گفت‌وگو با رضا لواسانی، هنرمند نقاش و حجم‌ساز به بهانه برپایی نمایشگاه «حیرت»

شعر فارسی را تجسم بخشیده‌ام

رضا لواسانی فارغ‌التحصیل رشته نقاشی از دانشکده هنرهای زیبای تهران است. او سال‌ها عضو پیوسته انجمن نقاشان ایران بوده و از این رهگذر به برپایی نمایشگاه‌های انفرادی متعددی در گالری‌های اثر، آریا، برگ، طراحان آزاد، دارالفنون، ماه و... اهتمام ورزیده است. فعالیت‌های لواسانی تنها به داخل کشور محدود نمی‌شود. بلکه او طی سال‌های گذشته در دوسالانه‌هایی چون براتیسلاوا، اسلواکی، کنکور نوما، توکیو، کویت، بنگلادش، دانشکده هنرهای زیبای مکزیک، استانبول ترکیه، هلند و... حضور داشته و درکنار سایر هنرمندان در دوسالانه‌های گرافیک و تصویرسازی نیز به ارائه آثار خود پرداخته است. لواسانی این روزها با آثار حجمی‌اش در گالری اثر به برگزاری یک نمایشگاه انفرادی پرداخته است؛ حجم‌هایی که تماما دارای مضامین ادبی هستند و به جرات می‌توان گفت او دراین نمایشگاه خود نیز مانند دیگر نمایشگاه‌های سابقش همچنان وامدار ادبیات کلاسیک ایران بوده است. این نمایشگاه که «حیرت» نام دارد، از روز 8 مهر افتتاح شده و تا بیست و هفتم این ماه در گالری اثر برپاست. با او به بهانه برگزاری این نمایشگاه به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
کد خبر: ۴۳۴۳۸۱

حجم‌های به نمایش درآمده در این نمایشگاه صرف‌نظر از زیبایی‌های تکنیکی و ظاهری هریک مفهوم عمیقی از شعر شاعران کلاسیک ایران را به همراه دارند. اگر ممکن است درباره این آثار توضیح دهید؟

این اولین بار نیست که من در آثارم به مدد این مضامین کار کرده‌ام. همیشه این طور بوده‌ام. یعنی همواره نوعی علاقه و دلبستگی در من نسبت به شعر کهن وجود داشته است. تا جایی که این دلبستگی توانسته برایم منبع الهامی‌ در خلق آثار باشد. منظورم این است که سال‌هاست چنین گرایشی داشته و همان را در قالب‌های مختلف هنری ادامه داده‌ام؛ چه در نقاشی‌ها و چه در آثار حجمی بنابراین، این میل و رغبت نسبت به ادبیات کلاسیک از دیروز و امروز در من شکل نگرفته و دفعی و لحظه‌ای نبوده است. احساس می‌کنم در شعر کهن، رمز و رازهایی نهفته است که باید به آنها پی برده شود.

نکته‌ای که درباره آثار شما در این نمایشگاه یکسان است، نوع تکنیک پاپیه ماشه است که به کار برده‌اید.

بله. این تکنیک همان تلفیق کاغذ و چسب است و دارای سابقه طولانی در ایران است. مثلا قلمدان‌های قدیمی‌ با این تکنیک ساخته شده بودند، اما در حال حاضر این تکنیک تقریبا منسوخ است و دیگر کسی به آن شکل با این تکنیک کار نمی‌کند.

انگیزه شما برای به کار بردن چنین تکنیکی که می‌گویید سال‌هاست به فراموشی سپرده شده، چه بوده است؟

به نظرم رسید پاپیه ماشه یکی از تکنیک‌هایی است که از دیرباز در فرهنگ ایرانی وجود داشته و جای آن دارد که دوباره احیا و کار شود. البته سعی کردم آن را از شکل قدیمی‌‌ای که داشته خارج کرده و به نوعی با دنیای امروز تطبیقش دهم.

ابتدای در ورودی نمایشگاه‌تان اشعاری از حافظ مانند «زیر بارند درختان که تعلق دارند»، «درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد» یا آثاری از مولانا با این مضمون که «ما همه شیریم شیران علم حمله مان از باد باشد دم به دم»و... به چشم می‌خورد. اینها اشعاری هستند که در کنار هر یک از حجم‌ها درقالب عنوان نیز چسبانده شده‌اند. سوال اینجاست که اگر این اشعار به عنوان شناسه در کنار آثار شما نبودند آیا درک این آثار برای مخاطبان آسان بود؟

ببینید مخاطبان این نمایشگاه را اصولا دو سه طیف تشکیل می‌دهند. بعضی از آنها گرافیست، برخی نقاش و برخی هم دانشجویان دانشگاه‌های هنر هستند، اما نکته جالبی که دراین باره وجود دارد این است که اغلب مخاطبان بیش از محتوا به تکنیک کارها توجه دارند و مایل هستند بدانند این حجم‌ها براساس چه تکنیکی ساخته شده است. به عنوان مثال، من در کنار یک اثر حجمی ‌که شیری را نشان می‌دهد، بیت شعری نوشته‌ام که سعی داشتم مخاطب به محتوا و بطن آن شعر توجه کند. اما متاسفانه در این اثر هم بیشترین تمرکز مخاطب روی تکنیکی است که در ساخت این اثر به کاررفته است.

اغلب اشعار این نمایشگاه برگرفته از آثار مولاناست. دیری است که مولانا با اشعار ماندگار خود مثل مثنوی معنوی از مرزهای وطنمان عبور کرده و آوازه‌اش در جهان فراگیر است. آنهایی که در داخل کشور خودمان هستند، همواره به تفحص و تحقیق روی اشعارش می‌پردازند و می‌کوشند او را از زوایای مختلف مورد بحث قرار دهند. مستشرقان نیز از مولانا به عنوان شاعری فرا مرزی یاد می‌کنند و درباره افکار، آثار و آرای او کنجکاو هستند. خود شما فکر می‌ کنید مهم‌ترین ویژگی اشعار او از دیدگاه شما چه بوده است؟

لواسانی: متاسفانه این روزها، مخاطبان آثار هنری بیشتر به شکل و فرم توجه می‌کنند و کمتر به محتوا علاقه ‌نشان می‌دهند. تماشاگران نمایشگاه «حیرت» هم اغلب از این جنس بوده و با تجلی شعر در هنرهای تجسمی بیگانه هستند

آثار او دارای معانی گسترده‌ای است و خیلی سخت است که بخواهم درباره شعر او و دریافت‌های ذهنی خود حرف بزنم. یک زمانی هست که شرح مثنوی معنوی را می‌خوانید و به عمق اشعار و همین طورافکار او پی می‌برید. یک زمان هم هست که از خواندن خود این اشعار به درک و باور می‌رسید. به نظرم مولانا شاعری جامعه‌شمول است؛ یعنی نگاهش به انسان و معطوف انسان است. به بیان ساده‌تر، همه چیز را از نگاه خود انسان می‌بیند و ضمن این که طرز فکرش در برهه‌های مختلف زمانی عجیب بوده است. او همواره در اشعارش پیام آدم شدن را متذکر می‌شود و این به نظر من مطلب کمی ‌نیست و نباید آن را دست کم گرفت. او معتقد است آدمی‌ باید حال خود را دائما تغییر دهد و رو به بهبود رود. به هرحال، من همیشه روی اشعار مولانا کار کرده‌ام. ضمن این که این اشعار را در تمام مراحل زندگی خود خوانده و مطالعه کرده و سعی کرده‌ام پیامی ‌را که در هریک از آنها نهفته است نیز به مخاطب انتقال دهم. به عنوان مثال در نمایشگاه قبلی خود، از شخصیتی به نام «دبوقی» که در آثار مولوی وجود دارد، نام برده‌ام و خلاصه سعی کردم وجوه مختلفی از شعر و احوال مولوی را هر قالب هر اثر ذکر کنم. یا همین طور درباره حافظ. همان‌طور که دراین نمایشگاه مشاهده می‌کنید آثاری از حافظ نیز در قالب حجم به معرض نمایش گذاشته شده است. من در این نمایشگاه اخیر چون حال غزل داشته‌ام، سعی کرده‌ام بیشتر به تبیین غزلیات این دو شاعر یعنی مولانا و حافظ بپردازم و به اصطلاح آنها را قابل دیدن و تجسم کنم.

اگر مایل باشید کمی‌ هم درباره پیوند هنری چون حجم و ادبیات صحبت کنیم.

من همیشه براین باور بوده‌ام که مسجد شیخ‌لطف‌الله در اصفهان، مصداق غزل است. انگار که معمار در ساختن این مسجد به سرودن غزل پرداخته است. درباره آثار حجمی‌ فقط نمی‌توان به ظاهر آنها بسنده کرد. در هر یک از این آثار حجمی‌ البته منظورم فقط آثار خودم نیست، به طور کلی می‌گویم، مفاهیمی ‌نهفته که باید به وسیله مخاطب کشف شود.

همان‌طور که شعر نیز تنها به قوافی و صنایع شعری محدود نمی‌شود و در اشکال مختلف مثل نقاشی، مجسمه‌سازی، موسیقی و... متجلی می‌شود. مثلا اگر شما بخواهید غزلی را که در مسجد شیخ‌لطف‌الله نهفته است، دریابید، بی‌تردید دریافتش برای هر کسی آسان نیست، ولی اگر این مساله میسر شود و انسان به درک این غزل در بنای این مسجد پی ببرد، واقعا لذت‌بخش است.

در حال حاضر وضعیت هنر حجم را چطور می‌بینید؟

به نظرم هر کسی دارد در این زمینه کار خودش را می‌کند. در مجموع خوب است. زیاد درگیر این تعاریف نیستم و به نظرم فعالیت در هر زمینه هنری بیشتر سلیقه‌ای است.

رویکرد بازدیدکنندگان را نسبت به این هنر چطور ارزیابی می‌کنید؟

بد نیست. همان‌طور که اوایل صحبتم هم گفتم این هنر مخاطب خاص دارد. افرادی متشکل از هنرمندان، دانشجویان، همکاران و بیشترشان هم تکنیکی به این مساله نگاه می‌کنند. یعنی اغلب مخاطبانی برای دیدن این آثار به این نمایشگاه می‌آیند که خودشان به چنین کارهایی اشراف دارند.

عنوان نمایشگاه حاضر حیرت است. وجه تسمیه این نام برای نمایشگاه چه بوده است.

وادی حیرت یکی از وادی‌هایی که است که بر سر راه سالک وجود دارد و فکر می‌کنم حیرت ممکن است در هر برهه زمانی برای هر انسانی رخ دهد. برای من نیز به سبب خواندن و غرق‌شدن در اشعار شاعرانی چون مولانا یک جور حیرت رخ داد. از این رو تصمیم گرفتم نام این نمایشگاه را هم حیرت بگذارم.

پیش از این که گفت‌وگو شروع شود، به این مساله اشاره کردید که حجم را هرگز در بستر آکادمیک یا به بیان ساده‌تر در قالب دانشگاهی فرا نگرفته‌اید و این مساله در شما به شکل خودجوش بوده است.

خب من فارغ‌التحصیل رشته نقاشی هستم و همان‌طور که گفتم مقوله حجم را به شکل دانشگاهی یا از طریق کلاس یاد نگرفته‌ام. خودم به دلیل علاقه‌ای که داشته‌ام، سراغش رفتم. البته در کنار آن کارهای دیگر هم کردم. مثل همان نقاشی یا چاپ. اما مضامینی که برای تمام این آثار به کار گرفتم، همانی است که در این نمایشگاه هم می‌بینید.

شما از دانشجویان دانشگاه‌های هنر به عنوان یکی از مخاطبان این نمایشگاه نام بردید. نظر آنها نسبت به کارهای شما در نمایشگاه حیرت چه بوده است؟ پای صحبتشان نشسته‌اید؟

خودشان که به کارها نگاه تکنیکی دارند. البته این مساله مهمی‌ است، اما من بیشتر مایل بودم محتوا نیز در نظر گرفته شود. در واقع دلم می‌خواست به اندیشه‌ای که در کار وجود دارد هم در کنار تکنیک توجه شود، اما برخی دانشجویان این جور فکر نمی‌کنند. می‌آیند کارها را می‌بینند و فکر می‌کنند خب این کار الان مد است. پس باید سراغ این جور کارها بروند. منظورم این است که درک و بینشی برای خلق کارهای خودشان انجام نمی‌دهند. دلباخته ظاهر می‌شوند و همان را دنبال می‌کنند.

منظورتان این است که هنرمندان جوان امروز بیشتر فرم‌گرا هستند؟

بله. به محتوا و همان‌طور که اشاره کردم، به پیام‌های اثر توجهی ندارند.

آزاده صالحی‌‌ /‌‌ جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها