شاید روشن اگر به دنبال بودن به هر قیمت بود، در مواضع خود تعدیل میکرد، اما او که معتقد است تمام دلبستگیاش رشد و اعتلای فوتبال ایران است، حرفهایش را راحت میزند و ابایی از این ندارد که به خاطر این حرفها مسوولیتی در این فوتبال نداشته باشد.
شاهد مثال نیز موضعگیریهای اخیرش در رابطه با مسائل رخ داده در آکادمی باشگاه استقلال است، آن هم در شرایطی که بتازگی روابطش با علی فتحاللهزاده سرپرست باشگاه رو به گرمی گذاشته و صدالبته که هیچ مدیری دوست ندارد مسائلی از مجموعه مدیریتیاش به بیرون درز کند، اما روشن 55 ساله به عنوان یک استقلالی با سابقه، معتقد است در جایی که سرنوشت آیندهسازان فوتبال مطرح است، نباید چشمان خود را بر بعضی اعمال و رفتارها بست.
رئیس کمیته فنی استقلال که سر موضوع آکادمی استقلال تهدید به شکایت شده، میگوید که از این شکایت استقبال کرده و در دادگاه حرفهای زیادی را برای گفتن خواهد داشت. با روشن در تحریریه جامجم ساعتی به گفتوگو نشستهایم که در پی میآید.
طی روزهای گذشته افشاگری شما درباره مدیر آکادمی فوتبال استقلال حسابی فوتبال ایران و بویژه باشگاه استقلال را تحتالشعاع قرار داد، طوری که تشکیل کمیته فنی باشگاه به ریاست شما هم تحت تاثیر همین ماجرا چند روزی با تعویق مواجه شد. ماجرا از چه قرار است؟
ابتدا باید بگویم که من برای پست و مقامی به استقلال نیامدهام که بخواهم تحت هر شرایطی ماندن را ترجیح دهم. خودتان هم بهتر از همه میدانید که رابطه من با آقای فتحاللهزاده در چه سطحی بوده است و اگر امروز نیز قبول مسوولیت کردهام تنها براساس صحبتهای سرپرست باشگاه بود که از من خواست با حضور در راس کمیته فنی باشگاه استقلال، راه آغاز شده در دوره مرحوم حجازی را ادامه بدهیم. در دیداری که با فتحاللهزاده داشتم وی از اهداف دور و درازی گفت که همیشه سعی داشته در باشگاه به آنها برسد و من نیز نقطه نظراتم را در میان گذاشتم و گفتم که اگر میخواهد همه چیز را اصولی و منطقی در حیطه فنی تیم به اجرا بگذارد، باید کمیته فنی کارآمدی متشکل از پیشکسوتان استقلال داشته باشد که ایشان هم آن را پذیرفت. بنابراین این گونه شد که من فعالیتم را آغاز کردم. پیرامون مباحث مطرح شده در رابطه با آکادمی باشگاه نیز باید بگویم که فردی به من مراجعه کرد و از بعضی شرایط غیرمتعارف در آکادمی شکایت کرد. من در مقام پاسخ از وی خواستم که اگر مدارک و مستندات محکمهپسندی برای حرفهای خود دارد، آنها را جهت پیگیری در اختیارم بگذارد که او نیز این کار را انجام داد. پس از آن نیز به شخصه تحقیقاتی را در این رابطه انجام دادم و در نهایت 15 نفر از مربیان و پرسنل شاغل در آکادمی نامهای خطاب به من نوشته و مشکلات را با من در میان گذاشته و خواستار این شدند که مشکلاتشان را مورد پیگیری قرار دهم. چون من به عنوان رئیس کمیته فنی باشگاه مسوولیت دارم که نسبت به این مسائل حساس بوده و اجازه ندهم تخلفی ولو کوچک اعتبار و حیثیت مجموعه بزرگی چون استقلال را به خطر بیندازد.
به طور طبیعی این صحبتهای شما نمیتوانست به مذاق مسوولان باشگاه استقلال خوش بیاید و برای همین نیز بود که در صدور حکم شما قدری تعلل شد تا موضوعات فیمابین در نشستی بین شما و فتحاللهزاده حل و فصل شود.
بله همین طور است، اما خود آقای فتحاللهزاده هم میداند که من بیدلیل حرفی را نمیزنم. برای همین نیز قرار بر این شد من مدارک و مستنداتی را که در اختیار دارم به باشگاه بدهم تا از طریق کمیته تخلفات فدراسیون فوتبال موضوع مورد بررسی قرار گیرد.
حالا این جریان پس گرفتن نامه تعدادی از مربیان و پرسنل آکادمی از چه قرار بود؟
نامهای که با امضای 15 نفر به دست من رسید در تاریخ 22 مرداد بود و جالب این که 3 روز بعد برخی از این افراد در نامهای خطاب به فتحاللهزاده اعلام کردند که ما حرفهایمان را پس میگیریم و در آکادمی استقلال هیچ گونه مشکلی وجود ندارد. این کار بسیار خندهداری بود که صورت گرفت. آخر چطور میشود 15 نفر مطالبی را بیان کنند و بعد از 3 روز همه آن مطالب را انکار کنند؟ مگر میشود 15 نفر همزمان یک چیزی را اشتباه بگویند؟! جالب این که وقتی به یکی از همین افراد که حتی برای اثبات حرفهای خود مدرک نیز ارائه داده بود، گفتم چرا زیر همه حرفهایت زدی، گفت: «من برای بچهام کلی آرزو دارم». لابد به او گفتهاند پسرت را میفرستیم تیم ملی، او هم به همین دلیل کوتاه آمده است! به هر حال همه ما در قبال مسوولیتی که بر عهده داریم و نسبت به سرنوشت نوجوانان و جوانانی که با کلی آمال و آرزو به فوتبال روی آوردهاند مسوولیم و نباید از کنار کوچکترین مسالهای به سادگی عبور کنیم.
و البته رضا رجبی اعلام کرده که از شما شکایت کرده است.
خیلی خوبه و از آن استقبال میکنم. به هر حال من در همان زمان نیز که با آن اظهارنظرها و مدارک علیه رجبی مواجه شدم از وی خواستم بیاید و با دفاع از خود توضیحات لازم را ارائه دهد که البته نیامد. اجازه دهید این را بگویم که در همان موقع نیز که من وارد موضوع شدم عدهای به من یادآور شدند که این مساله سر دراز دارد و باعث دردسرت خواهد شد، اما باکی نیست و ممکن است من با طناب پوسیده آنها رفتم باشم ته چاه، اما به عنوان یک استقلالی دوست ندارم راجع به باشگاهم حرف و حدیثهایی مطرح باشد و از آقای فتحاللهزاده هم انتظار دارم که با وسواس لازم این موضوع را تا آخر پیگیری کند. تاکید میکنم اگر امروز در مجموعه استقلال حاضرم به لحاظ دغدغه مالی نیست، روز امضای قرارداد نیز فتحاللهزاده خیلی سعی کرد من را وادار کند که رقم مورد نظرم را بنویسم، اما من سفید امضا کردم، چون اساسا برای کمک کردن به استقلال دنبال پول نیستم.
پیش از این نیز که مدیریت آکادمی استقلال را بر عهده داشتم 5 هزار نفر برای دادن تست ثبتنام کرده بودند، یکی از دوستان گفت چون پول نداریم بهتر است از همه یکی 10 هزار تومان بگیریم، اما من اجازه این کار را ندادم. حالا میشنوم که میگویند عجب کاری کردید، چراکه دیگر نمیشود برای تست گرفتن از کسی پول گرفت!
روشن: کادر فنی نباید از ما بترسد، در ابتدای فصل برخی با ادامه حضور پرویز مظلومی به عنوان سرمربی تیم مخالف بودند، اما من مخالف آن بوده و جلوی آن نیز به شخصه ایستادم و گفتم مظلومی قرارداد دارد و باید با قدرت به کارش ادامه دهد و حمایتهای لازم نیز از وی صورت گیرد
یکی از افتخارات من این است که یکی از بازیکنانی که در زمان من در آکادمی بود (توحید غلامی) امسال در تیم بزرگسالان بازی کرد. البته در همان زمان بازیکنان بهتری هم داشتیم و اکنون متعجب از این هستند که چرا آنها به تیم بزرگسالان راه نیافتند. شما وقتی در آکادمی 60 بازیکن خوب داشته باشید آنها میتوانند تیم اصلی را تغذیه کنند و دیگر نیازی به خریدهای میلیاردی نیست. ما اگر بتوانیم آکادمی باشگاه استقلال را به معنای واقعی راهاندازی کنیم و از دل آن استعدادها شکوفا شوند هنر کردهایم و از خود یک کار ماندگار را بر جای گذاشتهایم. من دنبال این کار هستم و افق نگاه آقای فتحاللهزاده هم به همین سمت و سو است.
راستی شنیده شده که گفتهاند آکادمی استقلال در جهت خودگردانی از بعضی بازیکنان پول گرفته است تا به نوعی از این طریق نوعی درآمدزایی نیز مورد توجه قرار گرفته باشد.
حرف من هم این است که این تیم دولتی و مال مردم است و اگر هم خواسته شود قدمی در این زمینه برداشته شود، این کار راه و رسم خاص خود را داشته و باید از کانال خاص خود بگذرد. ضمن آن که این پولها باید خرج آکادمی و ارتقای کیفیت کار آن باشد، نه این که عدهای بخواهند از امانتی که به دستشان دادهاند سوءاستفاده کنند.
به هر حال یک طرف این موضوع نیز خانوادههایی هستند که فکر میکنند با توسل به هر کاری میتوانند از فرزندشان یک فوتبالیست خوب بسازند. شاید اگر آنها در مقابل بعضی خواستههای غیرمتعارف بایستند و کوتاه نیایند، جلوی بسیاری از سوءاستفادهها گرفته شود.
دقیقا همین طور است، من پیش از این نیز به تعدادی از این خانوادهها که به من مراجعه کردهاند گفتهام وقتی شما پول میدهید، یعنی این که فرزندتان استعدادی ندارد و به واسطه پول میخواهید به جایی برسد.
گفته میشود پس از این که شما این ماجراها را فاش کردید پول برخی خانوادهها را پس دادهاند. صحت دارد؟
خدا کند پولشان را پس داده باشند، من هم خوشحال میشوم. چند روز پیش، مازیار ناظمی از صدا و سیما به من زنگ زد و خواهش کرد این مسائل را پیگیری کنم. گفتم چی شده؟ گفت: از یک بچه یتیم 4 میلیون گرفتهاند، واقعا شما جای من باشید چه احساسی خواهید داشت، جز این که خودتان را موظف بدانید آن را مورد پیگیری قرار دهید.
اما به نظر میرسد با تکذیب کسانی که نامه را امضا کردهاند، قدری کار شما سخت شده است.
من در گفتوگو با رادیو جوان هم اعلام کردم وقتی اول امضا میکنند که پول دادهاند و بعد امضا میکنند پول ندادهاند خود به خود مشخص است که پول پرداخت کردهاند و بعد از فاش شدن داستان به نوعی مجاب شدهاند که حرف و امضای خود را پس بگیرند. مطمئن باشید این مسائل را یک قاضی خیلی بهتر از امثال ما متوجه میشود و همه چیز را مشخص میکند.
در این رابطه قصد ندارید از طریق فدراسیون فوتبال و علیرضا علیپور دبیر هیات رسیدگی به تخلفات حرفهای فوتبال، پیگیر قضیه باشید؟
چرا. اتفاقا در نشست چند ساعتهای که با آقای فتحاللهزاده داشتم در نهایت قرار شد باشگاه استقلال این اسناد و مدارک را به فدراسیون ارائه کند، اما خود من هم در دیداری که با علیپور داشتم به او گفتم حسن روشن هیچ چیزی را از دست نمیدهد. شما به خاطر بچههای معصوم جلوی این کار را بگیرید.
در حالی که وظایف و حیطه مسوولیت کمیته فنی مشخص است و این کمیته موضوعی جاافتاده در باشگاهها به حساب میآید، چرا عدهای در مقابل تشکیل کمیته فنی استقلال از سوی شما گارد گرفتند؟
همان طور که گفتم سرپرست باشگاه در صحبتی که با من داشت از بعضی مسائلی که اتفاق میافتد ابراز نارضایتی کرد و گفت که میخواهد هر تصمیمی در باشگاه از مسیر قانونیاش انجام شود تا مدیریت باشگاه بدون وارد شدن در مسائل حاشیهای بتواند اهدافش را دنبال کند. باید تاکید کنم که وظایف کمیته فنی مشخص است و اعضای این کمیته به هیچوجه به دنبال این نیستند که جای کسی را در کادر فنی تیم فوتبال استقلال بگیرند. کمیته فنی اصولا وظایف بزرگتری بر عهده دارد و اینها مسائل سطحی است که گفته شود اعضای این کمیته به نیمکت مربیگری استقلال چشم دارند. استنباطم این است که عدهای تصوراتشان راجع به این مساله اشتباه است و الا نمیتوان چنین پنداشت که سرپرست باشگاه بدون ارزیابی لازم اقدام به تشکیل کمیته فنی کرده است. حدس میزنم در آن ابتدا فتحاللهزاده تحت فشار اعضای کادر فنی در این رابطه تعلل به خرج داد، در صورتی که کمیته فنی هدفی جز حمایت از استقلال ندارد.شاید بعضیها که احساس خطر میکنند، با شرح وظایف کمیته فنی آشنا نیستند. متاسفانه برخیها هر کاری دلشان خواسته انجام دادهاند و گمان میکنند با حضور کمیته فنی اختیاراتشان محدود میشود، به همین خاطر تلاش کردند کمیته فنی تشکیل نشود. انگار برخی این باور را در سرپرست باشگاه به وجود آورده بودند که با تشکیل کمیته فنی روند نتیجهگیری تیم تغییر میکند. شاید پرویز مظلومی فکر کرده بود که علیرضا منصوریان میخواهد جای او را بگیرد و پورحیدری هم اصغر حاجیلو را جانشین خود میدانست. در حالی که این دوستان به هیچ وجه دنبال این بحثها نیستند و با خواهش اولیه من برای عضویت در کمیته فنی باشگاه استقلال اعلام آمادگی کردند که بعد هم به دنبال مسائل حاشیهای ایجاد شده، قرار بر این شد که موضوع طور دیگری تعریف و به اجرا گذاشته شود.
طبیعی است با توجه به این که کمیته فنی و مدیر فنی در فوتبال ما جا نیفتادهاند هر وقت صحبت از تشکیل آن در باشگاهی میشود مقاومتهای اینچنینی صورت میگیرد.
به هر حال من میگویم کادر فنی نباید از ما بترسد، در ابتدای فصل برخی با ادامه حضور پرویز مظلومی به عنوان سرمربی تیم مخالف بودند، اما من مخالف آن بوده و جلوی آن نیز به شخصه ایستادم و گفتم مظلومی قرارداد دارد و باید با قدرت به کارش ادامه دهد و حمایتهای لازم نیز از وی صورت گیرد، اما بحث تشکیل کمیته فنی نکته دیگری است و هر جا به کمک این کمیته نیاز باشد، از آن دریغ نکرده و نظراتش را در اختیار کادر فنی و سرپرست باشگاه قرار خواهد داد.
اصولا ایده تشکیل کمیته فنی در باشگاه استقلال چگونه شکل گرفت و آیا صرفا همان مباحث ابتدای فصل برای انتخاب کادر فنی باعث شد کمیته فنی در استقلال شکل بگیرد؟
یکی از حرکتهای خوبی که سازمان لیگ انجام داده، همین بحث اجباریکردن تشکیل کمیته فنی و راهاندازی آکادمی فوتبال در باشگاههاست، باشگاه استقلال هم به تبع این اجبار درصدد تشکیل کمیته فنی برآمده است. به هر حال و با توجه به تعریف کمیته فنی و جاافتادنش در دنیای فوتبال، قبل از تشکیل این کمیته چارچوب وظایف آن را که در 28 ماده تعریف شده به فتحاللهزاده دادم و او هم آن را امضا کرد. براساس یکی از این مواد تعیین مسوول آکادمی و مربیان تیمهای پایه متوجه کمیته فنی است. برخلاف ذهنیتی که برخی دارند به هیچ عنوان در این 28 ماده چیزی به اسم دخالت وجود ندارد و برعکس تاکید شده که افراد کمیته باید بدون حب و بغض نسبت به شخص خاصی، به بررسی فنی تیم بزرگسالان بپردازند.
بر سر معرفی اعضای نهایی این کمیته بحثهای زیادی مطرح شد؛ این که ابتدا اعلام شد علیرضا منصوریان یکی از اعضای این کمیته است، اما در نهایت اتفاق دیگری افتاد.
برای این که دست سرپرست باشگاه برای انتخاب اعضای کمیته فنی باز باشد من پس از آن که حکم خود را به عنوان رئیس کمیته دریافت کردم طی نامهای 12 نفر به نامهای اصغر شرفی، اصغر حاجیلو، جواد قراب، مجید نامجومطلق، صادق ورمزیار، منصور رشیدی، بیژن طاهری، علیرضا منصوریان، رضا نعلچگر، غلامحسین مظلومی، شاهرخ بیانی و رضا حسنزاده را در تاریخ 8 مرداد به فتحاللهزاده اعلام کردم که از میان آنها نفرات مورد نظرش را انتخاب کند که او هم شرفی، قراب، منصوریان و حاجیلو را انتخاب کرد و قرار شد از بقیه نفرات هم در آکادمی استفاده کنیم، این موضوع را سایت باشگاه رسما اعلام کرد. فردای آن روز دیدم فتحاللهزاده قدری درباره علیرضا منصوریان تردید دارد، ظاهرا فرهاد مجیدی اعلام کرده بود در صورتی که منصوریان بیاید او از استقلال خواهد رفت. من در این رابطه به فتحاللهزاده حق دادم که با وجود همه زحمات و افتخاراتی که منصوریان برای استقلال کشیده است او را کنار بگذارد چراکه مجیدی سرحال و آماده در این فصل بسیار خوب برای استقلال بازی میکند و تیم به او نیاز دارد. از طرفی چون با هدف کمک به تیم پا پیش گذاشتهام با این کار موافقت کردم. البته این که فرهاد مجیدی در دوره افشین قطبی برای تیم ملی انتخاب نشده است، ربطی به منصوریان ندارد و تصمیمگیرنده اصلی قطبی بوده است. این که بعد از آن چه اتفاقاتی بین منصوریان و فتحاللهزاده افتاد به خودشان مربوط است، اما من حقیقت را میگویم.
فکر نمیکنید فرهاد مجیدی به عنوان یک بازیکن نباید برای باشگاه تعیینتکلیف کند؟
من اسم این را تعیینتکلیف نمیگذارم، من با این حرکت خواستم به تیم کمک کنم، در حقیقت مجیدی بدهکار باشگاه شده و با توان بیشتری در خدمت تیم خواهد بود. به هر حال من دنبال یک کمیته فنی واقعی و بیطرف هستم که در آن هیچیک از اعضای کادر فنی هم نباشند تا به صورت دقیق و بدون حب و بغض به بررسی فنی وضعیت باشگاه بپردازیم و در نهایت به این هدف هم در حال نزدیکشدن هستیم.
نگفتید تاخیر در صدور حکم اعضای کمیته فنی ریشه در چه مسالهای دارد؟
به هر حال قدری حساسیتها در این رابطه وجود دارد و لازم است شرح وظایف کمیته فنی به درستی جا بیفتد تا هنگام آغاز رسمی کار کمیته بتواند به وظایف و اهداف خود جامهعمل بپوشاند.
فکر نمیکنید فتحاللهزاده میخواهد همه را راضی نگه دارد و در عین حال به اهداف باشگاه هم برسد؟
من به شخصه چنین رویهای را قبول ندارم. ناپلئون هم به همین دلیل شکست خورد که میخواست همه را راضی نگه دارد. چند سال پیش وقتی رومن آبراموویچ ـ مالک باشگاه چلسی انگلیس ـ خواست خوزه مورینیو را از سمت سرمربیگری تیمش برکنار کند، با مخالفت کمیته فنی باشگاه مواجه شد و روی این اصل قید نظر شخصی خودش را زد و محبوبیت دوچندانی برای خود ایجاد کرد. بیتردید باشگاههای ما و از جمله باشگاه استقلال هم باید چنین نگاهی به کمیته فنی داشته باشند.
از این حرفها که بگذریم بد نیست نگاهی هم به وضعیت لیگ یازدهم بیندازیم. شروع خوب استقلال را چطور ارزیابی میکنید؟
به عنوان یک استقلالی میگویم تیم خیلی خوب شروع کرده است، هر چند خود پرویز مظلومی هم معتقد است تیمش تا نقطه مطلوب فاصله دارد، اما من میگویم الان وقت جمعکردن امتیاز است و استقلال از این نظر خیلی خوب کار کرده است.
به نظر میرسد امسال رقابت نزدیکی بین تیمهای مختلف وجود داشته باشد و برای همین پیشبینی میشود که مدعیان به سختی اجازه دهند یک تیم از آنها سبقت بگیرد.
روشن: یکی از بازیکنانی که در زمان من در آکادمی بود (توحید غلامی) امسال در تیم بزرگسالان بازی کرد. البته در همان زمان بازیکنان بهتری هم داشتیم که اکنون در استقلال نیستند
این موضوع بیشتر در بازی تیمهایی اتفاق خواهد افتاد که فاقد ستاره هستند یا ستارههای کمی دارند. اجازه بدهید به عنوان یک استقلالی درباره این تیم بیشتر صحبت کنم. من فکر میکنم اگر استقلال نتواند به درستی از ستارههایش استفاده کند به مشکل خواهد خورد. استیل آذین در لیگ دهم بزرگترین درس را به فوتبال ایران داد، تیمی با کلکسیونی از ستارهها که در نهایت به لیگ یک سقوط کرد. خیلی خوشحالم از این که استقلال گلر خیلی خوبی به نام مهدی رحمتی دارد، اما با توجه به این که هم او و هم مدافعان میانی نفرات ذخیره مطمئنی ندارند، خدا نکند دچار آسیبدیدگی شوند که در آن حالت تیم بدجوری به مشکل میخورد. از طرفی دیگر ستارههایی که جذب شدهاند توقع فیکس بازیکردن دارند و نمیتوان ستاره دیگری جذب کرد و او را نیمکتنشین کرد. در چنین وضعیتی مربی مجبور است همیشه ترکیب تیمش را عوض کند و به اصطلاح به ترکیب چرخشی روی بیاورد و این عوضکردن دایمی ترکیب به تیم لطمه میزند. تیمهایی که نتیجه میگیرند حداقل 8 ، 9 بازیکن ثابت دارند. ولی تیمی مثل استقلال که در دفاع و دروازه با مشکل کمبود نفر روبهروست در پستهای دیگر با تجمع ستارهها مواجه است. البته این که یک نفر بگوید اگر فلانی باشد من نیستم، اصلا حرف درستی نیست. زمانی در استقلال مرحوم حجازی و رشیدی به عنوان 2 دروازهبان بزرگ به طور همزمان حضور داشتند و رقابت سالمی در تیم ایجاد کرده بودند. معتقدم اگر طالبلو در سالهای گذشته رقیب جدی داشت خیلی بهتر از امروزش بود، در حالی که اکنون یک گلر متوسط است، اما یک نفر مثل رحمتی رفت رقابت کرد و به این سطح رسید.
اما رحمتی هم در وضعیت بیرقیبی و محدودشدن دامنه رقابتش ممکن است یکی دو سال دیگر افت کند.
چرا یکی، دو سال دیگر؟ به نظر من احتمال افت برای هر بازیکنی وجود دارد. رایکوف، سرمربی سالهای دور استقلال همیشه میگفت تیم باید 13 بازیکن خوب داشته باشد که در بین آنها باید 2 دروازهبان خوب باشد و سایر نفرات تیم نیز باید یاد بگیرند که روی نیمکت بنشینند.
استقلال، لیگ یازدهم را درست مثل لیگ ششم خوب شروع کرده است،اما با توجه به این که استقلال در آن سال چهارم شد، چگونه میتوان مانع از تکرار آن تجربه شد؟
دوست ندارم امسال هم چنین اتفاقی بیفتد، به قول معروف همانطور که تلخی خود به خود ناگوار است، شیرینی زیاد هم دل را میزند. تیم باید دائم در حال بررسی و آنالیزشدن باشد و با برنامه نیمفصل و پایان فصل پیش رفت و به طور مسلم یکی از کارکردهای کمیته فنی هم حول ارزیابی برنامههای کادر فنی است. این کمیته باید بعد از هر بازی تشکیل جلسه داده و مشاوره لازم را در اختیار کادر فنی قرار دهد. ضمن آن که اگر کادر فنی کمکی بخواهد کمیته فنی وارد عمل شده و اجازه نمیدهد مسائلی مثل دلخوری و قهر مجتبی جباری پیش بیاید. معتقدم این که یک مربی بگوید یک بازیکن را نمیخواهد این به مثابه پاککردن صورت مساله میماند. در صورتی که وقتی مربی با بازیکنی دچار مشکل میشود باید بیشتر به او میدان بدهد. در چنین شرایطی یا بازیکن مربوطه با انگیزه بیشتری در میدان ظاهر میشود که این به نفع تیم است یا این که بد بازی کرده و همه متقاعد میشوند نیمکتنشینی حق اوست. در چنین مسائلی کمیته فنی میتواند کمک حال فکری کادر فنی باشد و این مسائل را به منزله دخالت دانست. معتقدم کادر فنی نباید این استدلال را داشته باشد که با توجه به این که استقلال در فصل قبل تنها با اختلاف یک امتیاز قهرمانی را از دست داده است، امسال نیز با همان روند میتواند قهرمان شود. چراکه سال گذشته و در 2 هفته مانده به پایان لیگ، قهرمانی سپاهان مسجل شده بود و سپاهانیها در 2 هفته پایانی نفرات دوم خود را به میدان فرستادند.
شما به عنوان یکی از پیشکسوتان فوتبال ایران، برگزاری 11 دوره لیگ برتر را چگونه ارزیابی میکنید؟
اگر در این رابطه حرفی بزنم ممکن است بگویند دارد راه را برای خودش هموار میکند، در حالی که من اصلا کارکردن در فوتبال ایران را بلد نیستم. معتقدم در هر صورت یک لیگ تمام میشود، یکی قهرمان میشود و یکی سقوط میکند، اما وقتی بعد از 11 دوره برگزاری لیگ، عزیز محمدی رئیس سازمان لیگ اعلام میکند اگر به فلان فاکتورها نرسیم سهمیه فوتبال ایران در آسیا کم میشود، مشخص است که موفق نبودهایم. بیشک فقط برگزاری لیگ مهم نیست و فوتبال ما مثل همه کشورها زیر ذرهبین فیفا و AFC قرار دارد. شما ببینید که امروز بزرگترین عملکرد فدراسیون فوتبال ما شده برخوردهای تنبیهی، به این معنی که فعالترین کمیته فدراسیون کمیتهانضباطی است. در حالی که در اروپا بهندرت اتفاق میافتد کمیته انضباطی تشکیل جلسه دهد و اگر رایی را صادر کنند به بهانه مناسبتهای مختلف آن را نمیبخشند!
آینده فوتبال ایران را چطور میبینید؟
با این روند به جایی نخواهیم رسید و از دست مربی بزرگی چون کارلوس کرش هم کاری برنمیآید. چراکه حوزه خلیجفارس و کشورهای عربی، قبرستان مربیان بزرگ دنیاست و هرکس این حوالی مربیگری کرده است، بعد بازنشسته شده و کشور دیگری او را به کار نگرفته است. اما کار خوب سازمان لیگ مبنی بر اجباریشدن راهاندازی کمیته فنی و آکادمی باشگاهها، کار ارزشمندی است. در واقع تا زمانی که فوتبال ما از ردههای سنی پایه شکل نگیرد به جایی نخواهد رسید. زمانی که در باشگاه الاهلی امارات بودم، باشگاه 2 در ورودی داشت؛ یکی در اصلی و یکی نیز در بازیکنان که از آکادمی وارد میشدند. آن زمان آکادمی از ساعت 3 تا 6 باز بود و تمرین تیم بزرگسالان نیز از ساعت 5 شروع میشد. هرکس وارد باشگاه میشد باید از آکادمی عبور میکرد و شیوخ باشگاه نیز قبل از سرزدن به تمرینات تیم بزرگسالان، تمرینات آیندهسازان فوتبال الاهلی را مورد توجه قرار میدادند و این مساله اهمیت و جایگاه آکادمی را میرساند. در زمان امتحانات هم آکادمی تبدیل میشد به کلاسهای تقویتی دروس دانشآموزان. توجه کنید ما حتی با کشورهای عربی قابل مقایسه نیستیم، پس چطور میتوان توقع داشته باشیم که در سطح ملی به توفیقات پایداری دست یابیم.
در رابطه با وضعیت مربیگری چه نظری دارید، به نظر میرسد برخی بازیکنان بزرگ ما خیلی زود میخواهند مربی بزرگی شوند و به طی کردن پلهای مراحل توجهی ندارند.
متاسفانه دورههای مربیگری که مربیان ما طی میکنند تنها دورههای مقدماتی است و معمولا گواهی شرکت در این دورهها به همه داده میشود، اما خبری از حضور مربیان ما در دورههای پیشرفته بینالمللی در سایر کشورها نیست. چند سال پیش در ابتدای لیگ و صرفا به این دلیل که مربیان بتوانند روی نیمکت بنشینند یک دوره مربیگری توسط مسعود اقبالی برگزار شد، اما همین مدرس در همان سال به عنوان دستیار امیر قلعهنویی روی نیمکت استقلال نشست. روته مولر آلمانی هم یک دوره پیشرفته برگزار کرد و بعد از آن دستیار علی دایی در تیم ملی شد و بعد از اخراج علی دایی از تیم ملی، مولر دستیار صمد مرفاوی در تیم باشگاهی استقلال شد. در چنین وضعیتی شما چه توقعی از فوتبال میتوانید داشته باشید. من هم اگر دورههای پیشرفته را گذراندهام به لطف کشورهای عربی بوده است. نکته دیگر این که علی دایی خود قبل از این که به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب شود اعلام کرد هرکس لابی قویتری داشته باشد سرمربی تیم ملی خواهد شد و همین حالا هم این حرف را میزند. در استقلال هم کم از این اتفاقات نیفتاده است. وقتی بر تشکیل کمیته فنی تاکید میکنیم به خاطر برچیده شدن مسائلی از این دست و جایگزین شدن ضابطه به جای رابطه است. این که براساس برنامه و توان فنی سرمربی تیم انتخاب شود، نه بر اساس سلیقه یا لابی.
به حضورتان در کشورهای عربی اشاره کردید، در حالی که بعضیها به این جهت انتقاداتی را متوجه شما کردهاند، چه پاسخی در این رابطه دارید؟
من هیچ وقت گذشتهام را فراموش نمیکنم، ممکن است در ماه چندین بار در رستورانهای مختلف غذا بخورم اما هر از گاهی نان و ماست میخورم تا گذشتهام را فراموش نکنم. اگر پولی دارم خدا به من داده است، یعنی در کشورهای عربی کارکردم و در ازای آن پول گرفتم. آیا گناه کردهام که سرمایه بدست آمدهام را وارد مملکتم کردم، آن هم در حالی که خیلیها پول این مملکت را بردند آمریکا. اگر یکی میگوید مملکت زیر توپ و تانک بود و روشن رفت امارات کار کند، من میگویم مگر گناهی مرتکب شدهام؟! دوستی میگفت تو هم بگو که برادرت اولین شهید شمیران است. در پاسخ گفتم اگر برادرم شهید شده، من که نباید از شهادتش سوءاستفاده کنم. اصلا این مساله نباید گفته شود الان هم اگر گفتم اشتباه کردم. امروز برخی فوتبالیستها میتوانند امثال من را بخرند. در قانون اساسی هم آمده هر کس هر جا دلش میخواهد میتواند زندگی کند. به هر حال نباید بی حساب و کتاب حرف زد.
حجتاله اکبرآبادی - امید توفیقی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم