در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ترس از میوه: این فوبی مانند تمامی فوبیهای غذایی، به ترس از مسموم شدن برمیگردد و بیمارانی که وسواس بیشتری دارند از آن رنج میبرند. آنها تصور میکنند هر میوهای ممکن است فاسد، آلوده یا حاوی یک باکتری بسیار خطرناک و مهلک باشد. منبع این فوبی به دوران کودکی برمیگردد. ممکن است در کودکی، والدین او را مجبور به خوردن میوهای کرده باشند، در حدی که کودک بر اثر این اجبار دچار تهوع شده باشد. از این رو برای آنها، خوردن میوه به یک اقدام منتهی به مرگ تبدیل میشود. برای رهایی از چنین ترسی توصیه میشود فرد با روانکاو مشاوره کند.
ترس از ابرها : منشأ این فوبی به طور غیرمستقیم به ترسهای ناشناخته بر میگردد. ترس از چیزهای بسیار وسیع و بزرگتر از خود فرد، چیزهایی مثل ابرها که بالای سر ما قرار دارند و نمیتوانیم کنترلی بر آنها داشته باشیم. دلایل ایجاد این ترس نیز به دوران کودکی برمیگردد. معمولا این فوبی در کسانی پدیدار میشود که در دوران کودکی به والدین خود بسیار وابسته بودهاند. برای رفع این فوبی نیز بهتر است به روانکاو مراجعه شود.
ترس از عرق کردن: منشاء این فوبی عموما به دو فوبی دیگر یعنی ترس از آب ـ که در واقع ترس از خیسی و رطوبت است ـ و دیگری ترس از بو برمیگردد. این اشخاص از هر چیزی که از بدن سرچشمه بگیرد و بدن آن را ترشح کند، میترسند، مثلا حتی از بذاق دهان میترسند. این ترس نیز به دوران کودکی و نوجوانی برمیگردد؛ مثلا زمانی که والدین کودکان را در شرایط مبهم و نامطلوب قرار داده باشند و آنها را مجبور به ملاقات و معاشرت طولانی با شخصی کرده باشند که بوی شدید عرق میداده و آنها بشدت از این مساله عذاب میکشیدهاند. این افراد به افسردگی و وسواس نیز گرایش دارند. هیپنوتیزم برای کم کردن ترس این اشخاص میتواند بسیار مفید باشد. از این طریق میتوان، دلیل اصلی بروز فوبی را یافت و مغز را برای رهایی از این فشار تنظیم کرد.
ترس از جریان هوا یا باد: افرادی که به این فوبی مبتلا هستند، از پرواز کردن و ناپدید شدن میترسند. اگر بیمار هنگام وزش باد در یک فضای وسیع و باز باشد، این ترس بیشتر به سراغش میآید. این فوبی در افرادی بیشتر دیده میشود که از قدرت بدنی خوبی برخوردار نیستند. آنها تصور میکنند بسیار نحیف و ضعیف هستند در حالی که این طور نیستند. این افراد در بزرگسالی بسیار بیمار میشوند، مدام از دردهای ناحیه سر مینالند و همواره خود را با جثه یک کودک بسیار نحیف تصور میکنند که باد میتواند او را بلند کند. این بیماران در حقیقت اصلا بزرگ نشدهاند، یعنی مرحله بلوغ آنها به طور کامل صورت نگرفته است. علل بروز این مساله نیز معمولا به دوران کودکی یا حتی خردسالی برمیگردد والدین و علیالخصوص مادرانی که برای بزرگ شدن، هیچ کمکی به فرد نکردهاند. دلیل اصلی بروز این نوع ترس هستند. به چنین افرادی هم مراجعه به روانکاو توصیه میشود.
ترس از صداها : ترس از صداها، بسیار نزدیک به ترس از هوا یا باد است و دقیقا به دوران بلوغ برمیگردد یعنی مرحله بلوغ روحی و روانی در چنین افرادی کامل نشده است. اشخاصی که از این نوع فوبی رنج میبرند، فکر میکنند سر و صدا بسیار شدید است به حدی که پرده گوششان را پاره میکند، در صورتی که در حقیقت چنین نیست.
ترس از تنهایی بسیار شایع است و اغلب به دوران کودکی فرد برمیگردد که در آن احساس رها شدن و کم توجهی را تجربه کرده است
اشخاصی که از این نوع ترس رنج میبرند، بسیار حساس هستند و این مساله به دلیل ناتوانی آنها در برقراری ارتباط با محیط اطرافشان در دوران کودکی شکل گرفته است. چراکه در دوران کودکی آنها تصور میکردند محیط اطرافشان بسیار پرخاشگرانه است. بهترین راه درمان این افراد این است که کمک کنیم احساس بهتری از خودشان داشته باشند و بتوانند در درون خود و همچنین در برابر دیگران محکمتر ظاهر شوند. البته این کار با کمک روانکاو میسر است.
ترس از نوشتن : این فوبی بیشتر به افرادی برمیگردد که در تایید خود مشکل دارند و خودباوری لازم را ندارند. در واقع آنها اعتماد به نفس کافی ندارند و تصور میکنند وقتی چیزی مینویسند، از خود رد و اثری بر جای میگذارند که میتواند علیه خودشان به کار گرفته شود. به همین دلیل، وقتی باید نامهای ضروری بنویسند یا هنگام پر کردن فرمهای اداری، این فوبی را در خود حس میکنند. این افراد از دردی رنج میبرند که مربوط به دوران کودکی و نوجوانی آنهاست. این افراد همیشه سعی کردهاند خودشان را سانسور یا محدود کنند. آنها برای درمان باید روی ابعاد مختلف ترسشان کار کنند و به طور مداوم به خودشان نشان دهند که دیگران برای آنها هیچ تهدیدی محسوب نمیشوند و به واسطه نوشتن چیزی، خطری آنها را تهدید نخواهد کرد و نهایتا به این باور برسند که داشتن یک مکانیسم دفاعی کاملا اشتباه است. مشاوره با روانکاو نیز نباید فراموش شود.
ترس از حضور در جمع: در حقیقت این اشخاص، از خودشان راضی نیستند و با خود احساس راحتی نمیکنند. آنها تصور میکنند در صورتی که در یک جمع حاضر شوند همه میخواهند راجع به آنها چیزی بدانند یا قضاوتشان کنند و از این رو دوست ندارند در معرض دید دیگران قرار بگیرند. این افراد بسیار خجالتی هستند و در مهمانی اغلب گوشهای مینشینند که دیده نشوند و همواره این ترس با ناتوانی آنها در سخن گفتن با دیگران ارتباط پیدا میکند. منشاء این فوبی نیز به دوران کودکی برمیگردد و وحشتی که در آن دوران در فرد ایجاد شده است. مثلا ممکن است او را مجبور به خواندن شعری در مقابل دیگران کردهاند که اصلا تمایل به خواندن آن نداشته است. برای درمان، این اشخاص هم باید با خودشان کار کنند. کلاسهای تئاتر میتواند برایشان بسیار مفید باشد زیرا به آنها کمک میکند، توانایی خود را در برقراری ارتباط با دیگران تایید کنند و به این ترتیب تصویری را که از خود دارند، بهبود بخشند. مانند سایر فوبیها در این ارتباط هم مشاوره با روانکاو توصیه میشود.
ترس از دوچرخه: این فوبی بسیار خاص مانند ترس از سایر اشیاء است. برای فرد مبتلا به این فوبی، دوچرخه یادآور خطر است. البته این ترس تنها مربوط به دوچرخه نیست و اجزای مختلف آن را نیز شامل میشود؛ مثل زین، چرخها یا هر قسمت دیگر دوچرخه. ترس از ماشین هم میتواند به این نوع فوبی نزدیک باشد. برخی بیماران از خود ماشین ترس ندارند بلکه فوبی آنها از رانندگی با ماشین است. احتمال دارد، این افراد در دوران جوانی تصادف بسیار سختی با دوچرخه داشتهاند که این ترس را در آنها ایجاد کرده است. برای رفع این فوبی باید به روانکاو مراجعه شود تا او دلیل اصلی بروز آن را پیدا کند و بتواند این فوبی را از بین برده یا کمرنگ کند.
ترس از خود یا تنهایی: این نوع ترس از شایعترین نوع فوبیهاست. این افراد نیاز دارند که همواره در منزل کسی همراه آنها باشد و اغلب از مردن یا مریض شدن میترسند و این که در این لحظه کسی نباشد که به آنها کمک کند. آنها همچنین از این که دزدی وارد خانه بشود و به آنها حمله کند و از این که در چنین لحظاتی تنها باشند، هراس دارند تا حدی که گاه این ترس آنها را به سوی خودکشی سوق میدهد. نهایتا این که هیچ وقت در تنهایی آرام و قرار ندارند. این فوبی نیز اغلب به دوران کودکی فرد برمیگردد که در این دوران احساس رها شدن را تجربه کرده است و در آن زمان، بزرگسالان به اندازه کافی اطمینان بخش نبودهاند. مثلا ممکن است در مهد کودک رها شده باشد و از این رو در خود فرو رفته و از این حالت تصویر بدی در ذهن دارد. بهترین روش رفع این ترس نیز مراجعه به روانکاو است.
مترجم: ستاره حمیدیان
منبع: Mediste.fr
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: