در همان کتابخانه، کتابهایی مربوط به معرفی فرهنگ و هنر 6 هزار ساله ایران زمین نیز به زبانهای بینالمللی موجود بود که هیچیک از نظر کیفیت چاپ، جامعیت و حجم عکس و مطلب به کار پروییها نمیرسید. البته شاید تنوع و قدمت تمدن ایران خودش بهانهای باشد برای سازمان میراث فرهنگی که در معرفی وجوه مختلف فرهنگ این مرز و بوم به جهانیان حق مطلب را ادا نکرده است. برای مثال معرفی یافتههای باستانشناسی از محوطههای شهر سوخته، جیرفت و... که مربوط به 3 تا 6هزار سال پیش هستند، هریک مثنوی هفتاد من کاغذ میشود که متاسفانه شاید تاکنون تنها در حد چند بیت از آنها ارائه شده است. کار روی تمدنهای عیلامی، ماد، هخامنشی، اشکانی و ساسانی از این هم مهمتر است که از آنها نیز مجموعهای در خور به بازار نشر جهان راه پیدا نکرده است.
فرهنگ و هنر دوره اسلامی تمدن ایران هم برخلاف انتظار چندان جلوهای در قالب کتابهای نفیس نیافته است. هریک از سبکهای معماری و رشتههای هنری دوره اسلامی ایران، برای معرفی نیازمند کتابی مستقل است که بیاغراق مجموعه آنها خودش یک کتابخانه خواهد شد. به این فهرست باید آیینهای مذهبی کشور را هم افزود که آنها هم مورد بیتوجهی قرار گرفتهاند. برای مثال چند سال پیش وقتی برای آشنایی با نخل گردانی در شهرهای کویری خراسان به اداره میراث فرهنگی آن استان مراجعه کردم، تنها مرجع مکتوب، جزوهای کپی شده بود. جالب آن که پشت سر من هم چند گردشگر اروپایی منتظر بودند تا قبل از سفر به شهرهای کویری، آن جزوه لاغر را که تنها با چند عکس کپی رنگی مصور شده بود، مطالعه کنند. این تجربه، نشاندهنده بیاعتنایی غیرقابل باور به معرفی پیشینه درخشان فرهنگی کشوری است که جهان تشنه آشنایی با آن است.
مهدی یاورمنش
گروه فرهنگ و هنر