در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یعنی چنین نیست که در همان ابتدای شروع به ساخت و ساز الگو، این پایهها در بهترین شکل از قوام و پایداری و کارکرد بوده باشند. بلکه پایههای مذکور هرچند قابل ادراک بوده و ریشه در باورهای ملی و دینی مردم دارند، اما خود به لحاظ کارکرد، متاثر از متغیرهای جامعهای هستند که قرار است به سمت الگوی موضوع طراحی و ساخت، جهتدهی شود لیکن هنوز این اتفاق نیفتاده است.
لذا باید خود را با این واقعیت اجتنابناپذیر مواجهه بدهیم که ایفای نقش و ادای کارکردهای انتظاری از پایهها، در آغاز ضعیف و قابل خدشه است لیکن بتدریج و پا به پای ساخت الگو، از آنجا که موارد ایجاد شده بر پایهها تاثیر گذاشته و متقابلا پایهها هم تاثیر انکارناپذیری در برپایی ساختمان الگو دارند، جامعه شاهد تقویت رسالتها و کارکردهای پایهها هم خواهد بود و این تکمیل و ترمیم تا زمان احداث الگو و تکمیل ساخت و ساختار آن استمرار خواهد داشت.
بر مبنای آنچه آمد، نباید این گونه تصور شود که در شرایطی که جامعه هنوز دوران کامل شدن خود را از طریق پیشرفت شروع نکرده است، با ایمانهای مستحکم و خدشهناپذیر و اجرای موازین اسلامی در حد بالای انتظار و همچنین عاملیت به امامت امت روبهرو باشد یا به آرای عمومی برای تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی خود رجوع کرده و در این ارتباط نهایت اهتمام خود را به کار بگیرد تا حقی از کسی ضایع نشده و مردم در نهایت آرامش و سلامت، انتخابهای مدنظر خود را داشته باشند.
همچنین ایفای وظیفه امر به معروف و نهی از منکر که به عنوان پایه نظارت همگانی از آن نام برده شد در شرایطی که جامعه زمینهها و رشد و وقوف لازم را ندارد، به درستی قابل حصول نیست. لذا ما با مشکلی مواجه میشویم که باید در طراحی الگو به آن توجه داشته باشیم و صرف توجه هم، رافع مشکل خواهد بود به این معنی که پایههای پنجگانه، به لحاظ کیفیت و چگونگی، در واقع خود معلول و برآیند سایر کارکردها هستند و تحقق صددرصدی و با عیار کامل آنها، در زمانی ممکن میشود که الگو امکان کار کردن مطابق آموزههای دینی را به دست آورده باشد.
لذا ما در پایههای الگوی خود مواجه با نسبیتی هستیم که میتوان آن را روی یک طیف نشان داد: یک طرف طیف نمره صفر و طرف دیگر آن نمره یک اختصاص میدهیم و مراحل احداث الگو را آغاز می کنیم.
در شروع کار، در واقع، ما با پایههایی که متعلق به حدود نمره صفر هستند مواجه هستیم و هر قدر کار ساخت و ساز الگو را پیش میبریم شرایط منعطف محیط، فضا را برای مشاهده کیفیت بیشتر در پایهها فراهم میسازد. به گونهای که مثلا وقتی نیمی از الگو مطابق ضوابط و استانداردها ساخته شد (منظور این است که مردم به نیمی از شرایط مورد نظر رسیدند) در واقع قوام و استحکام پایهها هم به میانه قوام در کارکردهای انتظاری از آنها رسیده است. بدیهی است طی مراحل کمال در ساختار الگو و پیادهسازی آن به منزله به پایان رسیدن دوران کمال چگونگیها در پایههای الگو و رسیدن به نمره یک روی طیف است.
توجه به این واقعیت، سبب میشود که ما از سطحی دیدن مسائل بپرهیزیم و توجه داشته باشیم که نمیتوان از شرایط حاکم بر انسانها و محیطی که در آن ساز و کار سرمایهداری را تجربه کردهاند یا میکنند انتظار عملکردی مبتنی بر آموزههای دینی را دشته باشیم، چرا که هنوز آن آموزهها خود را در پایههای الگو متجلی نکردهاند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: