چهره‌ها و حادثه‌ها

همه چیزم یک شبه از دست رفت

با مدال برنز کاراته بازی‌های آسیایی شناخته شد. آن موقع بود که خیلی‌ها فهمیدند می‌‌توان روی امیر مهدی‌زاده، جوان متولد 68 حساب باز کرد؛ کسی که تا آن روز عناوینی مثل قهرمانی جایزه بزرگ ترکیه، قهرمانی رقابت‌های فرانسه و مسابقه‌های بین‌المللی دیگر را به دست آورده بود اما خودش می‌دانست که بازی‌های آسیایی گوانگجو سکوی پرشش است، به همین خاطر تمام تلاشش را کرد تا یک سال پیش از این بازی‌ها در هیچ مسابقه‌ای شکست نخورد، اگر چه نمی‌‌دانست بعضی مسائل از اراده او خارج است.
کد خبر: ۴۴۷۵۱۰

 وقتی قرار می‌‌شود از یکی از سخت ترین حوادث زندگی‌اش بگوید، خاطره‌ای را به یاد می‌‌آورد که هرچند سختی‌هایی را برای او به همراه داشته، اما در نهایت یکی از شیرین‌ترین خاطره‌هایش است: «سال پیش از بازی‌های آسیایی 2010 در تمام رقابت‌های کشوری با موفقیت ظاهر شدم. در هیچ مسابقه‌ای شکست نخوردم تا ثابت کنم که می‌‌توانم یکی از ملی‌پوشان ایران در بازی‌های آسیایی باشم. در وزن منهای 60 کیلوگرم مسابقه می‌دادم و باید جای قهرمان بزرگی مثل حسین روحانی را پر می‌‌کردم. کارم سخت بود، به همین خاطر خیلی تمرین می‌‌کردم تا عقب نمانم. وضعیت خیلی خوبی داشتم تا این‌که در یکی از مسابقه‌ها حریفم به زانویم ضربه زد که کشکک آن آسیب شدیدی دید. پزشکان گفتند باید جراحی کنم اما بعد از عمل جراحی هم مشکل حرکتی پیدا می‌‌کنم و با این شرایط باید با کاراته خداحافظی کنم. باورم نمی‌‌شد. من باید در اوج جوانی و در بهترین شرایط با ورزش خداحافظی می‌‌کردم آنهم در شرایطی که آرزوهای بزرگی داشتم. قبل از عمل جراحی به مشهد رفتم. با امام رضا حرف زدم. سه ماه بیشتر تا رقابت‌های انتخابی تیم ملی نمانده بود. به آقا گفتم من اینقدر زحمت نکشیدم که حالا موقع برداشت محصول همه چیز را کنار بگذارم. آنقدر ناراحت و دلشکسته بودم که به امام رضا گفتم باید من را شفا بدهی. یک سال نباخته بودم تا در بازی‌های آسیایی افتخار آفرینی کنم؛ مگر می‌‌شود در این شرایط همه چیز را کنار بگذارم؟ در حرم امام رضا ماندم و دعا کردم تا موقع عمل جراحی رسید.

به تهران برگشتم و زانویم عمل شد. مدت طولانی پایم در گچ بود تا این‌که زمان کوتاهی مانده به مسابقه انتخابی گچ را باز کردند. پزشکم گفت نمی‌دانم چه می‌‌شود. تمرین کن تا ببینیم چه می‌‌شود. شروع کردم و وقتی در مسابقه انتخابی شرکت کردم، هیچ‌کسی باورش نمی‌‌شد که من به این خوبی مسابقه بدهم.»

امیر مهدی‌زاده باور دارد که یکی از معجزات زندگی‌اش را به چشم دیده: «باید ورزشکار باشید و حس و حال من را درک کنید. همه چیز داشت یک شبه از دستم می‌‌رفت اما با معجزه‌ای که در زندگی‌ام اتفاق افتاد، دوباره پر از امید شدم و حالا حالا‌ها می‌‌خواهم برای ایران افتخارآفرینی کنم. من هنوز راه زیادی دارم اما در هر روزی که پشت سر می‌‌گذارم، به این فکر می‌‌کنم که تنها عاملی که باعث شده هنوز دارم ادامه می‌‌دهم، امام رضا است؛ نه هیچ چیز و شخص دیگری.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها