امروزه کارشناسان بر این باورند که پرداختن به ورزش همگانی و سلامت عمومی جامعه، لازم و ملزوم هم هستند و جامعهای شاداب و پویا، بیشک در سایه توجه و پرداختن به ورزش همگانی و توسعه آن در میان شهروندان ایجاد خواهد شد.
در دنیای کنونی، برنامهریزی برای ورزش از دغدغههای اصلی دولتها شده است. این ضرورت امروزه با حرکت و رشد روز افزون کشورها در مسیر توسعه نمود بیشتری نیز پیدا کرده است. ورزش همگانی ذاتاً درآمدزا نیست، در نتیجه دولتها باید با سیاستهای حمایتی برای گسترش آن اقدام کنند. نگاهی به سیاستگذاری کشورهای مختلف در این زمینه نشان میدهد که در کشوری مانند انگلستان طی 10 سال آینده 5/1 تا ۲ میلیارد پوند به ورزش همگانی اختصاص داده شده است. در استرالیا هزینه ورزش همگانی معادل هزینه رژیمهای غذایی و بیماریهای مرتبط با خوراک (تغذیه) است. دولت ژاپن در سال ۱۹۹۵ بودجهای معادل 444/5 میلیارد ین به توسعه ورزش اختصاص داد که ۶ درصد از مجموع بودجه ژاپن بوده است.
در کشور ما فضای حاکم بر ورزش به گونهای است که آنچه بیشتر در ذهن متبادر میشود، بعد قهرمانی ورزش است. منافع کلان ورزش قهرمانی موجب ترغیب سیاستگذاران به حضور هر چه بیشتر در این عرصه و توسعه آن شده است. از سوی دیگر، جاذبههای ورزش قهرمانی و همچنین قابلیت بینظیر ورزش قهرمانی برای ایجاد شهرت، همواره برای سیاستمداران و ثروتمندان وسوسهانگیز بوده است تا آنجا که حضور در بدنه ورزش قهرمانی را سکوی پرتابی برای آینده خود میپندارند، ناگفته نماند که این سیاست تنها مربوط به کشور ما نیست بلکه در سایر کشورها نیز این نوع بینش کموبیش وجود دارد.
به هر حال طبق آمار سازمان تربیت بدنی در خوشبینانهترین حالت 10 درصد جمعیت کشور به انجام ورزش همگانی میپردازند و در مقایسه و بررسی ورزش ایران با 20 کشور جهان، نشان داده شد که ایران در رده بیستویکم قرار دارد و تنها92/5 درصد مردم تحت پوشش هیات ورزش همگانی قرار دارند. این آمار نگرانکننده میتواند زنگ خطری برای مسوولان کشورمان باشد که به جای آنکه بیشتر به فکر نمایش ورزش همگانی با جوایز اغواکننده در همایشهای یک روزه و محدود باشیم ، میتوانیم که دست به تغییر استراتژی خود در فضای ورزش همگانی با هدف حضور و فعالیت بیشتر بخش خصوصی زدند، فعالیت کنیم و با کمک رسانههای گروهی و استفاده از متخصصان ورزشی برای آموزش صحیح، بتوانیم همواره ورزش را به عنوان بخش جداییناپذیر در زندگی ایرانیان مشاهده کنیم.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم