در کتاب اترکنامه، تاریخ جامع قوچان از امامزاده عبدالرحمن به عنوان فرزند بلا فصل امام هفتم(ع) و برادر امام رضا(ع) یاد شده است.
در پی انتشار خبر تخریب بقعه که ناراحتی و واکنش شدید میراث فرهنگی استان و میراثدوستان را در پی داشت، خبرنگار «جامجم» در بجنورد که در 59 کیلومتری جنوب غربی شهر فاروج واقع شده سفر کرد تا از نزدیک در جریان موضوع قرار گیرد.
خبرنگار اعزامی جام جم گزارش می دهد ، در ابتدای ورود این روستا که بوی آبادانی از آن میآید و شاید علت اصلی آن نیز وجود همین امامزاده در روستا باشد، نقشهای از مرکز روستا و عکسی از بقعه امامزاده روی تابلویی نصب شده است که مسیر را برای زائران بخوبی نشان میدهد. به آدرس مشخص شده که میروی اما خبری از بقعه امامزاده عبدالرحمن نیست و از آن بنای تاریخی اکنون تنها مخروبهای باقی مانده که به صورت تلی از سنگ و خاک در کناری انباشته شده است. همچنین صندوقچهای چوبین، بسیار زیبا، قدیمی و کندهکاری شده وجود دارد که در گوشهای رها شده و با نالههایی خفیف، تو را به سوی زخمهای کاری بیل و کلنگها روی تن مجروح و کهنسالش میکشاند.
پیرمردهای ده و تعدادی جوان روبهروی امامزاده، زیر سایه مغازهای نشسته و به زائران این امامزاده، زل زدهاند؛ زائرانی که حالا دیگر سرگردانند و نمیدانند باید گرد چه چیزی بگردند و زیارت کنند. متحیرند که سنگ تکهتکه شده مقبره امامزاده را زیارت کنند یا بر صندوقچه چوبی، شکسته و متبرکی که روزی سنگ قبر امامزاده را در آغوش گرفته بود اما حالا گوشهای روی خاک و زیر آفتاب رها شده است، بوسه بزنند.
وقتی از مردان ده که آرام اما متفکر از عملکرد خود، درخصوص علت تخریب بقعه امامزاده سوال میشود، پیرمردی میگوید: این بقعه قدیمی و دیوارههای آن فرسوده بود و چنین مزار و بقعهای شایسته این امامزاده نیست به همین دلیل تصمیم گرفتیم آن را تخریب و دوباره بازسازی کنیم و انشاءالله تا چند هفته آینده این کار را انجام میدهیم.
بنای امام زاده را به سختی خراب کردیم
پیرمردی دیگر با حسی غرورآمیز می گوید: این بقعه از مصالح محکمی مانند گچ ساروج (گچی که از آهک، تخم مرغ و... ساخته شده و در گذشته و در بناهای مهم و متبرک از آن استفاده میکردند) ساخته شده بود، اما بالاخره و به سختی توانستیم آن را خراب کنیم. او در پاسخ به این سوال که اگر بنا محکم و غیرقابل تخریب بود پس چرا آن را خراب کردید، میگوید: چون می گفتند بقعه امامزاده فرسوده است !
پیرمردی که کلاه سبزی بر سر داشت نیز میگوید: بقعه امامزاده فرسوده شده بود و ما بارها این موضوع را به میراث فرهنگی اطلاع داده بودیم اما آنها فقط چند سال پیش به صورت جزئی آن را مرمت کردند و ما برای اینکه حرمت امامزاده رعایت شود تصمیم به تخریب و بازسازی بقعه گرفتیم! وی می افزاید: البته میگویند این بقعه باستانی است اما من سازنده آن را میشناسم، او هنوز زنده است.وی در جواب اینکه چرا صندوقچه قدیمی امامزاده را که یک اثر تاریخی و ارزشمند است به حال خود زیر آفتاب و باران رها کردهاید، میگوید: به نجار سفارش دادهایم یکی بهتر از این را برای امامزاده بسازد!
در همین زمان جوانی که در سوپر مارکت کوچک روستا مشغول به کار بود، بیرون آمده و میگوید: در یادواره شهدا که چندی پیش در این روستا برگزار شد یکی از مدیران اوقاف کشور به ما قول پرداخت 200 میلیون ریال برای بازسازی این امامزاده را داد و با این پیشنهاد دل اهالی روستا برای تخریب بقعه امامزاده و بازسازی آن گرمتر شد.
وعده ای که ویرانی ببار آورد
یکی دیگر از جوانان روستا که ساکن شهر مشهد است، نیز به جامجم میگوید: چند روز پیش که برای دیدن پدرم به روستا رفتم، در کمال بهت و تعجب، امامزاده را سرجای خودش ندیدم و جا خوردم، در عوض تکهپارههای چوب، سنگ و خاک بود که جای بنای تاریخی امامزاده را گرفته بود.
وی با بیان اینکه الان ناراحتی و نارضایتی را در چهره و گفتار برخی افراد که مسبب این کار بودند، میبینم، میافزاید: هنوز درست نفهمیدهام. مردم برای چه دست به این عمل زدهاند؛ اما از آنچه مطمئن هستم، این است که اهالی روستا توسط عدهای یا سازمانی تحریک شدهاند و به خاطر وعده و وعید برای بازسازی و بهتر کردن بنا دست به این اقدام زدهاند.
این جوان روستایی خاطرنشان میکند: بنای امامزاده هیچ مشکلی نداشت و درون و بیرون آن خوب و زبیا بود، ضمن آنکه قدیمی و محکم بود؛ آنقدر محکم که با بلدوزر هم نمیشد خرابش کرد. واقعا نمیدانم مردم چطور آن را خراب کردند. شاید تخریب آن به خاطر بازسازی و بزرگ کردنش بوده؛ در حالی که میشد با حفظ بنا و بقعه و با توجه به محدوده باز و گسترده اطرافش، آن را بزرگتر کرد و احتیاجی به تخریب نداشت، حتی احتیاجی به بزرگتر شدن هم نداشت، مگر اهالی یک روستا چند نفرند که محیط کوچک امامزاده، جوابگوی آنها نباشد.
به گفته وی، اطراف امامزاده، قبرستان است که حالا معلوم نیست در صورت وسعت دادن به این مکان، با قبرستان و مردههای مردم میخواهند چه کار کنند.
واکنش میراث فرهنگی
مدیرکل میراث فرهنگی خراسان شمالی پس از شنیدن خبر تخریب بنای امامزاده عبدالرحمن روستای خرق واکنش شدیدی نسبت به آن نشان داده و در این خصوص به «جامجم» میگوید: این بنا شماره ملی داشته و مسلما این تصمیم اهالی روستا کارشناسی شده نبوده است و به همین دلیل ما دست روی دست نمیگذاریم و در حال پیگیری موضوع از سوی مراجع قضایی هستیم. علی کاظمی میافزاید: این بنا مربوط به دوره صفویه بوده و اینکه میگویند سازنده آن زنده است، درست نیست، چراکه این بنا بارها مرمت شده و کسانی که در گذشته آن را مرمت کردهاند اکنون زنده هستند، نه بانی اصلی و تاریخی آن!
وی با بیان اینکه این بنا اصلا شرایط اضطراری نداشته و تخریب آن غیرقانونی بوده است، تصریح میکند: اگر چه این بنا نیازی به تخریب نداشت اما در شرایطی که بنای آن هم بقعه امامزادهای نیاز به بازسازی داشته باشد به دلیل حرمتی که دارد باید در شرایط خاص این تخریب صورت بگیرد.
کاظمی خاطرنشان میکند: کارشناسان اداره کل میراث هر چند وقت یک بار از بناهای این استان بازدید و در صورت نیاز آنها را مرمت میکنند.وی با بیان اینکه مرمت بنای امامزاده عبدالرحمن خرق چند سال گذشته با اعتبار 30میلیون ریال صورت گرفته بود، تاکید میکند: این بنا کاملا محکم بوده و دلیلی برای تخریب آن وجود نداشته است.
از آنجایی که رد پای اداره کل اوقاف در این ماجرا دیده میشود و اهالی روستا از وعدههای مسوولان این اداره برای تامین بودجه بازسازی در صورت تخریب کامل آن خبر دادند، خبرنگار «جامجم» سراغ مسوولان این اداره در مرکز استان خراسان شمالی رفت اما مسوولان این اداره از هرگونه پاسخگویی در این زمینه امتناع کردند و تنها یک منبع آگاه در این اداره با بیان اینکه نماینده ولی فقیه در اوقاف کشور در سفری که به این استان داشت قول کمک 200 میلیون ریالی را به مردم روستای خرق داده است اما نمیتوانم بگویم که قبل از تخریب این قول صورت گرفته یا بعد از تخریب، وی میگوید: درخصوص این تخریب ما بیشتر از این نمیتوانیم پاسخگوی شما باشیم.
جواد آگاهی / جامجم بجنورد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم