به گزارش ایسنا، فریدون حسنپور که در برنامه نقد اول حضور یافته بود، افزود: جامعه ما درباره کلمهای به نام «سواد» به گرفتاریهایی برخورده است. دانشگاههای ما در مقطعی زیاد شد و تعداد افراد تحصیلکرده، افزایش پیدا کرد اما تعریف از سواد، غلط شد؛ این تعریف، بیشتر بهسمت مدرکگرایی رفت، در حالی که شعور اجتماعی مردم باید بالا برود.
وی تاکید کرد: ما افراد با سواد زیاد داریم اما تیراژ کتابها پایین است و بیش از چند هزار نسخه نیست. من فکر کردم مردم از طریق تلویزیون، یکی از این کتابها را بخوانند و ببینند این سریال بر اساس یک رمان نوشته شده و از این طریق علاقهمند شوند که آن کتاب را بخوانند.
حسنپور همچنین خاطرنشان کرد: وقتی گفته میشود پایه این سریال، رمان است، مخاطب با این شخصیتها همذاتپنداری میکند. من علاقهمندم که این مساله ادامه پیدا کند و ادبیات را به سینما و تلویزیون بیاوریم.
عزیزالله حاجی مشهدی ـ منتقد سینما و تلویزیون ـ نیز که در برنامه «نقد اول» شبکه یک حاضر شده بود،
«از یاد رفته» را تحلیلی آسیب شناختی از آسیبهای مدرنیته دانست که بارزترین آن تغییر و کنشهای شخصیت اصلی سریال یعنی مرتضی است و افزود: این استطاعت در پیشینه فرهنگی ما وجود دارد که بین فرهنگ و مدرنیته یک توازن برقرار کند.
در ادامه این بحث، فریدون حسنپور گفت: توجه به سنت و مدرنیته برایم خیلی مهم بود؛ چون به اعتقاد من، جامعه ما تا سینه در سنت فرو رفته و سرش وارد مدرنیته شده است؛ این مسالهای است که باید حل شود. متفکران جامعه ما باید این مطلب را تحلیل کنند تا بین سنت و مدرنیته آشتی برقرار شود. نمیتوان سنت را ببینیم و مدرنیته را نبینیم. از سوی دیگر نمیتوان فقط مدرن بود و سنتها را نادیده گرفت. متفکران ما باید بین سنت و مدرنیته آشتی برقرار کنند.
در بخش دیگری از نشست نقد و بررسی سریال «از یاد رفته» حاجی مشهدی درباره انتخاب بازیگران، افزود: انتخابها از لحاظ آنچه به فیزیک چهره مربوط میشود، دقیق بوده است و همه در ادامه یکدیگر شکل گرفتهاند. چهرههایی که برای جوانی و میانسالی مرتضی انتخاب شده، ادامه هم بودهاند.
وی ادامه داد: اما به لحاظ گریم فروتن از نظر سن و سالی که از او گذشته و موهای تماما سفید او، کاربرد گریم در بعضی بخشها توی ذوق میزند و گاهی پلاستیکی و شمع آجین شده به نظر میرسد. در حالی که موهای سفید شده رضا ناجی باورپذیر شده است. حیف است چنین جزئیاتی در مجموعهای که همه چیز یکدست است، در نظر گرفته نشود.
این منتقد همچنین خاطرنشان کرد: در چهره گلرخ متناسب با آسیبهایی که دیده، کمتر چین و چروک وجود دارد و خیلی شاداب و سرحال است. گریم او میتوانست کمی به واقعیت نزدیک باشد. هر چند که شاید مقصود نشان دادن امید گلرخ است اما چون زنها شکنندهتر هستند، رعایت این موضوع میتوانست به واقعیت نزدیکتر باشد. با این وجود، بقیه چهرهها، کارکرد درست خود را دارند.
حاجی مشهدی همچنین در پاسخ به سوالی درباره بازی عمار آقایی در نقش علی ـ فرزند مرتضی ـ گفت: به دلیل این که به لحاظ ژنی، شباهتهایی بین مرتضی و علی وجود دارد، این انتخاب، تمهید آگاهانهای است و در مجموع، کار قابل قبولی از این باب ارائه شده است.