نگاهی به رواج پدیده زبان مخفی در میان جوانان

گفت‌وگوهای پنهان

کد خبر: ۴۴۷۰۷۱

این تکیه‌کلام‌ها و جمله‌ها و اصطلاحات مشابه‌شان را این روزها در گفت‌وگوهای میان جوانان و نوجوانان زیاد می‌شنویم. به کاربردن اصطلاحاتی مثل همین «ایکی ثانیه»، «زاقارت»، «گرخیدن» یا «گولاخ» در فرهنگ رسمی و شفاهی زبان فارسی کم‌سابقه یا بی‌سابقه است. برخی از اصطلاحات و واژگان ادبیات محاوره‌ای جوانان، با وجود آن‌که در زبان رسمی و معمول نیز به کار می‌روند، در محاورات و گفت‌وگوهای میان جوانان قلب ماهیت می‌یابند و در معناهایی متفاوت از معنای پیشین به کار می‌روند. همه ‌این عوامل سبب می‌شود که فرد فارسی‌زبانی که با فرهنگ جوانان و نوجوانان شهری ناآشناست، در مواجهه با این ادبیات چیز زیادی از محتوای کلامی که میان جوانان رد و بدل می‌شود، دستگیرش نشود.

زبان‌شناسان و جامعه‌شناسان زبان به این پدیده «زبان مخفی» می‌گویند. زبان مخفی نحوه خاصی از کاربرد یک زبان است که در میان یک گروه یا خرده‌فرهنگ وابسته به آن زبان، مورد استفاده قرار می‌گیرد و گونه‌ای تمایز میان اعضای خرده‌فرهنگی که زبان مخفی را به کار می‌گیرند و دیگران به وجود می‌آورند و در بین جوانان به دلیل تمایل به پنهانکاری، دورماندن از نگاه والدین و انجام کارها یا ارتباط‌هایی که خانواده با آن مخالف است، مورد استفاده قرار می‌گیرد.

برخی رواج زبان مخفی میان جوانان و نوجوانان شهرنشین ایرانی، مایه‌ نگرانی برخی از علاقه‌مندان به زبان و ادبیات فارسی شده است. آنها دلواپس شیوع بی‌رویه این زبان در جامعه هستند و هشدار می‌دهند که این مساله ممکن است زبان کهن فارسی را به کجراهه ببرد. شاید این نگرانی‌ها بجا باشند و زبان فارسی در نتیجه تأثیرات این زبان مخفی آسیب دیده باشد‌ یا در آینده آسیب ببیند، اما به نظر می‌رسد رواج استفاده از زبان مخفی در میان جوانان، ابعاد مهم دیگری نیز دارد که کمتر به آنها پرداخته شده است.

چرا مخفی؟

برخی می‌گویند خاستگاه زبان مخفی، گروه‌های خلافکار و خرده‌فرهنگ‌های بزهکار بوده است. خرده‌فرهنگ بزهکار به خاطر نوع زندگی و ارتباطش با قانون، حکومت و سایر اعضای جامعه، خرده‌فرهنگی مخفی است. خرده‌‌فرهنگ تبهکار اگر پنهان نباشد، با قانون مواجه می‌شود و چیزی جز دادگاه و جزای زیر پا گذاشتن قانون و فرهنگ رسمی جامعه در انتظارش نخواهد بود. ولی عده‌ای نیز معتقدند همیشه این‌گونه نبوده و گروه‌های خلافکار تنها خاستگاه این واژه‌ها نیستند. بلکه خانوارهای جمعی مثل سربازخانه‌ها، خوابگاه‌های دانشجویی و جمع‌های دیگری نیز می‌تواند خاستگاه آن باشد.

جدا از این، اصول و ارزش‌هایی که خرده‌فرهنگ بزهکار به آنها علاقه نشان می‌دهد، در تضاد مستقیم با ارزش‌هایی است که فرهنگ رسمی و غالب آنها را می‌ستاید و تبلیغ می‌کند. این همه باعث می‌شود اعضای خرده‌فرهنگ‌های بزهکار به گروه‌های حاشیه‌ای و رانده‌شده از جامعه تبدیل شوند. آنها ارزش‌ها و هنجارها و افکار و کردارهای خاص خود را دارند که در بسیاری از موارد، متمایز از ارزش‌ها و هنجارهای فرهنگ رسمی است.

رواج زبان مخفی در میان جوانان ایرانی، می‌تواند به خوبی تغییراتی را که در نحوه ارتباط 2 نسل جامعه ایران اتفاق افتاده است به ما نشان دهد

شیدا اعتضادی و فاطمه‌سادات علمدار در پژوهشی جامعه‌شناختی با عنوان «تحلیل جامعه‌‌شناختی زبان مخفی در میان دختران»، پدیده زبان مخفی را بررسی کرده‌اند. آنها درباره ‌این که زبان مخفی چیست و چگونه به وجود آمده است، می‌گویند: «زبان مخفی یکی از گونه‌های زبان است که دارای سابقه‌ای با ویژگی‌های خاص خود می‌باشد. نخستین مدارکی که از این گونه زبان به دست آمده، مربوط به سارقان و راهزنان بوده و از زندان رواج یافته است. این جماعت که خلاف قانون رفتار می‌کرده‌اند، برای ارتباط با یکدیگر به زبانی نیاز داشته‌اند که اسرارشان را پوشیده نگه دارد.»

جوانان و زبان مخفی

خاستگاه زبان مخفی در میان خلافکاران است، اما این خاستگاه چه ارتباطی با جوانان و استفاده روزافزون آنها از زبان مخفی دارد؟ آیا جوانان رفته‌رفته به سمت بزهکاری سوق پیدا می‌کنند؟ آیا آنها مجبورند چیزهایی را پنهان کنند و از همین روست که زبان مخفی را به کار می‌گیرند؟

استفاده از زبان مخفی تنها به منظور پنهان نگهداشتن اسرار نیست. بسیاری از لغات و اصطلاحاتی که امروزه جوانان و نوجوانان در تعاملاتشان به کار می‌گیرند، معنای منفی و نامطلوبی ندارد. بسیاری از این واژگان، همان کلماتی هستند که در فرهنگ رسمی روزمره به کار برده می‌شود و در زبان مخفی تنها تغییراتی در معنا و نحوه بیان آنها به وجود آمده است.

دکتر محمود اکرامی در کتاب «مردم‌شناسی اصطلاحات خودمانی» در این خصوص می‌نویسد: «نکته حائز اهمیت آن‌که به‌رغم مخفی‌بودن بار معنایی لغات مزبور برای عموم، لزوما این لغات دارای بار معنایی منفی نمی‌باشند و حتی در مواقعی دارای مترادفات معمول یا ارزشمند در زبان معیار نیز هستند.

به عنوان مثال، «نور بالا زدن» به معنای بسیار مذهبی‌بودن و رعایت واجبات و مستحبات است که موجب نورانی‌شدن فرد می‌شود یا «تسبیح دستِتَم» به معنای اظهار ارادت مخلصانه می‌باشد. در برخی مواقع نیز لغات ابداعی در زبان مخفی بیانگر تحولات ایجادشده در حوزه اقتصاد، سیاست، فرهنگ و مسائل اجتماعی می‌باشند، به عنوان مثال، «پژو حسرتی» که به ماشین آردی (RD) گفته می‌شود، برخاسته از تحولات صنعتی نه‌چندان مناسب در حوزه خودروسازی ایران و گرایش مردم به تفاخر و... می‌باشد که تمایل دارند ماشین پیکانی را که ظاهری شبیه پژو دارد، بخرند.»

زبان و رابطه 2 نسل

زبان عنصر اساسی فرهنگ است. زبان می‌تواند در معرفی هر فرهنگ نقش یک نماد را ایفا کند و بسیاری از ویژگی‌های یک فرهنگ را می‌توان از طریق زبانی که مردم آن فرهنگ در گفتار و نوشتار به کار می‌گیرند، شناخت.هر نسل نیز منطبق با شرایط زمانی که در آن زندگی می‌کند، ویژگی‌های فرهنگی‌ برای خود پدید می‌آورد که ممکن است از ویژگی‌های فرهنگی نسل‌های قبلی و بعدی متفاوت باشد. اما انتظار می‌رود که این تفاوت‌های فرهنگی میان نسل‌ها، آن‌چنان عمیق نباشد که موجب ایجاد شکاف و گسست میان آنها شود.

شکل‌گیری و رواج پدیده زبان مخفی در میان جوانان ایرانی، می‌تواند به خوبی تغییراتی را که در نحوه ارتباط 2 نسل جامعه ایران اتفاق افتاده است، به ما نشان دهد. زبان مخفی موقعی در میان جوانان شکل می‌گیرد و در محاورات روزمره شایع می‌شود که تفاوت بسیاری در ارزش‌های فرهنگی جوانان، در مقایسه با نسل قبلی (پدران و مادرانشان) رخ داده باشد. این تفاوت ممکن است آنقدر عمیق باشد که ارتباط عادی میان 2 نسل را مختل کند و سبب شود جوانان نیاز به استفاده از زبان مخفی را احساس کنند.

این‌که جوانان در تعاملاتشان از زبانی متفاوت استفاده می‌کنند، لزوما به خاطر آن نیست که از فرهنگی خلافکارانه پیروی می‌کنند. آنها این زبان را به کار می‌گیرند چون ارزش‌های فرهنگی متفاوتی نسبت به نسل قبلی دارند، ارزش‌هایی که نسل بزرگ‌تر نمی‌خواهد آنها را به رسمیت بشناسد، پس لازم است این ارزش‌ها را در پوشش زبان مخفی میان خود پنهان کنند.

رواج زبان مخفی در میان جوانان ایرانی بیش از هر چیز نشانگر تمایز و فاصله‌ای است که در کشور ما، میان 2 نسل اتفاق افتاده است. گویی نسل تازه ناامید از دست‌یافتن به توافقی با نسل پیش از خود، دنیای فرهنگی متفاوتی را برای خود خلق کرده است که زبان مخفی بخش مهمی از آن را تشکیل می‌دهد.

اما شاید همه داستان پنهانکاری جوانان به خاطر افکار متفاوتشان با بزرگترها نباشد. در هر جامعه یک زبان رسمی وجود دارد. این زبان نماد و نماینده فرهنگ غالب جامعه است. سرپیچی از به‌کاربردن قواعد زبان رسمی، می‌تواند بیانگر نوعی مقاومت در برابر فرهنگ غالب نیز باشد. جوانان لزوما نمی‌خواهند از طریق زبان مخفی چیزی را پنهان کنند. آنها می‌خواهند بر تمایزشان تأکید کنند و این کار را از طریق نه‌گفتن به زبان رسمی انجام می‌دهند.

شیوع زبان مخفی

وجود زبان‌های مخفی در جامعه، امری غیر طبیعی نیست. اما مساله مهم میزان شیوع این زبان‌هاست. هر قدر زبان مخفی در میان عده بیشتری از اعضای جامعه شیوع پیدا کند، می‌توان گفت ساختار فرهنگی آن جامعه دچار مشکلات بیشتری است. چرا که زبان مخفی ـ همان‌طور که گفته شد ـ به منظور پنهانکاری یا اعتراض به کار می‌رود و اگر عده زیادی از افراد جامعه مجبور به پنهانکاری یا مقاومت و اعتراض باشند، پس لابد در ساختار فرهنگی جامعه مشکلاتی وجود دارد که باید با آنها روبه‌رو شد، آنها را شناخت و برای حل‌کردنشان کوشید.

اما جدا از این، در سال‌های اخیر عوامل دیگری نیز بر سرعت شیوع زبان مخفی در جامعه ایران افزوده است. گسترش روابط مجازی از طریق اینترنت و تلفن همراه افراد بیشتری را با زبان مخفی آشنا کرده و باعث ورود آنها به دنیای زبان مخفی شده است.

اعتضادی و علمدار نیز در پژوهش‌شان اینترنت، چت و پیامک را از عوامل مهم گسترش زبان مخفی دانسته‌اند. آنها اشاره کرده‌اند « فضای اینترنت بستر بسیار مناسبی برای طرح مسائل و دغدغه‌های افراد، بخصوص جوانان است. در فضای اینترنت فرد می‌تواند با پنهان‌کردن هویت خود براحتی عقاید و افکار خود را مطرح کرده و مخاطبان مورد نظر خود را بیابد. از طرف دیگر، اینترنت فضای بسیار مناسبی برای بروز و ظهور گروه‌های خاموش اجتماعی نیز هست.»

نگرانی‌ها

زبان مثل هر پدیده اجتماعی دیگر تغییر می‌کند، چنان که زبان امروزین ما با زبان عصر سعدی و فردوسی تفاوت دارد. شاید لازم باشد بیش از آن‌که برای تغییر زبان فارسی نگرانیم، برای روندها و مشکلات فرهنگی و اجتماعی‌ای نگران باشیم که باعث به وجودآمدن زبان مخفی می‌شوند، مسائلی که 2 نسل را از هم گسسته‌اند، مسائلی که باعث شده‌اند جوانان در قالب زبان و گفتار در برابر چیزی از خود مقاومت نشان دهند.

زبان مشترک عامل وحدت و انسجام ماست و زبان مشترک تنها از گفت‌وگو و تعامل دوطرفه به وجود می‌آید. پدران و مادران هنگامی خواهند توانست با فرزندانشان وارد تعامل شوند، آنها را بفهمند و از سوی آنها فهمیده شوند که با فرزندان جوانشان زبان مشترکی داشته باشند و این زبان جز با اراده 2 طرف برای گفت‌وگوی تفاهم‌آمیز بیشتر حاصل نمی‌شود.

به هر حال خانواده‌هایی که فرزندان جوان یا نوجوانی دارند حتما با این پدیده نوظهور ـ به زعم‌ آنها ـ در حیطه ارتباط بین فردی برخورد داشته‌اند و بعضا از نوع حرف زدن فرزندانشان دچار حیرت شده‌اند ولی این خانواده‌ها بد نیست بدانند که این پدیده در همه اعصار و در همه کشورها رایج است که دلایل خاص خود را دارد و با توجه به شرایط تغییر می‌کند و بخشی از این اصطلاحات و کلمات غیررسمی و به اصطلاح مخفی بعد از مدتی به حیطه زبان رسمی راه پیدا می‌کنند و در کنار سایر واژه‌ها به زیست‌زبانی خود ادامه می‌دهند.

سالار کاشانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها