی سلاحهای اولیهتان بیمصرف شوند. اولین سلاح شما میتواند تا پایان بازی بهترین همراه شما باشد، اگر از آن درست استفاده کنید.
درست در آن لحظهای که احساس میکنید با دشمنان تکراری سر و کله زدهاید و انواع حملهآنها را یاد گرفتهاید؛ وارد محیط جدیدی میشوید تا با دشمنانی کاملا تازه و خطرها و دامهای کاملا متفاوت مواجه شوید. محیطهای متنوع بازی با ترکیب بسیار مناسبی به هم متصل شدهاند، به طوری که هرگز از تکراری بودن محیطها گله نخواهید کرد. پس از تحمل دشواریهایی که از سر گذراندهاید ممکن است منتظر پاداشی باشید تا بازی کمی آسانتر شود ؛ ولی این اتفاق هیچوقت نمیافتد. در عوض پس از تحمل سختیهای فراوان به غول آخر مرحله میرسید که بارها و بارها شما را خواهد کشت. در نهایت هم که بر او چیره شوید؛ هیچ پاداش فوقالعادهای وجود ندارد. این روند بازی بیرحم باعث میشود تا شما پس از هر پیروزی احساس وصفناپذیری داشته باشید؛ احساسی که در هیچ بازی دیگری نظیر ندارد. هیچ رحمی به شما نشده و با این حال کاری را که در ابتدا بینهایت دشوار به نظر میرسید تمام کردهاید. این مهمترین پاداش بازی است. بازیکننده احساس میکند بالاخره دسترنجاش به نتیجه رسیده است و این احساس انگیزهای به او میدهد تا بتواند بارها و بارها بازی را تجربه کند.
بدون شک بخش آنلاین بازی ارواح شیاطین یکی از خلاقانهترین بخشهایی بوده که تا به حال ساخته شده است؛ ولی قسمت آنلاین ارواح سیاه پیشرفت بسیار چشمگیری نسبت به نسخه قبلی خود کرده است. در این بخش فرصتهایی وجود دارد که میتوانید به گروه یا انجمنی متعهد شوید. با توجه به انجمن یا گروهی که در آن عضو هستید و وضعیت دیگر بازیکنندهها، تعامل شما با آنها شکل میگیرد.
مثلا اگر در گروه Warrior of Sunlight عضو هستید میتوانید علامتی بگذارید که بازیکنان دیگر این علامت را ببینند و بتوانند شما را به دنیای خود فرا بخوانند تا به آنها در برابر دشمنان یا بازیکنندههای مهاجم کمک کنید. یا اگر در گروه Blade of Darkmoon باشید؛ همراه همکاران خود ناغافلانه به دنیای بازیکنندههای گناهکار که قبلا بازیکنندههای دیگر را کشتهاند؛ هجوم میبرید و انتقام دیگران را از او میگیرید یا اگر در گروه Path of Dragon باشید، به دنیای افرادی که حامل Dragon Scale (که بخش بسیار ارزشمندی است) هستند هجوم میبرید و آن را میدزدید!
به این ترتیب، در حین بازی با بازیکنندههای مختلفی مواجه میشوید که هر یک با هدفی به شما حمله یا از شما حمایت میکنند. تنوع بازی آنقدر زیاد است که هیچ دو نفری را پیدا نمیکنید که شبیه هم بازی کنند. یکی در زره سنگین و سپری بزرگ ظاهر میشود و با ضرباتی کند و مهلک به شما صدمه میزند و یکی در زرهی سبک و با خنجری کوچک مانند نینجاها از این طرف به آن طرف میجهد و حملات شما را دفع میکند. همان طور که قبلا گفتم ارواح سیاه یک بازی نیست، یک تجربه زندگی است که باید عاشقش باشید تا بتوانید از آن لذت ببرید.
فرهنگ هدایتی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: