زندان پر از این فراموش شدههای خودخواسته است، پر از آدمهای جمع شده دور بساط تزریق، پر از آدمهای بیمار و ناقل بیماری، مملو از آدمهای گرفتار سوءتغذیه.
اینها اگر جزو 54 درصد بیمار روانی درون زندان نباشند حتما جزو 50 درصد فعال در حوزه مواد مخدرند و شاید هم جزئی از هر دو گروه؛ همان مبتلایان و ناقلان اعتیاد، هپاتیت، ایدز و سل، همانهایی که کنترل کردنشان مثل ایستادن مقابل بهمن است.
دکتر مرضیه فرنیا مدیرکل بهداشت و درمان سازمان زندانها؛ اما پیشقراول جبهه پیشگیری و مقابله با بیماریهای پرخطر است، مدیری که وجود هیچ نقصی در زندانها را رد نمیکند و مدعی هیچ اقدام خارقالعادهای نیست، زنی که میگوید کاستیها اگرچه کمر مجموعه تحت فرمانش را خم کرده اما هرگز نمیتواند سبب ناامیدیشان بشود.
البته با این وجود او پاسخ بعضی سوالات را نمیداند؛ این که اگر اداره امور بهداشتی و درمانی زندانها با سرانه 250 تومانی معجزه نیست، پس چه میتواند باشد و اگر روزی طاقتها در مقابل کمبود فضا، تجهیزات و نیروی انسانی متخصص طاق شود چه کسی مسوولیت گسترش بیماریهای عفونی در زندانها و سرایت آنها به مردم شهرها و روستاها را به عهده میگیرد؟
نام زندانها با اعتیاد، هپاتیت، ایدز و سل عجین شده است یعنی بیماریهایی که همه را میترساند. در حال حاضر وضعیت زندانهای کشور از نظر این چهار بیماری چگونه است؟
ماهیت زندان با این بیماریها آمیخته است، این را باید به عنوان یک واقعیت پذیرفت به این علت که کسانی که در کشور ما در زندانها نگهداری میشوند عمدتا افرادی هستند که جرایم مرتبط با موادمخدر دارند. تقریبا نیمی از زندانیان ما به نوعی با موادمخدر سر و کار دارند، بنابراین طبیعی است که وقتی اینها وارد یک محیط بسته میشوند و زندگی دستهجمعی را تجربه میکنند، خطرهایی از جمله بیماریهای پرخطر آنها را تهدید کند. دقیقا به همین علت هم هست که رئیس سازمان، معاون سلامت و مدیرکل بهداشت و درمان او در حوزههای مختلف سیاستگذاری در کشور حضور دارند و اگر کمیتهای به نام کمیته کشوری ایدز و کمیته کاهش آسیب در ایران وجود دارد، سازمان زندانها هم یک پای کار است.
به گواه بررسیهایی که وزارت بهداشت انجام میدهد، زندانهای کشور از نظر اچ ای وی و ایدز یک شیب کاهنده داشته است این در حالی است که در زمانی نه چندان دور ما با شیوع سه تا 3.5 درصد هم مواجه بودهایم و امروز توانستهایم این رقم را به 1.4 درصد برسانیم که این رقم نتیجه دیدهوریهایی است که طبق برنامههای مراقبتی که در کل کشور برای جمعیتهای پرخطر طراحی شده، انجام گرفته طرحی که در آن نمونهها به صورت کاملا تصادفی و بدون نام به صورت سالانه انتخاب و توسط سازمان انتقال خون بررسی میشوند که خوشبختانه نتایج آزمایشها نشان میدهد که ما توانستهایم کنترل خوبی بر روی جمعیت پرخطر زندان داشته باشیم.
البته رسیدن به این مرحله اتفاقی نیست بلکه نتیجه اجرای دقیق برنامههای کاهش آسیب در زندانهاست. این برنامهها و سیاستها در مرحله اول شامل آموزش و اطلاعرسانی است این که وقتی فرد وارد زندان میشود به او بگوییم که چه خطری تهدیدش میکند و چه نوع رفتارها و روابطی میتواند باعث انتقال آلودگی شود. نکته جالب در این آموزشها این است که چون زندانیان همیشه در مقابل آموزشهایی که زندانبانها ارائه میدهند مقاومت میکنند ما از آموزش همسانان استفاده میکنیم یعنی از زندانیانی که توان ارائه این آموزشها به سایر زندانیان را دارند کمک میگیریم و این باعث شده تا برنامههای کنترلی ما سرعت خوبی پیدا کند.
از دیگر برنامههای ما، فعالیتهای مداخلهای از جمله درمان با متادون است. بارها گفتهایم نیمی از جمعیتی که وارد زندان میشوند جرایم مربوط به موادمخدر دارند که بخش عمدهای از آنها نیز معتادند و لازم است وقتی وارد زندان میشوند فکری به حالشان شود تا بلکه بتوانیم تمایلشان به مواد را کم کنیم.
ما سعی میکنیم با سمزدایی و رواندرمانی آنها را به سمت ترک کامل ببریم هر چند که همه میدانیم ترک کامل در خانه و در کنار خانواده هم کار سختی است ولی به هر حال ما همه تلاشمان را میکنیم. البته تعدادی از زندانیان هستند که مطمئنیم هرگز به سمت ترک نمیروند بنابراین برای این که آنها به سمت تجارت موادمخدر و تزریق مشترک نروند برنامه درمان جایگزین را برایشان اجرا کنیم و با دادن داروی متادون به آنها تمایلشان به مواد را حذف کنیم. این کار باعث میشود تا ولعی که آنها برای استفاده از موادمخدر دارند از بین برود.
در حال حاضر حدود 38 هزار نفر در تمام زندانهای کشور تحت درمان نگهدارنده با متادون هستند. البته در کنار این فعالیتها، برنامههای دیگری نیز داریم تا از انجام خالکوبی که جزو خردهفرهنگهای درون زندان است جلوگیری کنیم و به زندانیان آموزش دهیم که از این کار دوری کنند و اگر قصد چنین کاری را دارند حتما از وسایل یک بار مصرف استفاده کنند.
بخش دیگری از برنامههای ما به رفتارهای جنسی زندانیان مربوط میشود همان رفتارهایی که سبب انتقال اچآیوی به سایر زندانیان میشود.
البته ما سعی میکنیم در این حوزه نیز با آموزش و فرهنگسازی به زندانیان یاد دهیم که این رفتارها تا چه حد میتواند خطرآفرین باشد. ضمن این که سعی کردهایم با ایجاد اتاقهای ملاقات خصوصی در زندانها این امکان را فراهم کنیم تا زندانیان با همسرانشان ارتباط داشته باشند و در عین حال بتوانند با رفتن به مرخصی و حضور در جمع خانواده از فشارهای درون زندان خلاص شوند.
یکی دیگر از اقدامات ما در ارتقای سطح بهداشت زندانها بحث رفع ممنوعیت استفاده از تیغ و حتی توزیع رایگان آن میان زندانیان بود چون پیش از این به خاطر ممنوعیت استفاده از تیغ، استفاده مشترک و در نتیجه انتقال بیماریها وجود داشت که نتیجه تمام تلاشهای ما کاهش شیوع اچآیوی و ایدز در زندانهای کشور است اتفاقی که هم مجامع داخلی و هم مجامع بینالمللی آن را تایید میکنند.
البته اقدامات ما برای کنترل و پیشگیری هپاتیت نیز به موازات اقدامات کنترلی برای ایدز در حال انجام است با این تفاوت که سیاست ما در رابطه با هپاتیت، سیاست پیشگیرانه است چون درمان این بیماری بسیار گرانقیمت و طولانیمدت است و صددرصدی نیز نیست و به همین جهت ما از عهده آن برنمیآییم.
علت اصلی این مساله نیز این است که ورود و خروج زندانیان خیلی با سرعت اتفاق میافتد در حالی که لازمه درمان هپایت این است که زندانی یک سال به صورت مستمر تحت درمان قرار بگیرد؛ اما در مورد سل باید بگویم که یکی از بیماریهایی است که نامش واقعا با نام زندانها عجین شده.
البته این بیماری در هر فضای محدود و سربستهای که تجمعی از آدمها در آن وجود داشته باشد، دیده میشود و به سرعت شیوع پیدا میکند.
اصلیترین سیاست ما در این رابطه بیماریابی فعال است یعنی در بدو ورود بتوانیم کسانی را که به این باسیل آلودهاند، شناسایی کنیم و در پروسه تشخیص و درمان ببریم که خوشبختانه دوره درمان سل زیاد طولانی نیست و در یک دوره 6 ماهه شدنی است. البته این بیماران پس از آزادی نیز باید پروسه درمانشان ادامه پیدا کند و دانستن این موضوع که درمان آنها به کجا رسیده برای ما واجب است چون به این وسیله میتوانیم میزان موفقیتمان در درمان را بسنجیم.
البته سل بیماری نیست که بتوانیم بگوییم هیچوقت دغدغه آن را نداریم و به طور کامل آن را از بین میبریم، اما به هر حال کنترل و درمان مبتلایان جزو برنامههای ذاتی زندانهاست که هیچوقت آن را متوقف نخواهیم کرد.
شما در صحبتهایتان به دو نکته اشاره کردید یکی این که میزان شیوع ایدز در زندانها شیب کاهندهای پیدا کرده و دیگر این که برای آموزش زندانیان از خود زندانیان استفاده میکنید. همین امسال که مسوولان وزارت بهداشت از زندانهای کشور بازدید داشتند نسبت به شیوع بیماریهای عفونی هشدار دادند و اعلام کردند که بالاخره جامعه تاوان گسترش بیماریهای عفونی در زندانها را خواهد داد. این در حالی است که طبق آخرین آمارهای رسمی، بیسوادی در میان زندانیان شایع است و 31 درصد زندانیان زن بی سوادند. فکر نمیکنید کنار هم قرار دادن این اطلاعات نوعی تناقض را نشان میدهد؟
زندان همیشه دغدغه بیماریهای واگیر را دارد و هیچ وقت نمیتوانیم ادعا کنیم که به مرحلهای رسیدهایم که خیالمان از این بابت آسوده است. من قبلا هم گفتم که زندانیان افرادی با رفتارهای پرخطرند که جایگاه اجتماعی و فرهنگی خاصی نیز دارند، بنابراین همیشه احتمال بروز بیماریها وجود دارد و هیچ وقت این تهدید را فراموش نمیکنیم.
فرنیا: در استانها هر استانداری ترجیح میدهد به جای خرج کردن برای زندانی که درش بسته است و کسی درونش را نمیبیند به فضای داخل شهر که نمود دارد، برسد
البته نباید فراموش کنیم که در حال حاضر زندانیان سه برابر ظرفیت زندانهای کشور هستند و این مساله خودش یعنی تهدید؛ ولی هیچ کدام از این مسائل باعث نمیشود تا ما تلاشمان را متوقف کنیم.
من بتازگی از زندانهای استان سیستان و بلوچستان که جزو پرمسألهترین استانهای کشور است، بازدید داشتم؛ اما خوشبختانه دیدم که شرایط بهداشتی درون زندان بخوبی حفظ شده که نگهداشتن زندانها در وضعیت مطلوب نیز خودش نیاز به تلاشی مستمر دارد.
ما همیشه گفتهایم که برای داشتن زندانهای بهداشتی باید بودجههای کافی داشت. باید آنقدر نیروی انسانی آموزش دیده داشت و باید آنقدر برنامههایمان وسیع شود تا بتوانیم شرایط مطلوب را حفظ کنیم. ما خودمان نیز اعتقاد داریم ، اگر نتوانیم زندانها را جمع و جور کنیم، باعث شیوع بیماریها در جامعه میشود. برای همین خواهان پشتیبانی وزارت بهداشت هستیم.
در مورد آموزش زندانیان نیز باید بگویم که ما متاسفانه در زندانها با آدمهای خاصی روبهرو هستیم که هم نرخ بیسوادی در آنها بالاست و هم مشکلات فرهنگی و مسائل ضداجتماعی و روانی دارند. برای همین است که تاکید دارم باید کاری کنیم تا آموزشهایمان موثر باشد و یکی از راهکارها این است که آموزشها توسط خود زندانیان ارائه شود. چون ممکن است دیگر حرفهای زندانبانها و آموزشدهندگان رسمی زندانها برایشان جالب نباشد. البته آموزش دادن درون زندان کار خیلی سختی است؛ ولی نشدنی نیست.
عمده زندانیان کسانی هستند که همواره از آموزش محروم بودهاند برای همین است که وقتی آنها را آموزش میدهیم، برایشان جذاب است.
شما در لابهلای صحبتهایتان به ایجاد اتاقهای ملاقات خصوصی و اعطای مرخصی برای جلوگیری از رفتارهای پرخطر درون زندان اشاره کردید، ولی فکر نمیکنید که آییننامه جدید سازمان زندانها مبنی بر مرخصی دادن صرف به زندانیانی که امتیازهای لازم را کسب میکنند، (آییننامهای که پروسه اعطای مرخصی را تا حد زیادی محدود میکند) در برنامههای شما اختلال ایجاد میکند؟
متاسفانه باید بگویم بله. روشی که قبلا اجرا میشد مبتنی بر حبسزدایی بود اما در سیاستگذاریهای جدید رفتن به مرخصی تا حد زیادی سخت شده که این مساله خودش مشکلی بر مشکلات قبلی اضافه کرده چون سبب شده تا آمار حاضر به خواب ما از آمارهای قبلی بالاتر برود و مرخصیها نیز سختگیرانهتر اعطا شود. البته تجدیدنظر در این موضوع از عهده سازمانها خارج است، چون این تصمیمی است که در شورای عالی قضایی گرفته شده. با این حال ما عواقب اجرای این آییننامه را بیان کردهایم؛ ولی به هر حال زندانها به خاطر فضای امنیتیای که دارند، تابع شرایط خاصی هستند.
فکر نمیکنید خبرهایی که از درون زندانها مبنی بر افزایش روابط غیراخلاقی به بیرون درز میکند، ناشی از صدور همین آییننامه جدید است؟
البته نمیشود مدعی شد که هیچ کاری از این جنس در زندانها انجام نمیشود و همه چیز امن و امان است؛ اما به نظر میرسد در انتشار این اخبار تا حدی نیز اغراق میشود، چون سیستمهای مدار بسته و اتاقهای کنترل در همه زندانها وجود دارد و این طور نیست که هرکس هر کاری که دلش خواست انجام دهد؛ اما این مساله نافی کمبود نیروهای ناظر در زندانهای ما نیست و ممکن است دور ازچشم زندانبانها اتفاقاتی نیز رخ دهد. البته ما متاسفانه آماری از شیوع چنین رفتارهایی در زندانها نداریم؛ ولی به هر حال نمیتوانیم منکر آن شویم و از سوی دیگر خبرهای اغراق شده مربوط به آن را کاملا بپذیریم.
شاید کمتر کسی باشد که از سرانه ناچیز زندانها بیخبر باشد. آماری که سال 84 منتشر شد، نشان میداد که سرانه بهداشت و درمان زندانها فقط 102 تومان است. در حال حاضر وضعیت بودجهها و سرانهها چطور است؟
باید بگویم وضعیت ما نسبت به سال 84 تغییر قابل ملاحظهای نکرده و علیرغم تلاشهای زیادی که کردهایم و انعکاسهای شدید رسانهای که به وجود آمد، امروز توانستهایم این سرانه را به 500 تومان برسانیم که البته این مبلغ نه کفاف مخارج را میدهد و نه اصلا اجرا میشود، به این صورت که سالانه سرانهای مشخص و ابلاغ میشود و استانها با توجه به شرایط خودشان تصمیم میگیرند که چه مبلغی را هزینه کنند.
بدیهی نیز هست که در استانها هر استانداری ترجیح میدهد به جای خرج کردن برای زندانی که درش بسته است و کسی درونش را نمیبیند به فضای داخل شهر که نمود دارد، برسد بنابراین اجرای این بودجه به 500 تومان هم نمیرسد و سرانهای که هماکنون اجرا میشود، به طور متوسط 250 تومان است که این مبلغ باید صرف تمام لوازم بهداشتی که زندانی به آن نیاز دارد، بشود. ضمن اینکه زندان نیاز به سمپاشی، مواد ضدعفونی و خدمات درمانی هم دارد. ما از نظر خدمات درمانی زیر فشار طاقتفرسایی هستیم.
متاسفانه وقتی زندانی به زندان میآید، حتی اگر نیاز به عمل جراحی قلب باز هم داشته باشد، باید همانجا جراحی شود، چون زندانی محکوم است و نباید از زندان خارج شود، ضمن اینکه آن جراحی نیز برای زنده ماندنش فوریت دارد. این در حالی است که ما تحت پوشش هیچ بیمه درمانی هم نیستیم و برای همین مخارج درمانی آزمایشگاهی، بستری و خدمات تخصصی ما واقعا کمرشکن است.
البته باید به این نکته هم توجه داشت که ما سرانههایمان را براساس جمعیت موجود زندان دریافت میکنیم، این در حالی است که جمعیت زندانها شناور است و زندانها 4 برابر جمعیت موجودشان، ورودی و خروجی سالانه دارند. برای اینکه افراد ولگرد یا کارتنخوابهایی که به زندان میآیند فقط بتوانند سرپا شوند کلی هزینه بهداشتی و درمانی دارند بنابر این بودجههایی که میگیریم کفاف هیچکدام از نیازهایمان را نمیدهد و بشدت در مضیقه هستیم این در حالی است که در کنار بهداشت و درمان بحث درمان اعتیاد را هم داریم که هیچ ردیف اعتباری مشخصی ندارد مگر بودجهای که ستاد مبارزه با مواد مخدر در اختیارمان قرار میدهد یعنی بودجهای که حتی کفاف خرید متادون را هم نمیدهد.
پس با وجود این کمبودها، هزینهها را چطور تامین میکنید و امور زندان را میچرخانید؟
به خاطر کمبود در بودجه مجبوریم از خدمات کم بگذاریم یعنی آن بسته بهداشتی که برای زندانیان تعریف کردهایم را کامل در اختیارشان نگذاریم و از آنها بخواهیم تا لوازم مورد نیازشان را از فروشگاه زندان بخرند. البته متاسفانه بعضیوقتها مجبور میشویم که کمبودها را از بودجه غذا جبران کنیم؛ یعنی اگر قرار است برنج کیلویی 1500 تومان خریده شود برنج هزار تومانی جایگزین آن میشود و معلوم است وقتی غذایی بیکیفیت باشد به جای خورده شدن داخل سطل آشغال ریخته میشود.
خب بیشک این مسائل چالشهای درون زندان را تشدید میکند چون گفته میشود بیشتر کسانی که به زندان میآیند از سوءتغذیه رنج میبرند.
بله افرادی که به زندان میآیند از نظر بهداشتی و سلامت در سطح خیلی پایینی هستند بویژه گروه معتادان که وقتی تحت درمان قرار میگیرند نیازشان به غذا بیشتر میشود اما متاسفانه سرانه سه وعده غذای زندانیان در روز 1800 تومان است که عملا در هیچ استانی نیز به این اندازه اجرا نمیشود.
پس به احتمال زیاد با این وضع، بهداشت روانی زندانیان قربانی سایر بخشها میشود.
البته نمیخواهم ادعا کنم که در حوزه بهداشت روانی کار بدون نقص انجام میدهیم اما خدا را شکر تا به حال این بخش را قربانی سایر بخشها نکردهایم. ما اگر به روان آدمها اهمیت ندهیم مسلما تقاضاهای آنها بیشتر میشود یعنی ممکن است یک فرد بتواند با یک قرص نان زندگی کند اما وقتی به او احترام نگذاریم 10 قرص نان هم او را سیر نخواهد کرد.
ما در زندانها به این مساله خیلی توجه داریم و میبینیم وقتی رئیس یک زندان با افراد خوب برخورد میکند و احترام میگذارد و سیستم مددکاری خوب کار میکند کسی از جیره غذاییاش شکایت نمیکند و در مجموع تقاضا برای داروهای آرامبخش کم میشود.
برای همین است که مسوولان سازمان زندانها همیشه بر بهداشت روانی زندانیان تاکید دارند واز گروه روانشناسان و مددکاران همواره استفاده میکنند. ما معتقدیم زندان به عنوان یک تهدید میتواند فرصتی برای مداخله در آسیبها و آموزش افراد بزهکار باشد چرا که باور داریم زندانیان که اغلب افراد محروم از آموزش هستند استعداد کشیده شدن به سمت خوبیها را دارند. البته خوب است به این نکته هم اشاره کنم که همکاران پزشک، پرستار و بهیار ما در زندانها با حداقل دریافتیها کار میکنند چون باور دارند که وقتی فردی آسیبدیده به مسیر درست هدایت میشود بهترین دستمزد را گرفتهاند.
من باور دارم که انسانها آموزشپذیرند و اگر در شرایط درست قرار بگیرند حتما اصلاح میشوند اما با این حال اغلب آدمهایی که از زندانها بیرون میآیند نرمال نیستند. میخواهم بدانم با توجه به اقداماتی که شما در جهت تامین بهداشت روانی زندانیان انجام میدهید نرخ خودکشی در زندانهای ما چقدر است؟
فرنیا: به خاطر کمبود بودجه مجبوریم از خدمات کم بگذاریم یعنی آن بسته بهداشتی که برای زندانیان تعریف کردهایم را کامل در اختیارشان نگذاریم و از آنها بخواهیم تا لوازم مورد نیازشان را از فروشگاه زندان بخرند. البته متاسفانه بعضیوقتها مجبور میشویم که کمبودها را از بودجه غذا جبران کنیم
البته اگر افرادی که از زندان بیرون میآیند نرمال نیستند به این علت است که افرادی که به زندان میروند نرمال نیستند و زمینههای روانیای دارند که آنها را به سمت جرم کشیده است. بررسیهای ما نشان میدهد که شیوع بیماریهای روانی در زندانهای ما حدود 54 درصد است و مصرف داروهای اعصاب از تمام داروها در زندانها بیشتر است اما با این وجود آماری از میزان خودکشی نداریم اما بررسیهای ما نشان میدهد که شرایط برای خودکشی فراهم است. ولی به هر حال مقایسههایی که بین ایران و کشورهای دیگر جهان انجام شده نشان میدهد که نرخ خودکشی در زندانهای ایران به هیچ وجه قابل توجه و نگرانکننده نیست.
آمار مرگ و میر زندانیان در اثر بیماریها چطور؟
به علت این که جمعیت جامعه ما با جمعیت جامعه خیلی متفاوت است و علتهای مرگ و میر در زندان با جامعه تفاوتهایی دارد شاید قیاس این دو جمعیت با هم کار درستی نباشد اما در مجموع همان آمار 6 در هزاری که برای مرگ و میر ایرانیان در نظر گرفته میشود در زندانها هم صدق میکند ضمن این که برخلاف آنچه تصور میشود عمده علت مرگها به خاطر بیماریهای سیستمیک (بیماریهای قلبی، ریوی و ...) است نه به علت بیماریهای عفونی ناشی از زندان.
شما در لابهلای گفتههایتان به این نکته اشاره کردید نمایندگان مجامع جهانی وقتی به زندانهای ما میآیند از وضعیت موجود و برنامههای در حال اجرا ابراز رضایت میکنند اما همیشه این سوال در ذهن من وجود دارد که چرا ما خارجیها را فقط به زندانهای اوین یا قزلحصار میبریم یعنی زندانهایی که مرتبتر و منظمتر از سایر زندانها هستند؟
البته زندان قزلحصار آنطور که شما فکر میکنید تر و تمیز نیست و انتخاب آن به این علت است که این زندان بزرگترین زندان ایران و زندان جرایم مواد مخدر است و بزرگترین برنامههای مقابله با اعتیاد در این زندان انجام میشود ضمن این که گروههای خارجی که به ایران میآیند تمایل دارند نزدیک به مرکز باشند برای همین آنها را به زندان رجاییشهر که بهترین کلینیک مثلثی را دارد، زندان قزلحصار و ندامتگاه کرج میبریم و اگر کسی اصرار داشته باشد که از تهران خارج نشود او را برای بازدید از اوین میبریم.
در حال حاضر پرمسالهترین زندانهای ایران در کدام شهرها هستند؟
هر زندانی که جرایم موادمخدر در آن قالب باشد پرمساله است. چون یکی از پرخطرترین جمعیتهای ما مجرمان موادمخدر هستند. من خودم اگر بخواهم بازدیدی داشته باشم و واقعیتهای زندان را ببینم به بند موادمخدر میروم.
البته منظور من از پرمساله صرفا این چیزی نبود که شما اشاره کردید. مثلا ما میشنویم بعضی زندانهای کشور هستند که سیستم دفع فاضلاب یا آب لولهکشی ندارند.
البته 9/99درصد زندانهای کشور آب لولهکشی دارند به جز یکی دو مورد، مثلا بازداشتگاهی در قشم وجود دارد که انتقال آب به آن فقط با تانکر مقدور است. اگر قرار بود ما از نظر تامین آب سالم هم مشکل داشتیم واقعا فاجعهای رخ میداد اما بحث سیستم فاضلابها به ساختار فیزیکی مناطق برمیگردد مثلا در استانهای ساحلی ما همیشه مشکل دفع فاضلاب را داریم که این مساله از مشکلات بزرگ بودجهای ما نیز هست. به اعتقاد ما در این بخش باید نگاه ویژهای به سازمان زندانها بشود. اما متاسفانه در بعضی شهرها، زندان برای تامین بودجه انشعاب فاضلاب معطل مانده. البته این مشکلی نیست که زندانها بتوانند به تنهایی از عهده آنها برآیند چرا که سیستم فاضلاب زندان هم باید به عنوان بخشی از سیستم دفع فاضلاب شهر دیده شود و نقش شهرداریها در این میان واقعا کلیدی است.
پس با این تفاسیر بحث تامین نور و تهویه هوای زندانها هم شامل این مساله میشود. سال گذشته گفتوگویی با رئیس سازمان زندانها داشتیم که ایشان میگفت بعضی وقتها برق زندانها به علت بدهی قطع میشود.
بله اینها مشکلات ماست که بعد از حذف یارانهها تشدید هم شده است. ما در این بخشها واقعا نیازمند توجه ویژه هستیم.
عمده باری که بر زندانها تحمیل میشود از ناحیه جرایم مربوط به مواد مخدر است این در حالی است که وزیر کشور قول داده بود تا اردوگاههای اسکان معتادان به سرعت در کشور راه بیفتد و بار مجرمان موادمخدر از دوش زندانها کم شود. ساخت این اردوگاهها چطور پیش میرود؟
بله وزیر کشور به عنوان دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر قول داده بود تا این اردوگاهها برای درمان اجباری معتادان راه بیفتد که اگر این اتفاق بیفتد معتادان به جای اینکه بعد از جمعآوری به زندانها بیایند راهی آن اردوگاهها میشوند. البته تاسیس این مراکز در کشور با کندی پیش میرود چون به هر حال قبل از هرچیز مکان احداث آنها، متولیان و بودجههایشان باید مشخص شود و این پروسه زمانبر است. یکی از علتهایی که امسال ستاد مبارزه با موادمخدر بودجه درمان اعتیاد ما را نصف کرده است نیز به خاطر راهاندازی این اردوگاههاست.
پس در حال حاضر که چنین اردوگاههایی وجود ندارند و به کندی پیشرفت میکنند و زندانهای کشور نیز مالامال از جمعیتاند میتوانیم نتیجه بگیریم که طبقهبندی زندانیان به درستی انجام نمیشود و زندانیان موادمخدر در تماس با سایر زندانیان قرار میگیرند؟
همه تلاش ما بر این است که زندانیان دستهبندی شوند و برحسب جرم، سن، شخصیت و اینکه متهم هستند یا محکوم در گروههای جداگانه قرار بگیرند که این کار در زندانهای بزرگ براحتی ممکن است. البته این کار در زندانهای کوچک کمی مشکل است و در بعضی زندانها به خاطر فضای بسیار محدود، دستهبندی و طبقهبندی مفهوم پیدا نمیکند ولی به جرات میتوان گفت که تعداد این زندانها واقعا کم است. البته مشکل وقتی ایجاد میشود و اختلاطها زمانی به وجود میآید که مثلا یک فرد معتاد مرتکب جرم سرقت شده باشد یا مثلا فردی که به خاطر مسائل مالی به زندان افتاده معتاد هم هست، برای همین است که متاسفانه در همه بندهای زندان افراد معتاد وجود دارند.
مجموعه صحبتهای من و شما به چالشهای سازمان زندانها در بخش بهداشت و درمان اشاره دارد فکر میکنید با چه میزان بودجه و چه نوع امکانات، اوضاع تا حدی سر و سامان میگیرد؟
ما بیشتر از آنکه به بودجه نیاز داشته باشیم نیازمند فضا هستیم. ما در تعریف استانداردهای بهداشتی زندان بیان کردهایم که به ازای چند زندانی باید یک پزشک وجود داشته باشد یا اینکه هر فرد باید تخت مخصوص به خود و فضایی اختصاصی برای گذاشتن وسایل شخصیاش داشته باشد یا مثلا به ازای چند نفر باید یک دوش حمام یا یک چشمه توالت وجود داشته باشد و... اما متاسفانه تراکم جمعیت و بافت فیزیکی فرسوده برخی زندانهای داخل شهر یا بافت فیزیکی زندانهای بسیار دور از شهر ما را دچار مشکل کرده. تا زمانی که شرایط فیزیکی درون زندانها اصلاح نشود و به سمت استانداردهای فضاهای مسقف حرکت نکند و نیروی انسانی کافی در اختیارمان قرار نگیرد امکان ارائه خدمات مطلوب خیلی مشکل است.
من فکر میکنم ریشه مشکلات زندانهای کشور در نگاهی است که میگوید خرج کردن برای زندانی پول هدر دادن است و فکر میکنم تا وقتی این تفکر وجود دارد اوضاع بهتر نخواهد شد. شما آینده زندانهای کشور را چطور میبینید؟
با وجود تمام کمبودها و مشکلات من خوشبین هستم برای اینکه علیرغم وجود مشکلات و تجربههای بسیار سخت در سالهای اخیر خوب پیش رفتهایم و حمایتها و همراهیهایی را بویژه از ناحیه وزارت بهداشت و ستاد مبارزه با موادمخدر دریافت کردهایم. همه این همراهیها و ارتباطات سبب میشود تا قدرت بگیریم و هر چند زندانها را با چنگ و دندان اداره میکنیم اما هرگز ناامید نشویم.
مریم خباز - گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم