در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سریال سرگشته به نویسندگی اینجانب با توجه به کلیت متن و نه گویش برخی از همکاران بازیگر و برخلاف اظهارات منتقد محترم یکدست و کاملا ادبی نوشته شده و همگان میدانند نوشته و فیلمنامه یک هویت مستقل معنوی و مادی دارد که مستقیما به فیلمنامهنویس بازمیگردد و فیلم ساختهشده براساس آن فیلمنامه و ماحصل کار به تمامی عوامل اجرایی از بازیگران گرفته تا عوامل دیگر و در صدر آنها کارگردان بستگی دارد و ارتباط فیلمنامهنویس با گروه در صحنه فیلمبرداری قطع میشود، بنابراین دیالوگهایی که در فیلم شنیده میشود تنها مربوط به فیلمنامهنویس نیست و ممکن است توسط بازیگر و کارگردان دچار دخل و تصرف شود، پس آن چیزی که در صفحه تلویزیون دیده میشود یا بر پرده سینما مینشیند نتیجه ذوق کارگردان و بازیگران است، نه فیلمنامهنویس به تنهایی تا مگر عواملی نظیر بازیگران و کارگردان مدعی شوند که در ادای دیالوگها کاملا به متن وفادار بودهاند. مثلا در سریال سرگشته آقای عبداللهی، بازیگر نقش مالکبن مسمع، دوست و یار عبیدالله جعفی کاملا مانند متن دیالوگ گفته و بازی کرده است و در هیچ کجای کار چنددستی دیده نمیشود. همینطور درخصوص بسیاری از بازیگران دیگر مانند پدر نوال، ابنزیاد شریح، قاضی نوال و... اینکه دوست منتقدی بنا بر ندانستههای خود انگشت اتهام را بر نویسنده و فیلمنامه نشانه گرفته است جای سوال و اما و اگر بسیار دارد. درست مانند این میماند که اختلال در صدابرداری یا مشکل پخش صدا را در تند یا کشدار پخششدن به گردن بازیگران انداخت و نقدی نوشت که چرا بازیگران کشدار و کند و خندهدار حرف زدهاند و مطمئنا هر کارشناسی میتواند تشخیص دهد که این ایراد از صدابرداری یا پخش مشکلدار بوده است و نه مربوط به بازیگر. مثالهای عنوان شده در نقد این نویسنده محترم همگی مربوط به گویش یکی از بازیگران (نقش عکرمه) است که خود بازیگر در همان صفحه در مصاحبهای اعلام کرده که با نظر کارگردان محترم گویشها را مثلا روان کرده است، آیا این کار درست و اخلاقی است یا لطمه به کار زده را باید از دوستان دیگر پرسید یا آنها هستند که باید پاسخگو باشند. اگر در برخی صحنهها عدهای از بازیگران پیشکسوت سرخود دیالوگها را برای بیان، سادهتر روان کرده و به جملهبندی و سجع کلام لطمه زدهاند مربوط به اتفاقات سرصحنه است و نه فیلمنامه. لااقل تعدادی از همکاران محترم بازیگر به متن وفادار بودهاند تا معلوم شود نویسنده آیا در نوشتن دیالوگهای تاریخی درست عمل کرده است یا ضعف داشته است. به هر تقدیر لازم میدانم اضافه کنم چیزی که در هنر ایران به آن توجه نمیشود مالکیت معنوی اثر است و معمولا تنها فیلمنامه و فیلمنامهنویس را نقد میکنند، بدون در نظر داشتن فرآیند تبدیلشدن یک فیلمنامه به فیلم، از منظر بنده نقد این دوست محترم بیشتر از آن که به سریال بپردازد به فیلمنامه پرداخته و گویی ایشان فیلمنامه را خوانده است و یقین داشته که در فیلمنامه این ایرادات وجود داشته در حالیکه ایشان فرآیند بازگو شدن دیالوگها را آن هم تنها از یک بازیگر مثال زده است.
سیدجلالالدین دری، نویسنده سریال سرگشته
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: