نمایش «فیل» با کارگردانی بهناز نازی، 3 داستان کوتاه ریموند کارور را روایت می‌کند

زندگی پیش‌ پاافتاده روی صحنه تئاتر

با دیدن نمایش 3 اپیزودی فیل، تماشاگر دچار تردیدی می‌شود که ریشه در یک سوء‌تفاهم دارد، سوءتفاهمی‌که گروه نمایشی شایا با انتخاب قصه‌هایی از ریموند کارور، نویسنده معروف آمریکایی ایجاد کرده است.
کد خبر: ۴۳۲۷۶۲

گرچه کارور، نویسنده‌ای جزئی‌نگر و به اصطلاح مینی‌مالیست (کمینه‌گرا) است، اما آنچه از سوی این گروه از قصه‌های او به نمایش درآمده، کاملا غیرمینی‌مالیستی است. یعنی تفارق و تفاوت شدیدی بین داستان‌های اصلی و اجرای اقتباس شده از آن وجود دارد. در واقع حمیدرضا نعیمی ‌در مقام نویسنده و بهناز نازی در مقام کارگردان به استقبال خطر بزرگی رفته‌اند. چگونه می‌توان پیش پاافتادگی‌های موقعیت‌های داستان‌های کارور را در یک درام و اجرای تئاتری نمود عینی داد؟

برای مثال در اپیزود (بخش) اول نمایش با نام «یک چیز دیگر»، اجرا نمی‌تواند کاملا به آنچه مدنظر ساختار مینی‌مالیستی است، نزدیک شود. در 2 اپیزود بعدی حتی این دوری و تفاوت بیشتر به چشم می‌آید. البته این نوع رفتار مبتنی بر اغراق در تمامی‌ کارهایی که نعیمی‌ به طور مشترک با آرش دادگر داشته، قبلا تجربه شده است.

اختلاف خانوادگی

اپیزود یا قطعه «یک چیز دیگر» شاید به دلیل جنس قصه در درام، همچنان حال و هوای آثار ریموند کارور را دارد. این قسمت درباره اختلافات موجود میان اعضای یک خانواده است. پدر و دختر با هم بگو مگو دارند. پدر بازمانده جنگ ویتنام است و همچنان خود را یک قهرمان فرض می‌کند. او چندان وقعی به اطلاعات علمی ‌و استدلالات منطقی و عقلانی نمی‌گذارد. در مقابل دخترش اهل نظرگاه‌های علمی ‌است و به ستاره‌شناسی علاقه‌مند است. آب این دو در یک جوی نمی‌رود. با آمدن مادر که نان‌آور خانواده هم است، این اختلافات دامنگیرتر می‌شود؛ چراکه او میگرن دارد و عصبانی است و این که در عطرفروشی کار می‌کند، بر این بیماری خواهد افزود. پدر از جنگ با خود یک ترکش همراه دارد که در جمجمه، مغزش را تهدید می‌کند. سرآخر مادر و دختر، پدر را وادار می‌کنند این خانه را ترک کند، اما چه جایی بیرون از خانه دارد که آنجا پناه بیاورد.

یعقوب صباحی در نقش پدر، بازیگری درونگرا و اغلب بازی‌هایش زیرپوستی است، شاید بودن چنین بازیگری در ارائه همان شیوه منطقی‌تر ریموند کاروری در صحنه تئاتری هم موثر باشد. اما دختر شلوغ است و پر انرژی و این منطق تحرک زیادی اوست. بنابراین سعیده آجرلی بر پایه روان‌شناسی شخصیت سعی می‌کند و در جدال با پدر کم نگذارد. بهاره رهنما نیز تابع نقش است و بازی‌اش توام با این عصبانیت خواهد بود. او علاقه‌مند به دخترش است، اما مرد برایش جایگاه محکمی‌ ندارد.

وضعیت کابوس‌گونه

داستان دوم نمایش، فیل نام دارد. یک مرد (خسرو شهرازد) مورد چپاول اعضای خانواده‌اش قرار گرفته است. آنها متشکل از برادر (امین طباطبایی)، مادر (بهناز سلیمانی)، دختر (الهام شعبانی)، و پسر (روح‌الله ‌کمانی) مدام در حال پول گرفتن از آن مرد هستند که چون فیل دارد سواری می‌دهد. او آنقدر درگیر فراهم کردن نیازهای دیگران است که کاملا خود را فراموش کرده است. غذاهای ارزان می‌خورد و گاهی هم پیاده‌روی می‌کند به جای آن‌که سوار تاکسی شود. این همه ازخودگذشتگی به دلیل انتظارات و توقعات بالای اهالی خانه به بحرانی روحی تبدیل می‌شود.

نمایش فیل با یک میز و تلفن به اجرا درمی‌آید. اما شکل و مدل رفتارها اصلا واقعگرایانه نیست، بلکه همه چیز در وضعیتی کابوس‌گونه و به شیوه تئاتری به نمایش در می‌آید.

مردی که ابتدا بر صندلی نشسته، رفته‌رفته با اهل خانه بگومگو می‌کند. یعنی آنها هستند که مدام توقعات زیادی خود را مطرح می‌کنند. بعد همان‌ها به مرد یورش می‌برند و او زیر میز پناه می‌گیرد. همین حرکت از بالا به پایین، دربرگیرنده معنایی در خور تامل و حقیقتی تلخ از یک وضعیت ویرانگر و استثمارجویانه است.

بازی‌ها اغراق‌آمیز و حرکات تند هستند. این تحرک شاید بیانگر چپاول باشد. یعنی زیاده‌خواهی و عدم قناعت از این طریق بر ما آشکار می‌شود. خسرو شهرازد هم بر آن است جلوه‌ای بیرونی از این مرد در حال فروپاشی را به عینیت درآورد.

بگو مگوهای زن و شوهری

نمایش «کسی که روی این تخت می‌خوابیده...» به بگومگوهای معمول و پیش‌ پاافتاده زن و شوهری می‌پردازد. یک سوءتفاهم باعث شده زن به خودکشی اقدام کند، اما مرد از او دعوت می‌کند پیش از خودکشی با هم گفت‌وگو کنند. زن هم می‌پذیرد و از موضع خود عقب‌نشینی می‌کند.

این زن و مرد که صاحب هتل و در حال تمیز کردن محل کار و زندگی‌شان هستند، در جابه‌جای بخش‌های گوناگون نمایش، حضور فعالی دارند. شاید آنچه مانع به ثمر نشستن مضمون و محتوای این اپیزود می‌شود، همانا قصه درام باشد که خیلی دم‌دستی و تکراری است. شاید هم شیوه اجراست که نمایش را خیلی تند و شتابزده کرده است. شاید آنچه مدنظر کارور بوده با ریتم کندتر قابل فهم و درک باشد و در اینجا تندی رفتارها مانع بروز اتفاقی تکان‌دهنده و تاثیرگذار شده است. اجرای این بخش الان در حد یک کمدی است و شاید بهتر بود ضرباهنگ تندتر و برازنده‌تری برای این آدم‌ها به کار گرفته می‌شد.

صحنه خلوت

رضا مهدی‌زاده، طراح صحنه متفکر و خلاقی است. او در زمینه آثار مینی‌مالیستی قبلا نیز با گروه شایا همکاری کرده و به نتایج در خور تاملی هم رسیده است. نمونه‌اش بلوط‌های تلخ که امسال توسط شهرام کرمی‌ کار شد. در آنجا متاثر از تئاترهای شرق دور به ایجاز درخوری در شکل و نحوه ارائه و کارکرد آن رسیده بود و در این نمایش هم تابع شرایط پرهیاهوی کارگردان و اجرا بوده است. او این بار چند در را سوار بر ریل کرده است و با جابه‌جایی مختصر آنها فاصله بین اپیزودها و در عین حال تغییر مکانی را تداعی می‌بخشد. شکل نهایی اجرا نیز بر پایه همین جابه‌جایی‌ها علنی می‌شود تا 3 داستان در هم گره بخورند.

نمره قبولی در کارنامه کارگردان

بهناز نازی برای اولین بار است که کارگردانی را با نمایش «فیل» تجربه می‌کند. اگر بپذیریم کارگردانی را باید جدا از بازیگری و دیگر تجربه‌های هنری بررسی کرد، این کار برای او نمره قبولی می‌آورد. اما با نگاهی به کارنامه این گروه، نمایش فیل یک نقطه فرود است. البته توجه به روند این فراز و فرودها در تثبیت فعالیت‌های گروه در درازمدت موثر و کارآمد خواهد بود.

گروه شایا از سال 73 فعالیت خود را آغاز کرد که سال 78 با «وعده‌گاه نهنگ‌ها» نوشته و کار حمیدرضا نعیمی ‌با یک نقطه عطف اساسی مواجه شد؛ نمایشی که در آن کارگردان به اتفاق یعقوب صباحی بازی کرده بودند. خیزش‌های بعدی گروه معطوف به اقتباس از آثار یونان باستان (آژاکس) و دوره الیزابت (مکبث) بود که در شاه‌لیر به اوج رسید. امسال نیز نمایش‌های فاوست و بلوط‌های تلخ ار این گروه اجرا شد که هیچ‌کدام با آن نقطه اوج‌های قبلی همترازی نمی‌کرد.

از آنجا که گروه شایا امروز اسم و رسم‌دار است و زیر ذره‌بین قرار دارد، دقت در ارائه آثار، کارنامه این گروه را پویاتر و مقتدرتر از پیش خواهد کرد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها