نگاهی به انیمیشن «قطره رنگی»

دنیای خیال‌انگیز رنگ‌ها

«قطره رنگی» عنوان انیمیشنی دوبعدی است که از شبکه 2 سیما در حال پخش است. این انیمیشن که با تیتراژ خوب و موسیقی شاد همراه است، رنگین کمانی را به تصویر می‌کشد که با چکیدن قطره‌ای از هر رنگ آن، یکی از شخصیت‌های داستان پدید می‌آید. این شخصیت‌ها که همگی با خطوطی منحنی برگرفته از فرم چکیدن و برخورد قطره‌ای به زمین طراحی شده‌اند، سرشار از رنگ‌های شاد هستند. خطوط منحنی ساده‌ای که گویا شخصیت‌ از میان این خطوط آشکار شده، نه این‌که خطوط برای طراحی آنها به کار رفته باشد.
کد خبر: ۴۴۰۲۳۶

این شیوه شخصیت‌پردازی در متن خود یکی از آموزش‌های مهم را برای کودکان به همراه دارد. این نکته که به کودکان بیاموزیم بدون هیچ‌گونه هراسی و با اعتماد به نفس کامل، رنگ‌ها را روی صفحه‌ کاغذ بگذارند و بتوانند از لابه‌لای لکه‌های به‌وجود آمده رنگ‌ها، شخصیت‌ها و حیوانات مختلفی را بیابند، موضوع مهمی است که در انیمیشن قطره رنگی به آن پرداخته شده است.

شخصیت‌های این مجموعه از غرغروی سبز گرفته تا سگ بنفش همه با روشی مشابه رنگ‌گذاری کودکان و یافتن شخصیت‌ها در رنگ‌ها طراحی شده‌اند. این امر سبب خلق کاراکترهایی فانتزی شده که نه تنها برای مخاطب بار آموزشی دارد، بلکه دوست‌داشتنی و جذاب نیز هست. این نکته یکی از نقاط مثبت مجموعه است و با توجه به نوع مخاطب خود، حتی در پایه و شالوده کار از مسائل آموزشی و تربیتی بهره گرفته است.

خیالپردازی یکی از عناصر پرکاربرد در زندگی کودکان است. از این رو ارتباط برقرار کردن با برنامه‌ها و انیمیشن‌هایی که خیالپردازی وجهه‌ پررنگ آنها محسوب می‌شود، برای کودکان ساده‌تر است و جذابیت بیشتری دارد. قطره رنگی نیز انیمیشنی است پر از خیالپردازی. شخصیت‌های آن که شباهت دوری با واقعیت دارند، قادر به انجام هر کاری هستند. سگ بنفش قصه با کمک گوش‌ها و دمش می‌تواند براحتی پرواز کند یا شاخه‌ای گل راه می‌رود و صحبت می‌کند. این جذابیت‌های موضوعی در کنار جذابیت بصری مجموعه (به دلیل رنگ و نور شفاف تصاویر) مخاطب را بدون تردید برای دنبال کردن داستان ترغیب می‌کند. وقتی کودکی با شهری مملو از موجودات عجیب اما آشنا روبه‌رو می‌شود و برای کشف و شناسایی شخصیت‌های دیگر مجموعه تلاش کرده،‌ با علاقه بیشتری داستان را دنبال می‌کند. بخصوص این‌که دیدن شهری اینچنینی با این همه رنگ و لعاب یادآور نگاه کردن به جعبه دوست‌داشتنی مداد رنگی است. این عناصر بصری جذاب، نمونه‌‌هایی از مواردی هستند که در انیمیشن قطره رنگی می‌توان به آنها اشاره کرد.

سادگی داستان در هماهنگی کامل با ساختار و طراحی مجموعه است. نریشن یا گفتار متن در برنامه احتمالا با توجه به نوع مخاطب انتخاب شده است. راوی، داستان ساده اما خوب مجموعه را با لحنی مهربانانه برای مخاطب روایت می‌کند و از آنجا که داستان پیچیدگی و ابهام خاصی ندارد، براحتی قابلیت گنجاندن نکته‌های آموزشی فراوان را در خود دارد. سازندگان نیز بخوبی از این ظرفیت استفاده کرده‌اند و نکات آموزنده را با دقت در قسمت‌های مختلف داستان جای داده‌اند.

یکی دیگر از موارد قابل توجه در این مجموعه، بداعت و خلاقیت در طراحی و اجرای اثر است. تغییر هر صحنه و سکانس با حرکت قلم‌مویی بزرگ روی تمام صفحه تصویر و گذاشتن رنگی نزدیک به رنگ زمینه صفحه بعد صورت می‌گیرد که نظیر آن در کمتر نمونه‌ای مشاهده می‌‌شود.

انیمیشن قطره رنگی فضایی سرخوشانه دارد. تمام شخصیت‌ها در بیشتر صحنه‌ها لبخند بر لب دارند. ابرهای پنبه‌ای آسمان شهر و قطره‌های رنگی در کنار خورشید زردرنگ در حال تماشای شهر هستند. استفاده از خطوط منحنی در طراحی همه شخصیت‌ها برحس شادی و نشاط آنها افزوده و ارتباط مناسبی میان عناصر مختلف بصری مجموعه برقرار کرده است.

یکی از تکنیک‌های مهم در ساخت انیمیشن استفاده از عنصر اغراق است. اگر شخصیت‌های کارتونی تفاوتی مشهود با نمونه‌های واقعی دارند، دلیلش همین اغراقی است که در تصاویر انیمیشنی وجود دارد. این اغراق به چند شکل مختلف می‌تواند انجام شود. اگر مقصود طنز باشد، عناصری از تصویر واقعی مورد توجه طراح قرار می‌گیرند که اغراق در آن‌ بر وجه کمیک کار بیفزاید اما اگر فقط خیالپردازی مدنظر باشد، با شیوه‌ای از طراحی اغراق‌آمیز مواجهیم که نمونه‌اش را در انیمیشن قطره رنگی مشاهده می‌کنیم. یعنی ابر و آسمان و درخت و حیوانات همگی به شکلی طراحی می‌شوند که فقط اشاره‌ای به صورت‌های واقعی دارند و جز آن، هرچه هست تخیل سازنده است که کار خود را از طریق اغراق در تشابه میان عناصر بصری پیش برده است. این بزرگنمایی چون با عناصر دیگری همچون تشبیه و خیالپردازی همراه است، بیش از آن‌که وجه کمیک داشته باشد، مخاطب را از واقعیت پیرامونی خود جدا کرده، او را با خود به دنیایی دیگر که ساخته‌ ذهن انیماتور است می‌برد.

دنیای شاد و رنگینی که انیمیشن قطره رنگی به تصویر می‌کشد، دنیایی آرمانی است که در آن همه چیز مثل رنگین کمان است. هیچ رنگ خاکستری و تیره‌ای در تصویر وجود ندارد و تصاویر به نوعی تداعی‌کننده‌ نقاشی‌های شاداب و پر طراوت کودکان هستند. طراح شخصیت این مجموعه برای رنگ‌آمیزی شخصیت‌ها هیچ‌گونه محدودیتی که برخاسته از واقعیات خارجی باشد نداشته و هرموجودی را هر طور که خواسته، رنگ کرده است، درست مثل کودکان. سگ بنفش شخصیت اصلی این انیمیشن است. از جمله‌ آزادی‌های عمل سازنده در طراحی شخصیت‌های اثر این است که بر مبنای مطابقت با ذهنیت کودک انجام گرفته، نه براساس مطابقت با واقعیت نه چندان زیبا و دوست ‌داشتنی بیرونی.

این‌که شخصیت‌های یک انیمیشن قطره‌های رنگی باشند، به خودی خود ایده‌ جذابی است که امکانات فراوانی را در اختیار سازنده قرار می‌دهد. جدا از تناسبی که این ایده با نقاشی‌های کودکان دارد، وجه محتوایی و بار آموزشی بالایی هم در دل این ایده پنهان است که از جمله می‌توان به فرهنگ‌سازی در کودکان برای روی آوردن به هنر بخصوص نقاشی و رنگ اشاره کرد و تأکید بر این اصل مهم است که نقاشی‌ها و حتی لکه‌های رنگی برای خود جان دارند و زندگی می‌کنند و نباید به آنها بی‌توجه بود.

کودک در نتیجه‌ مواجهه با این انیمیشن و دل سپردن به دنیای خیال‌انگیز آن، با نگاه دیگری به رنگ‌ها که مهم‌ترین داشته‌های دوران کودکی انسان‌ هستند، خواهد نگریست و می‌تواند حتی با رنگ‌های یک کتاب تصویرسازی یا رنگ‌های مدادرنگی‌های خود حرف بزند و با بهره گرفتن از امکاناتی که رنگ در اختیار او می‌گذارد، دنیای منحصربه‌فرد خردسالی خود را در قالب نقاشی برای دیگران به نمایش بگذارد.

انیمیشن قطره رنگی از کارگردانی هنری مناسبی نیز برخوردار است. نماها به اندازه هستند و بموقع به هم کات می‌شوند، بدون هیچ‌گونه اتلاف وقت و فاصله‌ آزاردهنده‌ای که از ریتم برنامه کم کند و از جذابیت آن برای مخاطب کودک بکاهد. توجه و تمرکز این انیمیشن بر نماهای نزدیک، عامل دیگری است که به درگیری بیشتر تماشاگر با شخصیت‌ها و رخدادهای اثر کمک می‌کند و ضمنا با موضوع کلی کار که نزدیک شدن به دنیای قطره‌های رنگی است، مناسبت دارد. در کارگردانی انیمیشن قطره رنگی استفاده‌ مناسبی از نماهای متحرک شده و این خود تأثیر مضاعفی بر پرتحرک شدن ریتم برنامه گذاشته است.

در مجموع می‌توان گفت انیمیشن‌هایی چون قطره رنگی نه فقط مخاطب خردسال را پای تلویزیون نگه می‌دارد و او را سرگرم می‌کند بلکه به شکلی عمیق در لایه‌های پنهان ذهن او اثر می‌گذارد و پیام مدنظر سازنده را به گونه‌ای کاملا ضمنی و غیرمستقیم به او القا می‌کند و این همان بهترین روش آموزش به کودکان در قالب یک برنامه‌ تلویزیونی است.

بهار عسگری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها