در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فیلم سینمایی «جایی برای زندگی» هم این پیوند را بیشتر کرده بود. با توانایی ایشان از قبل آشنایی داشتم و از این بخش خیالم راحت بود. ما به هر حال بعد از 40 سال تجربه در این کار، چون دغدغه مالی نداشتیم، سراغ ساخت این پروژه رفتیم. ما کارمندی زندگی کردیم و هنوز هم میتوانیم اینگونه زندگی کنیم. بیشتر دغدغه ما عشق به کار است و اینکه حاصل کار ما اثری شود تا بتوانیم سرمان را بالا بگیریم. لازمه چنین شرایطی این است که سراغ کارهای دشوار و سختتر برویم. هر شخصی حاضر نیست تن به چنین کارهایی بدهد یا 5 سال عمر خود را صرف یک فیلم کند. گروه خوبی در اختیار داشتم و ارتباط خوبی با بزرگنیا از قبل برقرار کرده بودم، بنابراین خیلی راغب شدم راه آبی ابریشم را به سرانجام برسانم.
در حال حاضر بیشتر ما باید از تجربههایمان استفاده کنیم و کاری انجام دهیم که در کنار آن تعدادی از جوانان آموزش ببینند. فکر میکنم روال درست این است. آموزشی که ما دیده بودیم همان شیوه اوستا ـ شاگردی است که به عقیده من یکی از شیوههای مناسب در آموزش محسوب میشود. ما پلهپله کار را یاد گرفتیم و به قابلیتهایی دست یافتیم. این موضوع به ما توانی داده تا بتوانیم یک کار به این بزرگی را انجام دهیم.
اگر بزرگنیا به عنوان کارگردان دغدغه مدیر تولید، منشی صحنه، طراح گریم و... را بداند راحتتر میشود کار کرد تا اینکه آدمی از گرد راهرسیده و مدعی این کار را انجام دهد. با این ترکیب معلوم است که برخی پروژههای ما بعد از 6 ماه متوقف میشوند. به هر حال پروژه راه آبی ابریشم از نقطهای که شروع شده تا نقطه پایان هیچ مشکلی نداشته است. اگر هم مشکلی بوده به خاطر شرایط و سختیهای کار بوده است. این اتفاقی است که در کارهای سخت کمتر شکل میگیرد. شاید در یک فیلم 45 روزه افراد یکدیگر را تحمل کنند، ولی برای کاری که حدود 2 سال ساخت آن طول میکشد، کار راحتی نیست.
سهم عمده و توفیق این فیلم انتخاب عوامل است. که اگر درست انجام شود، ما با روند درستی حرکت میکنیم. همین انتخاب عوامل چند مشخصه دارد. یکی نوع کار است. تولید فیلمی مانند راه آبی ابریشم افراد خاص خود را میطلبد. کار سخت و دشوار آدم عاشق و حرفهای میخواهد که حقوقبگیر نیست. شخصی نمیآید برای مساله مالی درگیر چنین فیلمهایی شود و باید دغدغه داشته باشد.
مورد بعدی قابلیتهای افراد است. من شاید یکی از خصوصیاتم رفیقبازی در این حرفه باشد. اما این رفاقتها با توجه به قابلیتهای افراد و نیاز کار همراه میشود. ممکن است 10 فیلمبردار دیگر باشند که کار بدخشانی را انجام میدهند، اما این هماهنگشدن وی با بزرگنیا برای من اهمیت داشت. از طرف دیگر مدیر فیلمبرداری که بتواند روی آب دوام بیاورد، زیاد نیست. شاید من به غیر از بدخشانی با شخص دیگری نمیتوانستم موافقت کنم.
پروین صفری، طراح صحنه و لباس نقش عمدهای در این فیلم دارد. دکورهای بخشهای ایران و حتی خارج از کشور با ظرافتهای خاصی ساخته شده است. ساخت صحنههای مربوط به جزیره ناشناس و... از ویژگیهای این کار است. انرژیای که من از ایشان دیدم قابل احترام است.
شاید کسی باور نکند که صحنههای داخلی آن جزیره ناشناس در استودیو ساخته شده و صحنههای خارجی مربوط به پارکی بوده که ما آن را به دهکده بومیان تبدیل کردیم. تمام این استودیوها در خارج از کشور قرار دارد. در صحنههای مربوط به چین هم وضعیت همین بود. در انتخاب لباسهای این افراد دقت و وسواس خاصی دیده میشود. کار راه آبی ابریشم خشن است، اما یک سلیقه زنانه خوبی در آن دیده میشود. انتخاب پروین صفری که توانست به تلطیف فضای فیلم کمک کند، یکی از انتخابهای درست این فیلم است. زیرا حس میکردیم که این فیلم به چنین روحیهای نیاز دارد.
مصطفی احمدی، دستیار و برنامهریز کارگردان، از جمله عواملی است که در خارج از کشور کار کرده و اینگونه فضاها را خوب میشناسد.
زاهدیفر، مدیر تولید فیلم نیز سالها با هم همکاری کردیم. وی این توانایی را دارد که چنین گروه بزرگی را هماهنگ کند و آنها در آرامش باشند. در مورد انتخاب بازیگران هم ما ساعتها با یکدیگر فکر کردیم تا به این ترکیب مناسب رسیدیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: