جالب اینکه الکس فرگوسن 70 ساله و سیریناپذیر از افتخارات و قهرمانی و سرمربی شیاطین سرخ انگلیس طی 26 سال زمامداری در اولدترافورد، همواره اعتقاد دارد که در میان شاگردانش، سولشیر میتواند موفقترین فرد در این حرفه باشد. قهرمانی شگفتانگیز مولده در فصل 2011 لیگ نروژ تاییدی روشن و آشکار بر دیدگاه اوست. سولشیر سال 2008 و بعد از دو سه سال مبارزه کمنتیجه با انواع مصدومیتهای مزمن، سرانجام به عنوان یک بازیکن اعلام بازنشستگی کرد و 2 سال به عنوان کارآموز مربیگری در اولدترافورد و در کلاسهای این حرفه به کسب علم و تجربه روی آورد. او آنگاه پیشنهاد فرگی را برای این که در منچستر بماند و یکی از مربیان اصلی تیم B باشگاه شود، نپذیرفت و برای این که هویت مستقلی بیابد و روی پای خودش بایستد به کشورش بازگشت و مربی تیم معروف، اما لرزان و نزول کرده مولده شد که فرجام این گزینش را در سطور قبلی برایتان آوردیم.
آیندهای روشنتر
سولشیر در 39 سالگی و در سایه این پیروزی جالب، ظاهرا میتواند به آیندهای روشنتر در حرفه مربیگری و در تیمهایی بزرگتر بیندیشد.
به نظر میرسد چند تیم انگلیسی با در نظر گرفتن این که وی سالها در این کشور بازی کرده و کاملا با فضا و الزامهای کار در آنجا آشناست، خواستار وی شدهاند. فرگوسن درباره سولشیر که در 366 بازی برای یونایتد 126 گل به ثمر رسانده است، میگوید: «فکر میکنم سولشیر برای کار در باشگاههای بزرگتر و کشورهای مطرحتر در فوتبال نباید عجلهای به خرج بدهد زیرا ممکن است در این شتاب، انرژیاش سوخت شود و با چند شکست بزرگ سرخوردگی به سراغش بیاید. بهتر است او فعلا در همان مولده یا باشگاه دیگری در همان حد و اندازهها بماند و به کسب تجربههای بیشتر در این حرفه ادامه بدهد.
من مخالفتی با آمدن سولشیر به انگلیس یا رفتن او به هر کشور دیگری ندارم، اما همه چیز به زمان بستگی دارد.»
یادداشتبرداریها
اما فرگوسن هنوز با اعجاب و تحسین از اشتیاقی که سولشیر در زمان حضورش در منچستر نسبت به امر مربیگری و این حرفه بروز میداد، یاد میکند و میگوید: «سولشیر در سالهای طولانی بازیگریاش در یونایتد شوق و کشش زیادی به حرفه مربیگری هم داشت و پیوسته درصدد یادگیری بود. از خاطر نبردهام که در بسیاری از جلسات تمرین خودکار به دست روی دفترچه کوچکش آنچه را دیده بود مینوشت و اصول کار تمرینی و آنچه را سپری شده بود، روی کاغذ میبرد. او در پایان هر مسابقهای هم نکات بارز آن و درسهای برگرفته از آن را در دفترچههایش مینوشت تا از یادش نرود.
همین مساله نشان میدهد که او حتی در آن سن کم و در عین بازیگری چقدر به مربیگری علاقه نشان میداد.
او به جزئیات کار بسیار توجه نشان میداد و دقایق و نکات ظریف و ریز را مینوشت تا بعدا روی آنها از نو مطالعه و سپس نتیجهگیری و خط کارش را ترسیم کند. این امر بسیار مثبت و امیدبخش بود، زیرا در این حرفه اگر فداکاری نداشته باشید و خودتان را وقف آن نکنید، به جایی نخواهید رسید.
اینها مشخصههایی است که در هر عصر و زمانهای برای کسب توفیق در مربیگری به آن نیاز است و زمان و تاریخ آن فرق نمیکند و سولشیر خوشبختانه اینها را در وجودش دارد. او هم بازیکن توانایی بود و هم حالا که مربی شده است. قوه جذب شاگردانش را دارد، زیرا آنها به صداقت و پرکاری او احترام خواهند گذاشت.»
تایمز / مترجم: وصال روحانی