سناریوی مناسب در شرایط پس از زلزله

برای تهیه یک سناریوی مناسب از شرایط پس از زلزله در یک منطقه شهری به اطلاعات مختلفی نیاز است. به عنوان مثال می‌بایست به نقشه‌های ریزپهنه‌بندی خطرلرزه‌ای که در آنها میزان انواع خطرهای هفتگانه زلزله با بالاترین دقت ممکن نشان داده شده باشد احتیاج است.
کد خبر: ۴۳۴۹۳۲

آمار حتی‌الامکان دقیق انواع ساختمان‌ها و تاسیسات موجود در منطقه و توزیع آنها در بخش‌های گوناگون؛ نمودارهای شکست پذیری انواع مستحدثات اعم از ساختمان‌ها و تاسیسات گوناگون که در آنها میزان آسیب وارده بر هر نوع مستحدثه برحسب شاخص مناسبی از خطر بیان شده باشد و توزیع جمعیت در زمان وقوع زلزله که بستگی به ساعت و فصل وقوع و چندین عامل دیگر دارد نیز از دیگر ملزومات محسوب می‌شوند.

با در اختیار داشتن چهار پیش‌نیاز فوق می‌توان سناریوهای قابل استفاده برای مدیریت بحران را در اختیار داشت. اما در ارتباط با این 4 پیش‌نیاز موضوعاتی وجود دارد که بحث درباره آنها ضروری است. درخصوص نقشه‌های ریزپهنه ‌بندی باید توجه داشت که دقت آنها بستگی به دقت و نوع نقشه‌های خطرلرزه‌ای دارد. نکته بسیار مهم در این‌باره نوع نقشه‌های خطر است. در حال حاضر این نقشه‌ها برای دوره بازگشت‌های مختلف (معمولا 2 دوره بازگشت 475 ساله و 2475 ساله که به ترتیب متناظر با احتمال فراگذری 10 درصد در 50 سال و 2 درصد در 50 سال هستند) تهیه می‌شوند و هدف از آن مشخص کردن حداکثر میزان خطر در تمامی سطح کشور به ازای هر دوره بازگشت است. از این‌رو در آنها اثر تمامی چشمه‌های لرزه‌زا به صورت توام درنظرگرفته شده‌ است، در حالی که واضح است هر چشمه لرزه‌زا به صورت تقریبا مستقل از چشمه‌های دیگر می‌تواند فعال شود و در اثر فعال شدن آن، مقادیر خاصی از شتاب لرزه‌ای در سنگ بستر بخش‌های مختلف منطقه تحت تاثیر آن چشمه لرزه‌زا ـ که برای سادگی آن را «حوزه تاثیر» می‌نامیم ـ بروز خواهند یافت. این مقادیر براساس روابط استهلاک امواج در پوسته زمین قابل برآورد هستند. با استفاده از این مقادیر شتاب در سنگ بستر و با در نظر گرفتن شرایط ساختگاهی در بخش‌های مختلف «حوزه تاثیر» هر چشمه لرزه‌زا، میزان انواع خطرهای زلزله در هر ساختگاه می‌تواند برآورد شود و نتیجه به صورت نقشه‌های ریزپهنه بندی مبتنی بر چشمه‌های لرزه‌زا به صورت مستقل ارائه شود. تنها چنین نقشه‌هایی برای تهیه سناریوهای زلزله قابل استفاده هستند. هر منطقه شهری می‌تواند در «حوزه تاثیر» چند چشمه لرزه‌زا قرار گیرد. لذا باید به تعداد آن چشمه‌ها برای آن منطقه شهری نقشه‌های ریزپهنه‌بندی خطرهای زلزله تهیه شود.

نکته بعدی مربوط به برآورد آسیب‌های انسانی براساس نقشه‌های آسیب‌دیدگی فیزیکی مستحدثات است. باید توجه کرد که توزیع جمعیت در سطح شهر، عامل مهمی در میزان آسیب دیدگی انسانی است، چراکه بافت‌های گوناگون مسکونی، تجاری، اداری و تفریحی در یک سطح آسیب‌پذیری لرزه‌ای قرار ندارند و بسته به این‌که هنگام وقوع زلزله چه تعداد از جمعیت شهر در هر یک از بافت‌های یاد شده حضور داشته باشند، تعداد مجروحان و مصدومان و کشته‌های احتمالی متفاوت خواهد بود. می‌توان دریافت که ساعت وقوع زلزله به عنوان یک عامل بسیار مهم در تدوین سناریوی آسیب‌های انسانی نقش دارد. براساس این عامل باید برهه‌های زمانی مختلفی را برای وقوع زلزله فرض کرد. حداقل تعداد این برهه‌ها برابر با 2 است که یکی مربوط به ساعات روز و دیگری مربوط به ساعات شب می‌شود. البته در شهرهای بزرگ مانند تهران، حداقل 5 برهه زمانی را می‌توان در نظر‌ گرفت؛ زیرا ساعاتی که مردم صرف رفت و آمد از منزل به محل کار و برعکس می‌کنند، بخش عمده‌ای از ساعات روز را شامل می‌شود. بعلاوه، فصل وقوع زلزله نیز در میزان آسیب‌دیدگی انسانی مهم است. اگر زلزله در اوج گرمای تابستان یا اوج سرمای زمستان رخ دهد، نیازهای اساسی آسیب‌دیدگان و تاثیر شرایط جوی بر وضعیت جسمی و روحی آنان بسیار متفاوت و به تبع آن، اقدامات لازم برای پاسخگویی به آن نیازها از طرف نیروهای امدادی نیز متغیر است، ضمن این‌که شرایط دمایی و جوی در کارایی نیروهای امدادی نیز موثر خواهد بود.

تعداد سناریوهای آسیب‌دیدگی انسانی می‌تواند به ده‌ها برسد. برای مثال با داشتن 2 چشمه لرزه‌زا، 5 برهه زمانی، و در نظر گرفتن 2 شرایط فصلی، تعداد سناریوهای لازم بالغ بر 20 می‌شود. چنانچه شرایط روزهای تعطیل و غیرتعطیل را نیز متفاوت در نظر بگیریم، تعداد سناریوها به 40 می‌رسد. با توجه به این موضوع منطقی‌ترین روش برای تهیه سناریوها اولویت‌بندی بر حسب احتمال بروز آنهاست. مثلا احتمال بروز زلزله در ساعت اوج ترافیک صبح یا عصر در تهران کمتر از احتمال بروز آن طی ساعات شب یا ساعات کار روزانه است. البته ایده‌آل است که همه سناریوهای ممکن تهیه شده، با شماره‌گذاری خاص در اختیار مسوولان قرار گیرد تا بتوانند تمامی شرایط گوناگون محتمل را در اختیار داشته باشند و با آنها برای مدیریت سانحه برنامه‌ریزی کنند. با توجه به همه این موارد باید گفت ارتقای آمادگی جامعه برای رویارویی با بحران‌های آینده و دوام آوردن در برابر ضربات سنگین آنها به یک برنامه‌ریزی جامع و گسترده نیاز دارد و از آنجا که بخش عمده‌ای از این برنامه‌ها با مردم، از تمامی طبقات، سروکار پیدا می‌کند، نقش علوم‌انسانی بویژه جامعه‌شناسی و روان‌شناسی در این زمینه بسیار مهم خواهد بود. توانمندی جامعه در برابر سوانح ـ که آن را در شاخه علوم انسانی تاب‌آوری (Resilience) می‌نامند ـ نیز از مطالب مهمی است که باید به صورت جداگانه مورد توجه قرار گیرد.

دکتر محمود حسینی

 دانشیار پژوهشکده مهندسی سازه و عضو قطب علمی مدیریت خطرپذیری کشور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها