البته طبیعی است که انسانها در امور روزمره زندگی خود، گرفتاریها و دلمشغولیهایی دارند که موجب میشود از بسیاری رفتارها و کنشهایی که لازمه رسیدن به یک زندگی اجتماعی بهتر و دارای استانداردهای زندگی اجتماعی است، دور میمانند، اما برخی رفتارهای ساده و پیش پا افتاده که ما آنها را به هیچ میپنداریم، وجود دارند که میتوان آنها را آموخت و به آنها بدون کوچکترین هزینهای عمل کرد.
به این تصویر که شاید در کوچه و خیابان زیاد به آن برخوردهاید، توجه کنید: فردی بر اثر خستگی و دوندگی حاصل از آمد و شد در شهر و پیگیری امور شخصی خود که احتمالا بسیار هم در نظر خودش مهم است، دچار تشنگی میشود. برای رفع عطش خود از مغازهای یک بطری آب خنک یا یک قوطی آبمیوه میخرد و همان جا نوشجان میکند. بعد از خوردن، بلافاصله قوطی آبمیوه یا آب را در همان نقطهای که ایستاده یا نشسته، در جوی آب یا روی سطح پیادهرو رها میکند و بدون توجه به اینکه این رفتار، رفتاری مدنی و اجتماعی نیست، به راه خود میرود.
در ادامه، همین شخص وقتی پای به درون تاکسی یا اتوبوس میگذارد و پای درد دل و مشکلات فردی و اجتماعی باز میشود، بیشتر از همه از اوضاع و احوال خود و مشکلات شهر و اجتماعش میگوید و همه را متهم به کمکاری و بیمسوولیتی میکند و چه بسا حتی از کثیفی و نابسامانی سیستم جمعآوری زباله هم داد سخن میراند و حتی لحظهای هم اقدام چند دقیقه قبل خود را به یاد نمیآورد.
این صحنه و صحنههای مشابه را بسیار و در شرایط مختلف زندگی شهری خود دیدهایم. وقتی پا به کوهستان میگذاریم، با انبوهی از زبالهها مواجه میشویم که براحتی و بدون هیچ دغدغه خاطری در حاشیه نهرها رها شده است.
وقتی چراغ عابر پیاده قرمز است، براحتی از میان حجم انبوه وسایل نقلیه عبور میکنیم و بعد وقتی پای حرف به میان میآید، میگوییم ای بابا عمرمان توی ترافیک تلف شد و آن وقت چند ثانیه هم نمیتوانیم چراغ قرمز را تحمل کنیم یا وقتی در ترافیک گیر کردهایم و مطمئنیم که گره ترافیک تا دقایقی باز شدنی نیست، با بوق زدن مشکل دیگری به مشکل ترافیک اضافه میکنیم و به قول معروف اعصاب خود و بقیه را به هم میریزیم.
اینها تنها نمونههایی کوچک و شاید پیش پا افتاده از رفتارهای اجتماعی است که کمتر به آن میاندیشیم و کمتر میپنداریم که این رفتارهای ساده نیز با کمی صبر و درنگی تامل آموختنی و قابل اجرا و الگویی برای کودکان ماست. چرا که دیده میشود کودکان ما وقتی در مقابل رفتارهای نازیبای بزرگترهای خود قرار میگیرند، آنها هم زبالههای خود را در خیابان رها میکنند، پشت چراغ قرمز نمیایستند و... کاش کمی فکر میکردیم که رفتارهای ساده هم به سادگی قابل آموختن است؛ رفتارهایی مانند آنچه یادآوری شد نه هزینهبر است، نه نیازی به دخالت دولتها دارد، فقط کافی است کمی روی رفتارهای خود تامل داشته باشیم...
صولت فروتن / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم