حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در چند سال گذشته، ناشران و نهادهای فعال در حوزه نشر کشورمان، همیشه حضوری پررنگ در این رویداد جهانی داشتهاند که البته امسال با بستهماندن غرفه مربوط به معاونت فرهنگی وزارت ارشاد، تنها این ناشران ایرانی بودند که در شصت و سومین نمایشگاه بینالمللی فرانفکورت حضور داشتند. در کنار 16 ناشر ایرانی، تعدادی از نویسندگان و تصویرگران کشورمان نیز به فرانکفورت سفر کرده بودند که برای آشنایی با چند و چون برگزاری این نمایشگاه به سراغ تعدادی از آنان رفتیم.
انگیزه شرکت در فرانکفورت
ناشران ایرانی زیادی هستند که تاکنون بارها در نمایشگاههای خارجی کتاب شرکت کردهاند و هربار تجربیات جدیدی را به دست آوردهاند. همزمان با پررنگترشدن صحبت از نمایشگاههای بینالمللی و حرکت رو به رشد صنعت نشر در کشور ما، هر ساله شاهد حضور تعداد زیادی از ناشران ایرانی در نمایشگاه فرانفکورت بودهایم که برای آگاهی از انگیزه و نتیجه این سفر به آلمان باید پای صحبت کسانی نشست که تجربه چند بار شرکت در این رویداد فرهنگی را دارند.
لیلا حبیبزاده، یکی از فعالان حوزه بینالملل نشر ایران که تاکنون از 4 دوره نمایشگاههای کتاب فرانکفورت دیدن کرده است، در این باره میگوید: انگیزه شرکت در این نمایشگاه برای افراد، بسیار متفاوت است. بعضی برای خرید و فروش کپیرایت کتابها میآیند. تعدادی تنها برای خرید کتاب مسافر آلمان میشوند، در حالی که نمایشگاه کتاب فرانکفورت محل خرید و فروش کپیرایت کتاب است. این گروه میآیند تا در روز آخر نمایشگاه کتابهایی را خریداری کنند و در ایران از آنها کپی بگیرند، کاری که برای وجهه ما در جهان بد است.
وی ادامه میدهد: در این میان ناشرانی هستند که در نمایشگاه فرانکفورت شرکت میکنند تا کتابهایشان را به فروش برسانند در حالی که این خلاف قوانین نمایشگاه است. بعضی میآیند تا کولهباری از تجربه و ایده نو با خود به ایران بیاورند و به کارشان رونقی بدهند و تعدادی هم تنها به دلایل شخصی به این کشور اروپایی سفر میکنند و آنجا را با یک مکان تفریحی اشتباه میگیرند.
غیرحرفهایها در آلمان
فریده خلعتبری، مدیر انتشارات شباویز، حضور غیرحرفهای بعضی از افراد و ناشران را در نمایشگاه فرانکفورت تایید میکند و در شکایت از آن میگوید: هر سال افراد زیادی از ایران در نمایشگاه حضور دارند که خیلیشان بیهدف هستند. حتی نمایشگاه برنامهای برای ایرانیان ترتیب داده بود تا به آنها آموزش دهد که در این محل چه کاری میتوانند انجام بدهند؛ این یک اتفاق منفی است.
وی میافزاید: اگر ایرانیان شرکتکننده در فرانکفورت به چنین آموزشی نیاز دارند، چرا دولت ما از قبل امکان این آموزشها را فراهم نمیکند. امسال افسوس خوردم کهایکاش ارشاد پولی را که برای غرفه مسدودشدهاش هزینه کرده بود حداقل خرج این آموزشها میکرد تا از وقوع چنین اتفاقهای ناخوشایندی برای ایرانیان جلوگیری کند.
خلعتبری تاکید میکند: اگر ارشاد میآمد و هزینه اجاره آن غرفه را به ناشران خصوصی میداد تا حضورشان پربارتر شود، بیشک ما نتایج بهتری از این رویداد فرهنگی میگرفتیم.
امیر صالحی طالقانی، مدیر انتشارات نحل، درباره عدمآگاهی بازدیدکنندگان میگوید: کسانی که وقت و پول خود را هزینه میکنند تا در این نمایشگاه شرکت کنند، باید حداقلهایی را رعایت کنند. آنجا محلی است که هر بازدیدکننده باید بتواند با دیگران ارتباط برقرار کند و هر ناشری خود را نشان دهد. بنابراین تسلط بر یک زبان خارجی برای افراد ضروری است. درصد زیادی از دوستان در این فضا اصلا انگلیسی نمیدانند.
وی ادامه میدهد: تعدادی از شرکتکنندگان حتی یک کارت ویزیت یا بروشور هم با خودشان نمیآورند. در چنین جایی شرکتکنندگان باید با دست پر بیایند تا طرفهای مذاکرهکننده خارجی بتوانند با سرعت با حوزه تخصصی ناشر، کتابهای منتشرشده و... آشنا شوند.
دستاوردهای فرانکفورت، 6 ماه بعد جواب میدهد
اطلاعرسانی نادرست درباره میزان فروش و خرید رایت کتابها یکی از پیشداوریهای ناشران ایرانی شرکتکننده در نمایشگاههای بینالمللی است، در حالی که نتیجه چنین برنامههایی به بازه زمانی 6 ماهه نیاز دارد.
مدیر انتشارات شباویز:
هر سال افراد زیادی از ایران در نمایشگاه حضور دارند که خیلیشان بیهدف هستند. حتی نمایشگاه برنامهای برای ایرانیان ترتیب داده بود تا به آنها آموزش دهد که در این محل چه کاری میتوانند انجام بدهندخلعتبری در این باره میگوید: بعضی از ناشران تازهکار، اطلاعات نادرستی از میزان استقبال آثارشان اعلام میکنند، اما آنها باید بدانند که مرسوم است بازدیدکنندگان از دیگر کشورها به رسم ادب از کتابهای موجود تعریف کنند، ولی معمولا به این معنا نیست که فلان ناشر این کتاب را پسندیده است و درصدد خرید کپیرایت آن برآمده است.
وی تاکید میکند: ناشر تازهکار گمان میکند احترامی که دیده است، یعنی بستن قرارداد. در حالی که ویزیتورها و مسوولان خرید کپیرایت باید به کشورهایشان بازگردند، ناشرانشان را از دستاوردهایشان مطلع کنند و در صورتی که مسوولان انتشارات، کتاب را مطابق با اهداف و اصول خود دیدند، اقدام به خرید کپیرایت آن کنند.
از طرف دیگر انتظار میرود ایرانیانی که با این همه ایده نو در نمایشگاه فرانکفورت مواجه میشوند، بیش از آن که آمار کتابهای ترجمه شده از دیگر زبانها را افزایش دهند، دست به تالیف بزنند.
ناشران، تجربیات خود را به اشتراک بگذارند
اگر تمام ناشران یا فقط ناشران خصوصی بخواهند از تجربه ناشران باسابقه استفاده کنند، مسوولیت را بر عهده چه کسانی باید گذاشت؟
حبیبزاده معتقد است که اگر ناشران خصوصی با یکدیگر هماهنگ کنند و عملکردی شبیه اتحادیه ناشران داشته باشند، حتما به نتایج بهتری میرسند. او کشور ترکیه را مثال میزند و میگوید: ما هر سال در این نمایشگاه شاهد حضور غرفه ترکیه هستیم که فضای بزرگی را در اختیار میگیرد و با رنگ مشخصی تمام ناشران مهمانش را به مخاطبان معرفی میکند. چنین کارهایی نیاز به هماهنگی دارد، ولی مثلا غرفههای ایرانی تعدادشان هر چقدر هم که باشد، هیچ انسجامی با هم ندارند گرچه حیطه فعالیت آنها با هم فرق میکند، ولی ما ایرانیها هم میتوانستیم مثل کشور ترکیه در یک جا حاضر شویم. اگر یک نفر مسوولیت نمایشگاههای بینالمللی را بر عهده بگیرد و همه را منسجم یکجا جمع کند، در آن صورت پرچم ایران و محصولاتش در یک فضای مشخص و به طور شایسته دیده میشد، نه این که از مقابل غرفههای مختلف ایرانی بگذری و حتی متوجه حضورشان نشوی.
ولی مدیر نشر شباویز معتقد است که اصلا نمیتوان این کار را به بخش خصوصی واگذار کرد. گذاشتن جلسه، هماهنگی میان ناشران، پیداکردن محل مناسب برای چنین جلساتی و... کار دشوار و هزینهبری است، هم به لحاظ زمانی و هم به لحاظ مالی. به نظر او دولت علاوه بر وظیفه ارشادی، وظیفه حمایتی و هدایتی نیز دارد. دولت باید از همه علاقهمندان دعوت کند تا در یک روز جمع شوند و صحبت کنند.
خلعتبری با اشاره به علاقه کارهای فردی در ایرانیان میگوید: از طرفی اگر مثلا من در انتشارات شباویز چنین جلساتی را برگزار کنم، عدهای برداشت منفی دارند و حاضر نیستند از تجربیاتم استفاده کنند. شاید اصلا کسی دوست نداشته باشد که دنبال تجربیات من نوعی بیاید. ما در ایران فرد هستیم. حتی اتحادیه ناشران در موقعیتی نیست که کسی بخواهد به حرف او گوش کند. همانطور که برای این نمایشگاه جلساتی گذاشت، ولی در نهایت بینتیجه ماند. ما در این زمینه نیاز به یک بزرگتر داریم که حاضر باشد به ما آموزش بدهد. تمام این برنامهریزیها هم باید زیر نظر وزارت ارشاد باشد.
او پیشنهاد میکند که برای شروع کار لازم است ما غرفهای شبیه ترکیه داشته باشیم که تعدادی از ناشران باسابقه درباره نحوه ارتباط، تنظیم قراردادها و... توضیحات لازم را به دیگران بدهند. این کار به نفع یک ناشر یا یک نویسنده نیست، بلکه خدمت به کشور است.
حورا نژاد صداقت / جامجم
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....