نیروگاه بوشهر، نشان پیشرفت و غرور ‌ملی

35 سال قبل مسوولان شرکت نیروگاهی آلمانی اونیون در بوشهر جایی نزدیک به سواحل جنوب غربی ایران کلنگ افتتاح یک نیروگاه برق اتمی را بر زمین زدند تا ایران را با سازه مدرن آن دوران، به یکی از دارندگان برق اتمی تبدیل کنند آن هم در حالی که آن زمان کمتر کشوری، ‌دارای چنین امکانی بودند، اما روحیه تجمل‌پرستی رژیم سلطنتی باعث شد تا بدون توجه به نیازهای اساسی کشور در آن دوران در زمینه توسعه‌های عمرانی ضروری، فقط به خاطر آن که ایران از کشورهای پیشرفته چیزی کمتر نداشته باشد، قراردادی سنگین با آلمان منعقد کند.
کد خبر: ۴۲۷۹۴۰

سنگین از آن جهت که در طول دهه‌ ۱۹۷۰ میلادی، افزایش قیمت سوخت‌های فسیلی و افزایش قیمت ساخت یک نیروگاه هسته‌ای از تمایل دولت‌های صاحب نفت برای ساخت نیروگاه هسته‌ای کاسته بود، اما محمدرضا، شاه مخلوع ایران بی‌توجه به این موضوع با آلمان‌ها پای میز مذاکره نشست تا با داشتن نیروگاه اتمی، وجهه بین‌المللی ایران را تقویت کند. به این ترتیب قرار شد شرکت اونیون با سرمایه‌گذاری مشترک زیمنس و آ اِ گ، ‌ایران را صاحب نیروگاه اتمی کنند.

پیش از آن آمریکایی‌ها اولین گام را برای ایجاد تاسیسات هسته‌ای در ایران برداشته بودند به این گونه که سال ۱۹۶۷ اولین مرکز تحقیقات هسته‌ای را با همکاری سازمان انرژی اتمی در تهران بنا کردند، اما انعقاد قرارداد نیروگاه بوشهر محسوس‌ترین گام در این عرصه به شمار می‌آمد زیرا در قراردادی که میان ایران و آلمان با حمایت آمریکا منعقد شد، ساخت ۲۳ نیروگاه هسته‌ای که بتواند ۲۳ هزار مگاوات برق وارد چرخه تولید و شبکه توزیع کشور کند، مورد توافق قرار گرفت. به این ترتیب سال ۱۹۷۴ شرکت زیمنس آلمان با گرفتن اعتبار اولیه از شرکت وستینگهاوس آمریکا، مسوول احداث دو رآکتور آب سبک ۱۲۰۰ مگاواتی در بوشهر شد و بیش از 2000 متخصص آلمانی اجرای این طرح را آغاز کردند.

از سوی دیگر شرکت فرانسوی فراماتم نیز پیمانکار فرانسوی پروژه نیروگاه دیگری در اهواز در ابعاد کوچک‌تر شد. قرارداد غنی‌سازی اورانیوم نیروگاه‌ها هم با شرکت یورودیف فرانسه بسته شد.

به خاطر رابطه خوبی که بین رژیم شاهنشاهی ایران و دولت‌های غربی تا حد وابستگی سیاسی وجود داشت، انعقاد قراردادهای سه‌گانه فوق، در آرامش کامل و بدون سر و صدا صورت گرفت، البته برخی نهادهای اجتماعی در چند کشور غربی ازجمله گروه‌های سبز طرفدار محیط زیست به مخالفت با آن پرداختند و حتی دست به راهپیمایی زدند، اما از آنجا که آلمان در آن مقطع، نقش مهمی در ارائه کمک‌های سیاسی و نظامی به ایرانی که پیشگام در اجرای سیاست‌های واشنگتن بود، ایفا می‌کرد، لذا به رغم تمام مخالفت‌ها و اعتراض‌ها، کلید همکاری آلمان با ایران زده شد.

یک نقطه عطف

اوضاع ساخت نیروگاه بوشهر خوب پیش می‌رفت تا این که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و غرب با توجه به ماهیت اسلامی انقلاب، رویکرد خود را در قبال ایران تغییر داد. البته بماند که با توجه به فضای آن موقع و روحیه انقلابی برخی مسوولان وقت، مخالفت‌هایی با احداث نیروگاه ابراز می‌شد ولی بزرگان انقلاب مانند شهید بهشتی با این نوع انتقادها موافق نبودند. با این حال مهندسان آلمانی، چند وقتی در ایران ماندند ولی کمی بعد با اعمال فشار آمریکا، یکی یکی ایران را ترک کردند. البته در این توقف، مسائل دیگری نیز دخیل بود که بهانه‌ای شد تا آلمان‌ها با تمسک به آنها، ایران را ناقض تعهدات خود نشان دهند. موضوع مربوط به وقوع جنگ تحمیلی می‌شد و این که در سال‌های اولیه جنگ، ساخت نیروگاه بوشهر در اولویت مسائل کشور قرار نداشت ضمن آن که مشکلات مالی و کمبود نقدینگی نیز در این امر موثر بود از این رو طرف آلمانی پروژه بوشهر را رها کرد.

به این ترتیب، آلمانی‌ها اوایل انقلاب با بهانه‌های واهی از ادامه کار طفره ‌رفتند و حتی با اتخاذ تاکتیک فرار به جلو، موضوع را به دادگاه‌های بین‌المللی کشاندند ولی رای دادگاه‌ها به نفع آلمان‌ها نشد. ‌مقام‌های رسمی ایران در روایت تاریخچه پرتلاطم این طرح، داستان مفصلی را واگو می‌کنند. آنان اعتراض دارند که چرا شرکت نیروگاهی آلمانی اونیون با سرمایه‌گذاری مشترک زیمنس و آ اِ گ، بعد از انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ نیروگاه اتمی را نساخت. همچنین ناراحتند که دنیا با سکوتِ خود، اجازه داد صدام حسین دیکتاتور عراق در جنگ تحمیلی مجموعه‌های ساخته شده بوشهر و دارخوین را که اولی تا 60 درصد و دیگری تا 10 درصد تکمیل شده بود، مورد حمله قرار دهد. این دو نیروگاه هر دو شبیه مجموعه‌های نیروگاه اتمی بیبلیس در ایالت هسنِ آلمان در حال احداث بودند، اما رژیم بعث عراق آنها را با چراغ سبز غرب هدف قرار داد و خسارات جدی به آنها وارد کرد.

مذاکراتی برای تکمیل نیروگاه بوشهر

با اتمام جنگ تحمیلی در سال 1367، ایران دوباره برنامه تکمیل نیروگاه بوشهر را در دستور کار جدی قرار داد. فراغت از جنگ و دفاع باعث شد تا ایران به سراغ شرکت‌های اتمی مطرح در دنیا برود و به آنان سفارش کار ساخت نیروگاه اتمی بوشهر را بدهد. گزینه اول ایران همان اولین پیمانکار نیروگاه یعنی شرکت آلمانی زیمنس و انیون بود، اما وقتی وزیر تحقیقات آلمان در حضور هانس بلیکس رئیس وقت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به دکتر امراللهی رئیس وقت سازمان انرژی اتمی کشورمان گفت: «آمریکایی‌ها به ما اجازه تمام کردن این نیروگاه را نمی‌دهند» و به قولی آب پاکی را ریخت، مقامات مسوول کشورمان به سراغ پیمانکارهای دیگر رفتند.

ایران پس از قطع امید از شرکت زیمنس درخصوص تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر، ابتدا سروقت آرژانتینی‌ها رفت که آنها نیز در این امر کمکی نکردند.

رضا امراللهی درباره ادامه روند کار به «جام‌جم» چنین توضیح می‌دهد: بعد از آرژانتین سراغ اسپانیا رفتیم که 8 نیروگاه مشابه نیروگاه اتمی بوشهر دارد و خیلی هم علاقه‌مند به همکاری با ما بود و پس از تقریبا یک سال همکاری، یک‌روز وزیر ذیربط اسپانیایی به من زنگ زد و گفت در اروپا همدیگر را ببینیم که آقای مهندس حاجی عظیم (معاون وقت سازمان انرژی اتمی در امور نیروگاه) برای دیدار با ایشان رفت اما به او گفته شد که آمریکایی‌ها به ما گفته‌اند نیروگاه را تمام نکنید و به ایران کمکی در این‌خصوص نشود.

به گفته رئیس وقت نیروگاه بوشهر، ایران حتی به سراغ هند هم می‌رود و وی در معیت حجت‌الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی رئیس‌جمهور وقت، با خانم گاندی نخست‌وزیر وقت هند دیداری می‌کند، اما خانم گاندی پاسخ می‌دهد اتمام کار این نیروگاه کار هند نیست.

امراللهی می‌افزاید: بعدها چین هم گفت که ما این نیروگاه را نمی‌توانیم تمام کنیم و پیشنهاد دیگری داشتند.

پیشنهاد چینی‌ها ساخت نیروگاه کوچک‌تری بود چرا که آنان می‌گفتند اتمام نیروگاه بوشهر در توان آنان نیست چون ظرفیت نیروگاه بوشهر زیاد است (دو واحد، هر کدام 1000 مگاوات). این پیشنهاد نیز مورد موافقت ایران قرار نگرفت چراکه چینی‌ها می‌گفتند همین نیروگاه کوچک را هم نه در بوشهر بلکه در دارخوین بسازند لذا این پیشنهاد به دلایلی ازجمله قرار گرفتن در منطقه جنگی دارخوین در شورای امنیت ملی در آن سال‌ها تصویب نشد.

مصمم بودن ایران برای برخورداری از نیروگاه اتمی برق که حالا دیگر نماد قدرت و تکنولوژی محسوب می‌شد و داشتن آن با توجه به کمبود منابع فسیلی و آبی، برای کشورها یک ضرورت به شمار می‌آمد. لاجرم باعث شد ایران سراغ تنها گزینه‌ای برود که برایش باقیمانده بود و آن گزینه، روس‌ها بودند و به همین دلیل مقامات ایرانی سرانجام پای میز مذاکره با روسیه نشستند. در ابتدا روس‌ها کار را با یک سال مطالعه مقدماتی و با حدود 100 نفر در بوشهر شروع کردند و پس از 2 سال معطلی سال 1374 بالاخره قرارداد تکمیل واحد یکم نیروگاه اتمی بوشهر با میخائیلوف وزیر وقت انرژی اتمی روسیه در دوره دولت هاشمی رفسنجانی امضا شد.

نکته: ‌ تامین 20 هزار مگاوات برق هسته‌ای تکلیف برنامه پنجم توسعه ‌دولت است. اکنون با وارد شدن اولین مگاوات‌های برق هسته‌ای به مدار و شبکه‌ سراسری، تحقق این تکلیف وارد مرحله اجرایی و عملی خود می‌شود

امراللهی درباره امضای این قرارداد و بی‌اعتمادی ایران به روسیه خاطره جالبی دارد: یادم نمی‌رود که ما به روس‌ها خیلی اعتماد نداشتیم تا این که بالاخره یک روز آقای میخائیلوف گفت امضای من را خون پاک می‌کند. مطمئن باشید تا آخر کار هستیم. ‌به موجب قرارداد مذکور، ‌طرف روس متعهد شد ساخت نیروگاه را تا پایان سال ۲۰۰۰ به پایان برساند. همچنین در قراردادهای تکمیلی بعدی، ایران متعهد شد، پسماند سوخت نیروگاه هسته‌ای بوشهر را به روسیه بازگرداند. ‌البته آن طور که امراللهی به عنوان امضاکننده این توافقنامه می‌گوید قرارداد ایران با روسیه درباره سوخت نیروگاه هسته‌ای بوشهر این‌گونه نبود، اما بعدها با تغییراتی در مفاد قرارداد و تعیین تکلیف نهایی پسماند، سرعت کار روس‌ها در بوشهر افزایش یافت.

بنا بر برخی گفته‌ها و اطلاعات موجود، ارزش اولیه این قرارداد 800 میلیون دلار تعیین شد، اما بعدا این مبلغ افزایش یافت و در مدیریت‌های بعدی سازمان انرژی اتمی به حدود 2 برابر قیمت اولیه رسید.

آغاز وقفه‌های متعدد

بنا بود نیروگاه تا سال 2000 تکمیل و راه‌اندازی شود، اما این تاریخ وقفه‌ای 10 ساله یافت تا نیروگاه اتمی بوشهر را به یکی از بحث‌برانگیزترین پروژه‌های کشورمان تبدیل کند. تعلل روس‌ها در راه‌اندازی این نیروگاه که هر بار به بهانه‌ای اتفاق می‌افتاد، باعث شد تا هزینه طرح، چند میلیارد دلار بیش از برآورد اولیه شود. با این حال به خاطر اهمیتی که راه‌اندازی رآکتور هسته‌ای بوشهر برای ایران داشت، همواره ترجیح داده شد صبورانه با این کارشکنی‌ها برخورد شود زیرا در نظر مقامات ایرانی ارزش راه‌اندازی چنین نیروگاهی قابل مقایسه با اهمیت راه‌اندازی اولین کارخانه ذوب‌آهن ایران در اصفهان یا شاید بالاتر از آن است که آن موقع احداث کارخانه ذوب‌آهن به رغم مخالفت پنهان و ناهمراهی‌های غرب به بهانه «مقرون به صرفه نبودن طرح» با همکاری شوروی سابق در دهه ۶۰ شمسی حاصل شد. شاید از همین منظر بود که در طول تمام این مدتی که روسیه برخلاف تعهد اولیه‌اش، نخواسته یا نتوانسته است نیروگاهی که 90 درصد آن البته با ساخت و تکنولوژی غربی، آماده شده بود را نهایی کند، ایران فقط یک بار و آن هم حدود 2 سال قبل حاضر شد به صورت علنی و به طور لفظی از روسیه شکایت کند که چرا تاکنون 5 بار افتتاح آن را به تعویق انداخته است. افزایش دفعات این تعویق‌ها به قدری بود که سرانجام کاسه صبر نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز لبریز شد و اواسط فروردین گذشته، اعضای کمیته انرژی مجلس ضمن انتقاد از کارشکنی روس‌ها تصمیم گرفتند کمیته تحقیق و تفحص از نیروگاه بوشهر را تشکیل دهند. به‌گفته حسن غفوری‌فرد نماینده مجلس، قرارداد ایران برای راه‌اندازی این نیروگاه 800 میلیون دلار بود، اما ایران تاکنون حدود 5/1میلیارد دلار هزینه کرده است و با وجود پرداخت این هزینه گزاف، هنوز هم روس‌ها برای بهره‌برداری کامل از نیروگاه پول می‌خواهند.

نمایندگان اعتقاد دارند روس‌ها همواره در انجام تعهدات خود در قبال نیروگاه بوشهر با وجود پول‌های فراوانی که دریافت کرده‌اند، تاخیر داشته‌اند.

ارسال نشانه‌های خوب

با وجود این تعویق‌های مکرر، ‌در سال‌های اخیر پیشرفت‌های محسوسی هرچند در حد گام‌های کوچک توسط روس‌ها برداشته شده است. زمستان 86 اولین نشانه تحول در این نیروگاه دیده شد. بدین گونه که سوخت اولیه نیروگاه اتمی بوشهر به ایران آورده شد تا پس از انجام آزمایش‌های اولیه توسط سوخت مجازی در رآکتور بارگذاری شود. یک سال پس از آن نیز سوخت مجازی طبق برنامه زمان‌بندی شده از طریق سه پرواز و توسط کانتینرهای حامل مجتمع‌های سوخت مجازی، وارد نیروگاه شد تا وارد مرحله تست با سوخت مجازی شود. ‌دلیل عمده استفاده از سوخت مجازی، شبیه‌سازی شرایط هیدرولیکی قلب رآکتور، تایید نتایج محاسبات مبنای طراحی، آزمایش لرزه و استحکام تجهیزات مدار اول و اطمینان حاصل کردن از تحقق الزامات ایمنی هسته‌ای مطابق ضوابط و مقررات ملی و بین‌المللی و قواعد و دستورالعمل‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بود.

اواخر مرداد 89 نیز عملیات انتقال سوخت هسته‌ای و اصلی به داخل ساختمان رآکتور نیروگاه اتمی بوشهر با حضور علی‌اکبر صالحی، رئیس وقت سازمان انرژی اتمی و سرگئی کرینکو رئیس آژانس انرژی اتمی روسیه آغاز شد.

این اقدام از آن جهت اهمیت داشت که انتقال سوخت به داخل قلب رآکتور می‌توانست نوید بخش آغاز مراحل راه‌اندازی رآکتور باشد و این که نیروگاه هسته‌ای 1000 مگاواتی بوشهر در شرایط رسیدن به قدرت اسمی یعنی معادل 1000 مگاوات به ظرفیت شبکه برق کشور قرار گیرد.

در حال حاضر آن گونه که به نظر می‌رسد نیروگاه بوشهر در وضعیت بهتری نسبت به سال‌های قبل قرار دارد. روز ‌گذشته مراسم اتصال نیروگاه به مدار برق کشور با ظرفیت اولیه‌ 60 مگاوات برگزار شد. به گفته علی‌اکبر صالحی وزیر امور خارجه ابتدا تولید برق در نیروگاه بوشهر با قدرت 40 درصد انجام خواهد شد و پس از بهره‌برداری مقدماتی مدتی نیروگاه از شبکه سراسری برق منفصل خواهد بود. صالحی با تاکید بر این که قدرت نیروگاه به دلایلی، مدتی پایین و مجدد بالا ‌برده می‌شود‌، افزود:‌ نیروگاه پس از مرحله پیش راه‌اندازی برای مدتی به شبکه وصل بوده و برق تولید خواهد کرد زیرا مجبوریم دوباره آن را از شبکه جدا کرده و مجدد تست‌های لازم را انجام دهیم تا پس از چند ماه آینده به صددرصد قدرت برسد.

آخرین وعده‌ای که درباره راه‌اندازی کامل نیروگاه بوشهر توسط روس‌ها عنوان شده، پاییز امسال است. مسوولان روسیه و ایران گفته‌اند تا اواخر پاییز امسال چنین اتفاقی رخ خواهد داد. وصل شدن نیروگاه بوشهر به شبکه برق سراسری کشور شهدی است که پس از انتظاری 35 ساله و تقبل هزینه‌های فراوان کام ملت را می‌تواند شیرین کند. این جشن وقتی به نهایت خود خواهد رسید که نیروگاه بوشهر با ظرفیت کامل یعنی 1000 مگاوات بخشی از برق کشور را تامین کند.

به گفته کارشناسان امر، ما در کشورمان توانایی راه‌اندازی حداقل 5 نیروگاه اتمی را داریم که باید با برنامه‌ریزی دقیق و بدون شعار آن را عملی کنیم. بی‌انصافی است که نفت و گازی را که متعلق به فرزندان و نسل‌های آینده ماست امروز در نیروگاه‌ها سوزانده شود در حالی که دنیا به سمت سبد متنوع انرژی می‌رود و از سوی دیگر در سال‌های اخیر به تجربه مهندسان ایرانی در ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای افزوده شده است. تحلیلگران ایرانی می‌گویند ما باید جای پای خود را در معادلات برنامه‌ریزی آینده انرژی جهانی محکم کنیم و اجازه ندهیم هیچ قدرتی در آینده ما را از دستیابی به بازار متنوع انرژی جهانی محروم کند.‌ تامین 20 هزار مگاوات برق هسته‌ای به عنوان تکلیف برنامه پنجم توسعه ‌ دولت در همین راستا ارزیابی می‌شود. اکنون با وارد شدن اولین مگاوات‌های برق هسته‌ای به مدار و شبکه‌ سراسری، تحقق این تکلیف وارد فاز اجرایی و عملی خود می‌شود. در حال حاضر قبه سفید سواحل جنوبی، نشان از غرور ملی و پیشرفت فنی ایران آن هم در شرایطی دارد که قدرت‌های سلطه‌گر، چنین روز و موفقیتی را برای ایران نخواسته و در راه جلوگیری از آن با تمامی روش‌ها و حتی اعمال تحریم، مانع‌تراشی کرده‌اند.

مریم جمشیدی / گروه سیاسی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها