خود این برزیلی 29 ساله هم میگوید که بعد از مدتی، از نو در حال لذت بردن از فوتبال است و درد مصدومیت و رنج دوری از فرم ایدهآل از او دوری جستهاند.
وی 28 ماه پیش توسط رئال مادرید به بهای خیرهکننده 65 میلیون یورو از آثمیلان خریداری شد و در سایه آن هنوز هم سومین فوتبالیست گران تاریخ محسوب میشود، اما مصدومیتهای مزمن و پرتعداد و ایجاد افسردگی در وی بر اثر این مساله و ترس او از آسیبدیدگی مجدد بعد از هر مرتبه بازگشت وی به میدان باعث شده بود طی این مدت بازیهای کمی به او برسد.
کاکا در آن بازیها هم هیچ نشانی از مردی نداشت که در سال 2007 تقریبا یک تنه آثمیلان را قهرمان جام باشگاههای اروپا کرده بود. در این مدت انواع شایعات و پیشبینیها در مورد این که خوزه مورینیو او را خواهد فروخت به گوش میخورد و هر دو «بزرگ» شهر میلان و همچنین چلسی انگلیس برای جذب وی اعلام آمادگی کرده بودند، اما با اتفاقات هفتههای اخیر نظر سرمربی پرتغالی و کمالطلب کهکشانیهای مادرید درباره وی عوض شده است و احتمالا او را در نقل و انتقالهای زمستانی (11 دی تا 12 بهمن) هم نخواهد فروخت.
پیشتر 2 دلیل برای این که باور کنیم سرمربی سابق چلسی و اینتر کاکا را نگه نمیدارد وجود داشت؛ یکی این که او اصولا از بازیکنان فانتزی و شکننده حتی اگر مظهر تکنیک باشند خوشش نمیآید و برای او فقط فوتبالیستهای کارگر، بازیکن محسوب میشوند و ستاره از نظر او کریس رونالدوست که اگر هم تکنیک بالایی دارد برخلاف کاکا در جنگهای فیزیکی شرکت میکند، دعوایی است و هر لحظه احتمال دارد با یکی گلاویز شود! دوم این که کاکا در معدود مسابقاتش برای سفیدپوشان مادریدی در این دو سال آنقدر بد بازی کرده بود که همه به میزان صبر رئال و شکیباییاش در حفظ این ستاره تنبل و ترسو و کمرنگ شده درود فرستاده و از این بابت ابراز حیرت میکردند. در دل پاییز 2011، اوضاع ناگهان به شکل بسیار آشکاری عوض و شرایط دیگری به وجود آمده است. کاکا در هفتههای اخیر چه در لیگ اسپانیا که هنوز یکچهارم آن نیز سپری نشده و چه جام قهرمانان باشگاههای اروپا که 3 هفته از 6 هفته مرحله گروهی آن سپری شده، ارائهگر بازیهایی عالی بوده است. او در این مسابقات، هم گلزنی کرده و هم برای یارانش گل ساخته است و بخصوص نوع مانورهای پا به توپ و حرکتهای ناگهانیاش در قلب مدافعان حریف و استارتهای ناگهانیاش یادآور کاکایی بوده که از سال 2003 از سائوپولو برزیل به اروپا کوچ و میلان را نورانی کرد.
کاکا با میلان قهرمان و نایب قهرمان اروپا شد و سپس همراه با کریستیانو رونالدو و کریم بنزما که از منچستر یونایتد و لیون به برنابئو آمدند پیراهن رئال را به تن کرد.
ساعات بیداری
این هم از قضا و قدر و برحسب بازیهای روزگار است که فروغ مجدد کاکا با احیای بنزما همزمان شده، زیرا این مهاجم 24 ساله فرانسوی هم در بدو انتقال به برنابئو دوران بد و کمثمری را گذراند و هم مصدوم و هم از فرم آرمانی دور بود و تنها از اوایل فصل گذشته و بعد از مصدومیت طولانیمدت گونزالو ایگواین آرژانتینی بود که شروع به درخشش با پیراهن این تیم کرد، اما اینک همان «بنزما»ی ایام حضور در برنابئو است. کاکا دیرتر از او به حد و حدود سابقش بازگشته، اما مهم این است که این کار را انجام داده است. خود کاکا در اواسط پاییز امسال میگوید: «دوباره در حال لذت بردن از فوتبال و حضور در مسابقات هستم. در این مدت که نتوانسته بودم فرم گذشتهام را به نمایش بگذارم، شاید اشتیاقم به فوتبال فروکش نکرده بود، اما فاقد روح و حال سابق بودم و احساس میکردم که خوابم. موقعی که به میدان میآمدم، همه چیز برایم سخت به نظر میرسید و خبری از اشتیاق و روانی گذشته در کارم نبود. اینک دیگر آن طور نیست و احساس میکنم فوتبال دوباره برای من لذتبخش شده و هر ضربهای که به توپ میزنم، این حالت را برایم دارد. وقتی تمرین میکنم یا در مسابقه پا به توپ میشوم، دوباره همان احساس خوش گذشته در من ظاهر میشود».
در جستجوی عرصهای آسانتر
با این که کاکا در مصاحبههای اخیرش بارها مدعی شده که حتی در دشوارترین روزهای عمر و بالاترین حد دوریاش از فرم گذشته به ترک رئال فکر نمیکرده، اما اطرافیان وی اذعان دارند که اوضاع او به قدری تیره بوده که اواسط و اواخر فصل پیش تصمیم به ترک رئال و رفتن به تیمی کوچکتر و لیگی بالنسبه آسانتر را اتخاذ کرده بود. در این راستا میتوان فهمید که چگونه و چرا پاریسنژرمن فرانسه در یک سال اخیر به طور جدی خواهان وی بوده و در این ارتباط تماسهای مستمری با وکلای کاکا هم داشتهاند.
بعد از گذشت حدود 3 ماه از شروع فصل تازه ماجرا، ماجرای دیگری شده و همان طور که قبلا گفتیم رئال که از فقدان همت و مشاهده یاس مطلق در هافبک تهاجمی برزیلیاش کلافه شده بود حالا که او را با بخش عمدهای از خصوصیات سابقش مییابد، طبعا علاقهای به واگذاری وی ندارد. برخی میگویند مورینیو هنوز هم در دلش بدش نمیآید که او را به چلسی تیم سابقش بدهد و در ازای وی یکی دو شاگرد سابقش را از استمفوردبریج به مادرید بیاورد، اما از یک سو مایکل اسیین یکی از محبوبهای او در لندن اینک بشدت مصدوم و حاشیهنشین است و دیدیه دروگبا دیگر بازیکن مورد علاقه او 34 ساله شده و دیگر جوان نیست و از جانب دیگر اگر قرار باشد کاکا در هفتههای آینده نیز همین طور بازی کند که اینک میکند، فروش وی حتی با بالاترین قیمت کار اشتباهی خواهد بود.
دلایل ابقا در مادرید
کاکا میگوید یکی از دلایلی که دوباره اوج گرفته و در رئال مانده، شخص مورینیو است. در حالی که خیلیها مطمئناند «آقای خاص» بکرات درباره چگونگی به فروش رساندن وی بررسی و برنامهریزی کرده و با چندین و چند دلال به گفتوگو پرداخته، کاکا در تمجید از این مربی 48 ساله حاشیهساز میگوید: «مورینیو حتی در بدترین روزهایم هرگز حمایت خود را از من قطع نکرد. هر موقع ناامید و بیروحیه بودم، این مورینیو بود که با حرفهایش به من امید میبخشید و بکرات میگفت که رئال به من نیاز دارد و روی من حساب میکند، حال آن که مطمئن بودم این طور نیست! او هیچ وقت حقیقت را از من پنهان نکرده و در نتیجه من به او این دین را دارم که بعد از بازگشتم به فرم خوب هر کاری از دستم برای اعتلای تیم برمیآید، انجام بدهم.
بعد از بازی اخیرمان با آژاکس هلند (در جام قهرمانان باشگاههای اروپا که در آن کاکا یک گل زد و 2 گل هم ساخت) او و فلورن تینوپرز (رئیس باشگاه رئال) به نزد من آمدند. هر دو بارها گفتند که بر خلاف شایعات موجود قصد فروش مرا نداشتهاند و من حرفشان را باور دارم. برخی فکر میکنند رفتن من از برنابئو برایم سخت و غیرممکن بود، اما اینطور نبود و در این مدت طولانی، فرصت و امکان ترک مادرید بارها برایم پیش آمد، اما بعد از دیدن علاقه مردم مادرید و سران رئال و همه مسائل دیگری که در این دو سال برایم در اسپانیا حادث شد تصمیم به ماندن گرفتم و اکنون بسیار خوشحالم که آن تصمیم ثمر داده و میتوانم به لطف فرم خوبم دوباره در خدمت رئال باشم و قدمهای بلندی را برای این تیم بردارم.»
باز شدن نسبی بندها
همانطور که در ابتدای مطلب آمد، کسی بدرستی نمیداند کاکا چگونه بندهای احتیاط را از پای خود جدا کرده و دوباره درخشیدن آغاز نموده است، اما هنوز هم میتوان گاهبهگاه نشانههای ترس وی را از بروز آسیبدیدگی شدید و مجدد برای وی رویت کرد. او قبل از این مصدومیتها معمولا بدون ترس و با شهامت کار میکرد، اما بعد از آن همواره از برخوردهای تند و شدید با بازیکنان رقیب هراس داشته و هر جا کار گرهخورده، پا پس کشیده تا مبادا با ضربهای تازه از سوی مدافعان رقیب ناکار شود. با این حال تکنیک گران و درجه اول کاکا که متمایزکننده کار وی از همگنانش در تمامی این سالها بوده، اینک از نو در کار او نمود دارد و همین مساله سبب میشود ناظران چشم بر صحنههایی ببندند که در اوج حملات او و سایر رئالیها، کاکا خودش را از مسیر یک برخورد ناگزیر و از مقابل یک تکل حتی معمولی کنار میکشد تا کابوسی که او را در 2 سال گذشته کمرنگ و به یک نیمکتنشین محض و اسفبار تبدیل کرده بود،از نو به سراغش نیاید.
حالا رویای او، رویای مشترک کهکشانیها و یک آرزوی بسیار شیرین است. اینک مردی که بیش از حد فانتزی باز شمرده میشد و هنوز هم محسوب میشود دوباره «کاکا» و همان فوتبالیست برجسته و تعیینکننده سابق شده است و در نتیجه جا دارد که اگر هم هنوز لغزش و کوتاهی و کنارکشیدن از مسوولیت در برخی صحنهها در کار او هست، از آن گذشت شود زیرا او و بازیاش ارزش این گذشت را دارند. مورینیو حالا میداند اگر روزی رونالدو مصدوم یا به هر دلیل دیگری غایب باشد، کاکا هست تا بازی تیمش را به تنهایی راه بیندازد و مهمتر این که مورینیو به شهادت مسابقات اخیر رئال راههایی را یافته است که براساس آن بتواند از هر دو در کنار یکدیگر در ترکیب تیمش استفاده کند و این در عبارت و توصیفی کوتاه به معنای داشتن یک گنج بزرگ در خانه است.
سایت گل / مترجم : وصال روحانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم