کارگاه مستند

عنوان‌بندی یا تیتراژ

تیتراژ یا همان عنوان‌بندی، در ظاهر فقط مجالی برای معرفی عوامل به نظر می‌رسد و اغلب گمان می‌کنند تیتراژ را باید شناسنامه اثر دانست و به همین دلیل افراد چه هنگام تماشای فیلم در خانه یا در سینما به محض شروع تیتراژ پایانی، از فیلم روی گردانده و آن را تمام شده تلقی می‌کنند؛ حال آن که برای اثبات نادرستی این گمان دلایل بسیاری وجود دارد.
کد خبر: ۴۴۹۴۹۷

پیش از پرداختن به کارکرد اصلی تیتراژ، لازم است مرز میان عنوان‌بندی فیلم مستند با عنوان‌بندی دیگر فیلم‌ها را مشخص کنیم. آیا میان این دو تفاوت مشخصی وجود دارد یا این‌که هر دو با یک فرمول ثابت کار می‌شوند و اقتضائات مخصوص به خود ندارند.

فیلم مستند، از آنجا که اغلب اتکایی به بازی بازیگر ندارد، طبعا تیتراژ پایانی‌اش هم به مراتب کوتاه‌تر از فیلم داستانی است و بیش از آن که بخواهد تخیل واقعیت پنداشته شده در فیلم را به واقعیت پیوند بزند، نام عوامل پشت‌صحنه را آشکار می‌کند و به مخاطب آگاهی می‌دهد که تا اینجا مشغول دیدن فیلمی است که کاملا با سیر واقعگرایی فیلم همخوانی داشته و از این نظر انسجام محتوایی بیشتری با کلیت اثر در مقایسه با فیلم داستانی دارد. در فیلم مستند، عوامل سازنده هیچ‌گونه تلاشی در جهت فریب دادن تماشاگر نمی‌کنند و سعی ندارند چیزی را که واقعیت خارجی ندارد، به او بباورانند. حتی در مستند بازسازی هم مخاطب با این پیش‌فرض با اثر مواجه می‌شود که همه چیز ساختگی است و صرفا جایگزینی برای کمبود متریال بصری واقعی است نه این که سازنده بخواهد اتفاقی را که در عالم بیرون رخ نداده، واقعی بپندارد. با این وصف، تیتراژ در فیلم مستند، ادامه همان روند استنادی فیلم به شمار می‌آید و حتی به جلب اعتماد مخاطب نسبت به واقعی بودن ماجرای فیلم کمک می‌کند، در حالی که در فیلم داستانی درست عکس این قضیه صادق است.

اما جدا از این تفاوت‌ها، یکی از مهم‌ترین کارکردهای هنری عنوان‌بندی این است که مجالی را فراهم می‌کند برای تفکر تماشاگر در آنچه تا اینجا دیده و شنیده است. در واقع می‌توان گفت تیتراژ پلی ارتباطی میان دنیای فیلم و دنیای خارج است و تماشاگر را آماده می‌کند که آرام‌آرام از عالم اثر فاصله بگیرد و آماده ورود به عالم خارج از فیلم یا همان واقعیت خارجی روزمره شود. کات شدن بلافاصله فیلم به محض شروع تیتراژ و بازگشتن تماشاگر به دنیای خارج از فیلم، هم به پیامی که اثر به دنبال انتقال آن به مخاطب بوده لطمه می‌زند و هم به زندگی روزمره‌ای که در مدت مواجهه مخاطب با فیلم از شکل طبیعی خود خارج شده و نظم روتین آن به هم ریخته است. اگر فرهنگ تماشای تیتراژ میان تماشاگران ما جا بیفتد، طبعا سازندگان هم با دقت و وسواس بیشتری به طراحی و ساخت تیتراژ اقدام خواهند کرد و در نتیجه، فرآیند تاثیر و تاثر فیلم و مخاطب شکل اصیل و درست خود را باز خواهد یافت. بخصوص در زمینه فیلم مستند که بازگوکننده واقعیات جامعه است و از این نظر حساسیت بیشتری نسبت به فیلم داستانی دارد.

آزاد جعفری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها