مدیر شبکه آموزش:

آموزش همگانی هدف اصلی ماست

شاید نام شبکه آموزش یا شبکه هفت کمتر به گوش بسیاری از شما خورده باشد وکمتر بیننده برنامه‌های این شبکه بوده باشید.
کد خبر: ۴۴۲۸۶۶

کافی است مثلا نام برنامه‌هایی مثل مشاعره ، رادیو هفت، مکتب خانه غیرانتفاعی یا هفته نامه و گل آموز را بشنوید تا به یادتان بیاید این برنامه‌ها متعلق به شبکه هفت یا آموزش است.

واقعیت این است که این شبکه در زمانی متولد شد که رسانه ملی صاحب شبکه‌های متعددی شده و انتخاب بین این شبکه‌ها نسبت به گذشته سخت‌تر بود.

البته شبکه آموزش نیز که اکنون نزدیک به یک دهه از عمر آن می‌گذرد دچار تغییرو تحولات اساسی در ساختار و محتوای برنامه‌های خود شد و بویژه در دو سال اخیر توانست با تولید برنامه‌های خاصی که به برخی از آنها اشاره کردیم هویت و موجودیت خود را میان انواع شبکه‌های تلویزیونی و البته مخاطبان به دست بیاورد.

شاید اولین سوالی که در ذهن هر مخاطبی با شنیدن نام شبکه آموزش متبادر شود این است که قرار است در این شبکه چه چیزی آموزش داده شود و به چه شکلی؟ آیا قرار است مسائل و مفاد درسی و آموزشگاهی در این شبکه تدریس شود و اصلا مفهوم آموزش در این شبکه به چه معناست؟

به هر حال شبکه آموزش، شبکه جوانی است و مخاطبان جوانی هم دارد. به این بهانه با دکتر قاسمی، مدیر شبکه آموزش درباره ماهیت و کارکردهای این شبکه به گفت‌وگو نشستیم.

محمدمهدی قاسمی، مدیر شبکه آموزش متولد سال 1348 و متخصص اعصاب و روان از دانشگاه شهید بهشتی است.

قاسمی سابقه 13 سال کار در رسانه ملی دارد و تا به حال سمت‌هایی نظیر مدیر و قائم‌مقام شورای سیاستگذاری سلامت از بدو تاسیس تا سال 1386، مشاور سلامت معاون امور مجلس و استان‌ها، صداوسیما و مشاور رییس سازمان صداوسیما در امور جوانان را در کارنامه خود دارد.

حالا دیگر همه شبکه هفت را به عنوان شبکه آموزش می‌شناسند. در اینجا آموزش چه معنا و مفهومی پیدا می‌کند؟ چون ظاهرا باید قلمروی آن و اهدافی که دنبال می‌کند ازسویه آموزشی شبکه‌های دیگر متفاوت باشد. واقعا تفاوت آموزش و کارکردهای آن در شبکه هفت نسبت به شبکه‌های دیگر چیست؟

در نکاتی که درباره کارکردهای آموزشی اشاره کردید باید به وجوه سرگرمی هم توجه کرد بویژه این‌که قرار است از آموزش در یک رسانه یا توسط یک رسانه صحبت کنیم. به عبارت دیگر، در یک فعالیت رسانه‌ای بویژه تلویزیون در حاشیه آموزش، سرگرمی هم وجود دارد که اگر این‌گونه نباشد بتدریج مخاطبان خود را از دست می‌دهد و دیگر امکان و فرصت آموزش نخواهد داشت.

شبکه آموزش فارغ از اهداف و ماهیت آموزشی که به آن اشاره کردید در درجه اول یک رسانه است و باید به مولفه‌ها و شرایط یک شبکه تلویزیونی پایبند باشد، مثلا در کنار کارکرد سرگرم‌کننده به وجوه هنری هم اهتمام داشته باشد. فرضا توجه و التزام به گرافیک و ساختار و زیبایی‌شناسی بصری از لوازم آن است.

شبکه آموزش به ذات رسانه‌ای خود وابسته است و اساسا بدون آن هویت و معنایی ندارد لذا توجه داشته باشید آموزش در اینجا بشدت با مفهوم رسانه و ویژگی‌های ذاتی آن آمیخته است. حضور دوربین در یک کلاس درس هم موجب می‌شود نوع رفتار وتعاملات معلم و دانش‌آموزان تغییر کند، لذا رسانه و ملزومات آن در اینجا مفهوم آموزش را تحت‌تاثیر خود قرار داده و در نسبت با خود معنا می‌کند. با این حال بحث محتوا و این‌که چه نوع برنامه‌هایی در شبکه آموزش دستمایه کار قرار بگیرد نیز از اهمیت زیادی برخوردار بوده و دغدغه‌های واقعی ما را در این شبکه روشن می‌سازد.

ما در شبکه آموزش به دنبال ایجاد بستر و شرایط عادلانه‌ای برای فرصت‌های برابر آموزشی هستیم و این یکی از اهداف و شعارهای اصلی این شبکه است بویژه در شهرستان‌ها و مراکز استان‌ها که نسبت به تهران از امکانات آموزشی کمتری برخوردار هستند.

خوشبختانه امروز نسبت به 10 سال پیش که این شبکه راه‌اندازی شد فرصت‌های برابر آموزشی درعمل و در واقعیت اجتماعی خود نیز اتفاق افتاده وعدالت بیشتری ازحیث فرصت‌های آموزشی در سطح کشور فراهم شده است. به همین دلیل شاید آن اهداف و طرح و برنامه‌هایی که از طریق تاسیس این شبکه دنبال می‌شد الان کمرنگ‌تر شده یا به عبارت بهتر اشکال و ابعاد دیگری پیدا کرده است.

اتفاقا امروزه در مفهوم مدرن از عدالت اجتماعی، توزیع برابر فرصت‌های آموزشی به موارد دیگری مثل قدرت و ثروت و منزلت آموزشی اضافه شده و بویژه با توجه به این‌که جامعه امروز جامعه دانش و اطلاعات محور است عدالت آموزشی مهم‌ترین بعد عدالت اجتماعی است که رسانه‌ای مثل شبکه آموزش می‌تواند نقش مهمی در راستای تحقق اهداف آن باشد.

همین‌طور است. اکنون عصر ارتباطات و اطلاعات است و بدیهی است ساز و کارهای تحقق عدالت اجتماعی در این ساختار دانش محور مبتنی بر آموزش و یادگیری و انتقال دانش و اطلاعات است. هر چقدر قدرت و توان جامعه از حیث ظرفیت اطلاعات و دانش بیشتر شود قطعا در جهت توسعه و گسترش عدالت اجتماعی گام برداشته‌ایم و شبکه آموزش از این حیث رسالت و وظایف حرفه‌ای مهمی بر دوش دارد.

درست است، ولی من بیشتر به دنبال پاسخ این سوال هستم که تفاوت معنا و کارکرد آموزش را در شبکه هفت نسبت به سایر شبکه‌ها درک کنم. از این رویکردی که شما به تفسیر مفهوم آموزش و رسانه پرداختید خب شبکه چهار که شبکه فرهیختگان ومخاطبان خاص است نیز می‌تواند مدعی رسالت آموزشی باشد. پس تفاوت این شبکه در وظایف و رسالت‌های رسانه‌ای خود چیست؟

ببینید ما در شبکه آموزش سه استراتژی و راهبرد را انتخاب کردیم. یکی از آنها جذابیت است که فارغ از اهداف و پیام‌های آموزش که در تولید یک برنامه وجود دارد باید آن برنامه از لحاظ رسانه‌ای و برنامه‌سازی برای مخاطبان جذابیت لازم را داشته باشد.

دومین راهبرد مهم این شبکه، مهارت آموزی است که از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.بدین معنی که وقتی مخاطبی از پای یک برنامه بلند شد احساس کند علاوه بر این‌که سرگرم شده حالا یک مهارت جدید هم فراگرفته است. سوم این‌که پیام‌ها و مهارت‌های آموزشی با زبان ساده و قابل فهمی برای همگان تهیه و تولید شود. شاید یکی از تفاوت‌های اساسی و اصلی شبکه آموزش با شبکه چهار که به شبکه فرهیختگان شهرت دارد در این است که ما دراین شبکه به مخاطبان عام فکر می‌کنیم که شاید دغدغه شبکه چهار نباشد.

البته ممکن است برنامه‌های شبکه چهار برای مخاطبان عام هم جذابیت داشته و قابل فهم باشد، اما الویت آنها سطح بالاتری از مخاطبان است، ولی در شبکه هفت، آموزش همگانی و عمومی در اولویت بوده و به عنوان هدف و رسالت مهم این شبکه محسوب می‌شود.

به عبارت دیگر، طرح و بیان ساده و همه فهم بودن پیام‌های آموزشی در شبکه هفت برای ما از اولویت بالایی برخوردار است. به همین دلیل ما سعی می‌کنیم به جزئیات بیشتری در تبیین مفاهیم و پیام‌های آموزشی بپردازیم و همواره مخاطبان عام را در نظر می‌گیریم. اگر بخواهم خیلی شفاف‌تر و جزیی‌تر توضیح دهم آموزش همگانی مهم‌ترین دغدغه شبکه آموزش است.

اگر شما به مقایسه وضعیت جدید برنامه‌های شبکه آموزش با سال‌های اولیه آن بپردازید متوجه این تغییر رویکرد می‌شوید و ما اکنون تلاش می‌کنیم برنامه‌های این شبکه، طیف و سطح بیشتری از مخاطبان تلویزیون را متوجه خود کرده و برای آنها جذاب و مفید باشد.

خوشبختانه تجربه عملی فعالیت‌های این شبکه با رویکرد جدید نشان می‌دهد این رویکرد در عمل موفق بوده و از دامنه و عمق اثرگذاری بیشتری برخوردار شده است.

خب این رویکرد در انتخاب موضوع و حتی مجریان و کارشناسانی که در برنامه‌های مختلف این شبکه حضور پیدا می‌کنند نیزتاثیرخود را می‌گذارد... .

دقیقا همین‌طور است. تلاش ما بر این است که شبکه آموزش در نوع پیام‌ها و محتوای آموزشی خود به یک مرجع رسانه‌ای بدل شود و اگر مخاطبی نکته و مهارتی از این شبکه می‌آموزد بتواند به آن اعتماد کند. به همین دلیل ما در شبکه آموزش در بخش‌های مختلف یک کمیته علمی تشکیل دادیم تا محتوای مفاهیم و پیام‌هایی که از این شبکه ارسال می‌شود قابل اطمینان و اعتماد باشد. اساسا رسانه بدون جلب اعتماد مخاطب نمی‌تواند به کار خود ادامه دهد و پذیرفته شود لذا یکی از دغدغه‌های جدی ما در شبکه آموزش تامین پشتوانه علمی برنامه‌هایی است که تولید می‌کنیم. واقعیت این است که تمام سرمایه ما دراین رسانه اعتماد مخاطب است، بویژه این‌که مخاطب شبکه آموزش به دنبال دریافت پیام‌ها و مهارت‌های آموزشی است.

ضمن این‌که به نظر می‌رسد شبکه آموزش در رویکرد جدید برنامه‌سازی‌های خود بویژه در سال‌های اخیر تلاش کرده سویه سرگرم‌کنندگی خود را حفظ کند و ازطریق تلفیق و ترکیب آموزش با سرگرمی، ضمن جلب اعتماد مخاطب، آنها را به تماشا بنشاند و ایجاد انگیزه کند.

من ابتدای صحبتم نیز به همین نکته اشاره کردم که به هرحال ما یک رسانه و شبکه تلویزیونی هستیم نه یک ابزار و بسته آموزشی به معنای متعارف و مدرسه‌ای، لذا یک ساختار رسانه‌ای باید به کارکردها و کارآمدی سرگرم کننده خود نیز وابسته باشد و آن را دست کم نگیرد. اتفاقا ایجاد و قابلیت سرگرمی در برنامه سازی‌های تلویزیونی یک فرآیند پیچیده اما با ارزشی است که بدون التزام به آن، بهترین برنامه‌های علمی و مهارت‌های آموزشی نیز نمی‌تواند در جامعه و بین مخاطبان تاثیر داشته باشد. لذا سرگرمی و جاذبه‌های رسانه‌ای، یکی از شروط اصلی تولید برنامه‌های تلویزیونی است که شبکه آموزش نیز از آن مستثنا نیست.

شما از فرصت‌های برابر آموزشی بویژه در مناطق محروم کشور و اصولا مراکز استان‌ها و خارج از پایتخت صحبت کردید. بدیهی است تحقق عدالت آموزشی به واسطه فعالیت‌های رسانه‌ای دردرجه اول باید با پوشش و دریافت امواج این شبکه در مناطق مختلف همراه باشد، در حالی که بسیاری از نقاط کشور هنوز ازدریافت این شبکه محروم هستند؟

واقعیت این است که حضوراین شبکه در مراکز استان‌ها و شهرستان‌های کوچک و دور با ماهیت و اهداف این شبکه انطباق دارد و اتفاقا آنها باید در الویت پوشش تصویری این شبکه باشند. البته درحال حاضر شهرستان‌های زیادی هستند که امکان دریافت این شبکه را دارند و بالای 50 میلیون پوشش جمعیتی دارد. با توجه به بضاعت فنی موجود، به نظر می‌رسد این سطح از پوشش جمعیتی نیز مناسب بوده و ان‌شاءالله بتدریج این گستردگی کامل شده و همه نقاط ایران را دربرمی‌گیرد. امیدواریم با دیجیتال شدن شبکه‌های تلویزیونی در کشور امکان دریافت این شبکه در مناطق مختلف ایران آسان‌تر شود و همه ایرانیان از این امکان برخوردار شوند که بتوانند از برنامه‌های این شبکه استفاده کرده، به‌طور کلی آن را دریافت کنند. با این حال در کنار این توسعه فنی و جغرافیایی باید به همگانی و جذابیت عمومی برنامه‌ها و محتوای این شبکه توجه داشت تا آموزش را دربستر سرگرمی به مخاطبان خود هدیه کند.

به نکته مهمی اشاره کردید. به نظر من رویکرد شبکه آموزش دربرنامه‌سازی تلویزیونی بیش از هر چیز دیگری ماهیت و هویت این شبکه را بازنمایی می‌کند و آن را از برنامه‌های مشابه شبکه‌های دیگر متمایز می‌سازد. مثلا من در چند قسمت از برنامه «صبح دیگر» شاهد طرح برخی مسائل خانوادگی و زناشویی بودم که کمتر در تلویزیون مطرح شده بود که اتفاقا با استقبال خیلی خوبی هم ازسوی مخاطبان مواجه شد. به نظرمن شبکه آموزش با رویکرد متفاوت و شفاف‌تر خود نسبت به مسائل جامعه می‌تواند به تبلیغ برنامه‌های خود پرداخته و تعداد بیشتری از مخاطبان را مجذوب خود کند. به عبارت دیگر شبکه آموزش می‌تواند به واسطه ماهیت آموزشی خود از ظرفیت‌های مهجور رسانه ملی استفاده کند و از این طریق دست به تولید برنامه‌های جذاب‌تر بزند.

قاسمی: هر چقدر قدرت و توان جامعه از حیث اطلاعات و دانش بیشتر شود قطعا در جهت توسعه و گسترش عدالت اجتماعی گام برداشته‌ایم و شبکه آموزش از این حیث رسالت و وظایف حرفه‌ای مهمی بر دوش دارد

اتفاقا من زمانی که در رادیو سلامت هم بودم با همین رویکرد موافق بودم و برنامه‌هایی که با این ساختار و نگاه تولید می‌شد، هم از حیث رسانه‌ای و بار آموزشی غنی تر بود و هم این‌که مخاطبان بیشتری را جذب می‌کرد. به هرحال وقتی بپذیریم صدا و سیما یک دانشگاه عمومی است شبکه آموزش می‌تواند مصداق عینی و عملی‌تر این شعار و رویکرد باشد.

به نظر من رسانه ملی ما از ظرفیت استفاده نشده زیادی در برنامه سازی برخوردار است که باخلاقیت و نوآوری و البته کمی جسارت و شجاعت می‌توان این ظرفیت‌های های بالقوه را فعال کرد و برنامه‌های جذاب و آموزنده‌ای ساخت. به نظر من رسانه ملی در برخی مسائل و معضلات اجتماعی باید با جسارت بیشتری وارد شده و قبل از این‌که یک مشکل به بحران اجتماعی و فراگیر تبدیل شود از آن جلوگیری کند.

اساسا وظیفه رسانه بویژه شبکه آموزش که ماهیت آن مبتنی بر یادگیری و آموزش مهارت‌های زندگی به مردم است توجه به مسائل و مشکلات واقعی مردم و ارائه راه حل‌هایی که بتواند به گره‌گشایی در زندگی آنها کمک کند باید مورد عنایت و اهتمام مدیران و برنامه‌سازان تلویزیونی قرار بگیرد و ما سعی کردیم در برنامه‌های این شبکه با این رویکرد جلو برویم.

برنامه صبح دیگر یا مشق عشق نمونه‌ای از این دست برنامه‌ها هستند که موفق شدند با رویکرد متفاوت خود در تبیین مساله، نظر مخاطبان زیادی را به خود جلب کنند.

در ضمن افزایش مخاطبان یک برنامه نشانه اعتمادسازی مخاطب بوده که یک سرمایه بزرگ برای ما محسوب می‌شود. واقعیت این است که شبکه آموزش باید کارکرد پیشگیرانه داشته باشد و از طریق آموزش دانش و مهارت‌های مختلف، از بروز تهدیدها و آسیب‌های جدی در نظام اجتماعی و زندگی مردم پیشگیری کند.

خوشبختانه مهندس ضرغامی از ساخت چنین برنامه‌هایی و اساسا چنین رویکردی در رسانه ملی حمایت کرده و این فرصت خوبی برای برنامه سازان تلویزیونی بویژه در حیطه‌های خانوادگی است تا با تولید برنامه‌های کارآمد و مفید، تازگی و طراوت و به روز بودن برنامه‌های خود را حفظ کند البته این نوع رویکرد در طرح مسائل که به آن اشاره کردید هم فرصت است و هم تهدید.

به این معنی که اگر به درستی و مبتنی بر واقعیت‌های عینی و علمی مطرح نشود می‌تواند زیان‌های غیرقابل جبرانی برای جامعه داشته باشد.

به همین دلیل بر مرجعیت علمی شبکه آموزش در برنامه‌سازی تاکید دارم. در غیر این صورت اعتماد مخاطب به رسانه ملی کاهش پیدا کرده و این برنامه‌ها نیز اعتبار خود را از دست می‌دهند.در واقع طرح مباحث مهم و مبتلا به اجتماعی در شبکه آموزش و اساسا هر شبکه‌ای از رسانه ملی باید با درایت و دقت بیشتری طرح شود تا سوءبرداشت نشود. این ظرفیت رسانه‌ای که به آن اشاره کردید باید با ظرافت هنری ـ فرهنگی نیز همراه باشد تا به ضد خود بدل نشود.

مثلا ما در برنامه مشق عشق در شبکه هفت تلاش کردیم رابطه دختر و پسر در ایران را با رویکرد حرفه‌ای و کارشناسانه به تصویر بکشیم و مورد نقد و بررسی قرار دهیم و اساسا به طرح مباحثی بپردازیم که کمتر در تلویزیون درباره آن صحبت شده است. ضمن این‌که با طرح عالمانه این مباحث از امکان سوءاستفاده برخی نیز جلوگیری به عمل آوریم تا حرمت‌ها و ارزش‌های جامعه نیزحفظ شود.

در این میان آموزش مهارت‌های زندگی به شهروندان و مخاطبان این شبکه از اهمیت و الویت بیشتری برخوردار است و اتفاقا دست گذاشتن روی چنین موضوعاتی هم می‌تواند موجب تمایز ساختاری و روشمند این شبکه از شبکه‌های دیگر باشد و هم به شبکه آموزش اعتبار بیشتری ببخشد.

اساسا یکی از اهداف مهم تاسیس شبکه آموزش همین است. در حال حاضر شما از طریق برنامه‌های گوناگون این شبکه شاهد آموزش مهارت‌های زندگی به مخاطب هستید که به شکل مستقیم و از طریق برنامه‌های گفت‌وگو محور و شیوه‌های غیرمستقیم در قالب برنامه‌های نمایشی به آموزش مهارت‌های زندگی می‌پردازد. در ضمن قصد داریم توانمندی مخاطبان را در زندگی ارتقا ببخشیم. مثلا از طریق ارائه اطلاعات لازم درباره یک کالا به مخاطب کمک می‌کنیم تا هنگام خرید توجه داشته باشد و ازاین طریق الگوی مصرف خانوار نیز اصلاح و آموزش داده شود. البته این کار دشواری است چون هم مهارت‌های زندگی، ابعاد و لایه‌های متعدد و گسترده‌ای دارد و هم آموزش آن به ظرافت‌ها و ظرفیت‌های هنری ـ رسانه‌ای وابسته است.

به همین دلیل ما برآموزش غیرمستقیم در شبکه آموزش تاکید داریم. در واقع مفهوم و معنای آموزش باید دردرون برنامه‌ها و ساختار بصری و بیرونی آنها نهفته باشد و مخاطب احساس نکند در حال نصیحت و اندرز شدن است. کمیته‌های علمی که ما در این شبکه تشکیل دادیم در واقع حلقه ارتباطی بین رسانه و مخاطبانان این شبکه هستند تا با تایید و مرجعیت علمی برنامه‌ها به اعتمادسازی مخاطب کمک کرده، آنان رابرای پذیرش الگوها و مهارت‌های زندگی آماده کنند.

شبکه آموزش برای ارتقا و تضمین تاثیرگذاری برنامه‌هایش باید با دو گروه اجتماعی دانشگاهیان و اصحاب مطبوعات در تعامل و همکاری باشد.

این آرزوی دیرینه خودم است. به نظرم نه فقط شبکه آموزش به واسطه ماهیت و کارکردهایش که هر رسانه دیگری برای افزایش قدرت تاثیرگذاری و تجزیه و تحلیل خود از مسائل جامعه به تعامل با جامعه علمی و گروه‌های فعال اجتماعی نیازمند است. وقتی از تشکیل کمیته‌های علمی صحبت می‌کنم یعنی این تعاملات انجام شده یا درحال شکل‌گیری است. این رویکرد درباره اهالی مطبوعات نیز صدق می‌کند و به نظر من این تعاملات موجب هم‌افزایی و ارتقای سطح کیفی برنامه‌ها شده و شبکه آموزش اتفاقا در همین خصوص برنامه‌ریزی کرده و حضور کارشناسان دانشگاهی و مطبوعاتی در برنامه‌های مختلف آن گواه این مدعاست.

تاکید من بر تعاملات شبکه آموزش با رسانه‌های مکتوب و مجازی به این دلیل است که این شبکه و برنامه‌های آن به معرفی و تبلیغ نیاز دارد تا مهجور نماند. به هرحال شبکه آموزش نسبت به شبکه‌های تلویزیونی دیگر جدیدتر و مهجورتر بوده و شاید بسیاری از مردم از برنامه‌ها و محتوای آن شناختی نداشته باشند... .

البته در حال حاضر شناخت بیشتری از شبکه آموزش و برنامه‌های آن میان مردم وجود دارد بویژه برخی برنامه‌های این شبکه جایگاه و محبوبیت خوبی در بین مردم باز کرده و طرفداران زیادی دارد.

مثلا شاید خیلی‌ها نام شبکه آموزش یا هفت را نشنیده باشند، اما وقتی از برنامه مشاعره نام می‌بریم می‌گویند آن را تماشا می‌کنند و دوست دارند یا مثلا برنامه رادیو هفت در بین مخاطبان جوان و فرهیخته‌تر جایگاه خوبی پیدا کرده و با این‌که در ساعات پایانی شب پخش می‌شود مخاطبان زیادی دارد.

همچنین برنامه هفته نامه که در عصر جمعه پخش می‌شود و درباره طنز است نیز جایگاه خوبی نزد بینندگان پیدا کرده است و می‌توانم ادعا کنم از جمله برنامه‌های پرمخاطب عصر جمعه در تلویزیون است. در واقع بسیاری از مردم شبکه آموزش را با برنامه‌های آن می‌شناسند و این برای ما خیلی ارزشمند است که از طریق محتوا و ساختار برنامه‌ها این شبکه را به مردم معرفی کردیم. بازهم تاکید می‌کنم در تولید این برنامه‌ها آموزش را با سرگرمی و جذابیت رسانه‌ای ترکیب کردیم. مثلا در همین برنامه مشاعره، دکتر اسماعیل آذر لابه‌لای برنامه به نکات آموزشی و اخلاقی درباره برخی اشعار می‌پردازد که ماندگاری آن از حیث آموزش و یادگیری بیش از شیوه‌های مستقیم است.

غیر از شیوه اجرا و الگوی برنامه‌سازی و ساختاری که مثلا مبتنی بر آموزش غیرمستقیم است از لحاظ مضمون و انتخاب سوژه هم آیا شبکه آموزش اولویت‌ها و دغدغه‌های خاصی را دنبال می‌کند.

چقدر خوب شد که این سوال را مطرح کردید. بله یکی از اهداف مهم ما فارغ از ساختار اجرایی در انتخاب محتوا و مضامینی است که قرار است در این شبکه برجسته شود و مورد توجه قرار بگیرد مثلا آموزش مهارت‌های موثر زندگی، آشنایی مخاطبان با حقوق شهروندی خود در زمینه‌های مختلف و افزایش آگاهی مخاطب درباره مسائل خانوادگی و اجتماعی و هر آنچه به نظر می‌رسد برای زندگی در جامعه مدرن امروزی برای یک شهروند لازم است در دستور کارما ازحیث محتوایی قرار دارد و شبکه آموزش اتفاقا ماهیت و تفاوت خود را از طریق همین انتخاب سوژه‌ها و رویکردی که به پرداخت آنها دارد، مشخص می‌سازد.

به نظر می‌رسد برنامه‌های شبکه آموزش، هم از حیث زمانی و هم از لحاظ تنوع سوژه و مضمون به توسعه بیشتری نیاز دارد. شناخته شدن و افزایش تعداد مخاطبان این شبکه نیز این ضرورت را ایجاب می‌کند.

قطعا همین‌طور است و ما بشدت به گسترش کمی و کیفی برنامه‌های این شبکه معتقدیم و برای آن برنامه‌ریزی کرده‌ایم، اما متاسفانه وضعیت بودجه و توان اقتصادی این شبکه در حال حاضر شرایط مطلوبی نداشته و امیدواریم عنایت بیشتری نسبت به تامین مالی این شبکه اتفاق بیفتد تا بتوانیم پاسخگویی نیاز و مطالبات مخاطبان خود باشیم.

و اما آخرین سوال، بالاخره شعار و نماد شبکه آموزش چیست؟ فرصت‌های برابر آموزشی یا این‌که بدانیم تا بمانیم؟

واقعیت این است که هر دوی اینها شعارها و اهداف شبکه آموزش هستند اما از آنجا که شعار اول یک نوع ذهنیت و توقع خاصی را از برنامه‌های این شبکه ایجاد می‌کند که شبیه کلاس‌های کنکور و تضمینی و از این مسائل است و قرار نیست ما در اینجا صرفا به تدریس و آموزش مستقیم بپردازیم و همان‌طور که گفتم فرصت‌های برابر آموزشی باید بیرون از ساحت رسانه‌ای رخ دهد.

شعار بدانیم تا بمانیم را برگزیدیم که البته مفهوم فرصت‌های برابر آموزشی را در خود مستتر دارد. در ضمن‌ از وجوه زیبایی شناختی بیشتری هم برخوردار است. این شعار فقط متعلق به یک شبکه تلویزیونی نیست، بلکه یک ضرورت و الگوی رفتاری در جامعه‌ای است که برمبتنی بر اطلاعات و دانایی است.

سید رضا صائمی - جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها