پاسختان به اینگونه پرسشها هر چه باشد، باید این را بدانید که پول داشتن و پولدار بودن نشانه موفقیت و خوشبختی افراد یک خانواده نیست. اعضای یک خانواده موفق و خوشبخت حتما نباید در رفاه کامل به سر ببرند. ما خانوادهای را خوشبخت میگوییم که افراد آن از زندگی شخصی و جمعی خود راضی و خوشنود باشند. افرادی که این خانوادهها را از دور و نزدیک میشناسند، بر خوشبختی آنها گواهی میدهند، اما اینکه چه عواملی در شکلگیری یک خانواده موفق موثر است، سخن امروز ماست.
عشق و دوستی در خانه
خانواده موفق خانوادهای است که افراد آن عاشق هم هستند. مادر و پدر همدیگر را دوست دارند و عشق ورزیدن به یکدیگر و همنوع را به فرزندان خود یاد میدهند. در خانواده خوشبخت همدلی و دوستی و عشق حاکم است.
در چنین خانوادهای هیچ چیز حتی پول و ثروت جای محبت را نمیگیرد. در چنین خانوادههایی والدین به بچهها یاد میدهند دوست داشتن و احترام با ترس و هراس از دیگران متفاوت است.
فرزندان باید از زبان مادر بشنوند که او با عشق کارهای خانه را انجام میدهد و با عشق به تکتک افراد خانه غذا را آماده میکند. همه ما میدانیم غذایی که با عشق پخته میشود، لذیذتر و خوش طعمتر است.
بچهها باید همین خصوصیت را هم در کار و رفتار پدر ببینند و آن را بیاموزند.
در مقابل باید بدانیم خانوادهای که کشمکش و تنش جزء جداییناپذیر آن است، هیچوقت یک خانواده خوشبخت و موفق محسوب نمیشود. متاسفانه وجود دارند خانوادههایی که در میانشان حرمت و احترام اعضای خانه چه پدر و مادر و چه فرزندان نگه داشته نمیشود. در این مورد نباید به بچهها زیاد خرده گرفت. اگر پدر و مادر از ابتدا به یکدیگر احترام گذاشته و هریک دیگری را در جمع و خلوت محترم بشمارند، یقین بدانید فرزندان نیز این رفتار را یاد خواهند گرفت و به دیگر اعضای خانواده چه والدین و چه خواهران و برادران احترام میگذارند. پدربزرگها و مادربزرگها هم از این قاعده مستثنی نیستند. باید به آنها احترام گذاشته شود و این بزرگواران نیز به اعضای کوچکتر خانواده احترام بگذارند. صد افسوس که در کشور ما هستند خانوادههایی که برای پدربزرگها و مادربزرگها ارزشی قائل نمیشوند و به محض اینکه سن آنها بالا میرود، کمکم اعضای خانواده از آنها دوری میکنند یا اینکه آنها را به سرای سالمندان میبرند. این رفتار، به هیچوجه سر مشق مناسبی برای فرزندان محسوب نمیشود.
پدر سالاری یا مادر سالاری؟
گاه نیز دیده میشود بعضی افراد خانواده مستبد هستند و با رفتار و سخنانشان دیگر اعضای خانه را میآزارند و گاه حتی اجازه حرف زدن و اظهار نظر به آنها نمیدهند. این افراد کمترین حقی برای دیگر اعضای خانواده قائل نیستند. حتما میدانید در خانوادههای مردسالار حرف مرد خانواده حجت است و هنگامی که رای صادر شد، دیگر افراد حق ندارند در مقابل او سخنی بگویند، هر چند نظر او بر خلاف عقاید دیگر اعضای خانواده باشد.
در چنین خانههایی بچهها یاد نمیگیرند که احترام گذاشتن به تمام افراد چه اعضای درجه اول خانواده و چه کسانی که با ما در تماس هستند و رفتوآمد دارند و حتی افرادی که در طول روز با آنها سر و کار داریم، نشاندهنده شخصیت و حسن خلق ماست. فرزندان چنین خانوادهای نمیآموزند افرادی که ادب و نزاکت را در مورد همه رعایت میکنند، در جامعه تبدیل به انسانهای موفقی میشوند.
همفکری و همدلی را فراموش نکنیم
از نگاهی دیگر به خانوادهای موفق میگوییم که میان افرادش تشریک مساعی دیده شود. همفکری در تمامی امور خانه در شکل گرفتن یک خانواده خوشبخت اهمیت فراوانی دارد.
باز هم وظیفه والدین است که به بچهها یاد بدهند زندگی اجتماعی از خانه آغاز میشود. خانهای که در آن هر کس به فکر خود و منافع شخصیاش باشد، بتدریج به ویرانهای تبدیل میشود. این ویرانگی نه در شکل و ظاهر خانه، که در روابط میان افراد نمایان میشود.
چه بسیار خانههایی که از نمای بیرونی غبطه بینندگان را برمیانگیزند و از درون چونان خانه موریانه زده، سست و ناپایدارند.
کلام آخر
اینها تنها نکاتی اندک در مورد خانوادههای خوشبخت بود؛ نکتههایی که بسیاری از ما آنها را میدانیم، اما مرور و تذکرش حتما منافعی در بر خواهد داشت. امیدواریم باز هم در این مورد برایتان بنویسیم.از خانوادههایی که خوشبختی را نه در ثروت که در شاد زیستن و در کنار هم آرامش داشتن یافتهاند.
مرضیه عالمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم