مرد زرگر میگوید: «ساعت 5/5 بعدازظهر بود که یک پسر جوان را پشت شیشه ویترین دیدم، او از من خواست در را بزنم تا داخل بیاید چون فکر میکردم مشتری است در را باز کردم، اما او به محض اینکه وارد شد یک کلت را به طرفم گرفت و گفت: حرکت نکن؛ اگر تکان بخوری با گلوله میزنم. بعد نفر دوم وارد شد. لحظات ترسناکی بود و احتمال داشت جانم را از دست بدهم. آنها مرا به گوشهای از مغازه بردند تا بتوانند یک سینی انگشتر و چند میله النگو را بدزدند. با آنها درگیر شدم، نمیخواستم اجازه بدهم به این راحتی به هدفشان برسند. شروع به داد و فریاد کردم و مردم باخبر شدند. اهالی محل و کسبه که متوجه موضوع شده بودند، بلافاصله کرکره مغازه را پایین آوردند و در را از بیرون قفل کردند.» مردم بعد از انجام این اقدام احتیاطی بلافاصله با پلیس 110 تماس گرفتند و ماموران را باخبر کردند. در این بین یکی از سارقان که خودش را در تله میدید، شیشه ویترین را شکست و اقدام به خودزنی کرد. سپس ماموران از راه رسیدند و هر دو متهم را دستگیر کردند البته جوان مجروح به بیمارستان منتقل شد تا مداوا شود.
در این حادثه 3 اقدام باعث گرفتاری متهمان شد؛ در وهله اول صاحب مغازه از پیش درهای محل کسبش را مجهز و احتیاط لازم را رعایت کرده بود و برای همین وقتی با فریاد از مردم کمک خواست، دیگران توانستند به یاریاش بشتابند، اقدام دوم هوشیاری کسبه محل و عابران بود. آنها هم سارقان را گرفتار و با اطلاعرسانی به موقع به پلیس زمینه دستگیری مردان مسلح را فراهم کردند و اقدام سوم نیز حضور به موقع ماموران پلیس در محل حادثه بود. به این ترتیب دزدان مسلح در همان گام اول متوقف شدند و نتوانستند جرایمشان را پی بگیرند و دست به اعمال مجرمانه دیگری بزنند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم