طبق آمار سازمان بین‌المللی فائو، زنگ بحران جهانی غذا از سال 2008 تاکنون هرساله بیشتر به صدا درآمده است

مسابقه کشورها برای مقابله با بحران غذا در جهان

طبق آمار سازمان خواربار جهانی (فائو) ، از سال 2008 میلادی زنگ بحران جهانی غذا به صدا درآمده و هر ساله این صدا بیشتر به گوش خواهد رسید، این آمار براساس میزان تولید کشورهای بزرگ تولیدکننده، رشد جمعیت جهان، بلایای طبیعی و فقر رو به گسترش در جهان اعلام شده که هر ساله در نشست‌های دوره‌ای در این سازمان تمامی جهان برای بررسی این بحران احتمالی مورد بررسی قرار می‌گیرد و راهکارهایی هم بیان می‌شود، اما در آخرین نشست این سازمان مساله فراتر از اظهارنظر و پیشنهاد راهکار بوده بلکه تمام کارشناسان یکصدا از بحرانی به عنوان بحران غذا در جهان سخن گفتند و آن را قریب‌‌الوقوع عنوان کرده‌اند.
کد خبر: ۴۲۳۷۹۲

با توجه به این اخطار، این سیاست‌های کلان دولت‌هاست که نحوه مقابله با آن را ترسیم کرده و نقشه راه را در اختیار سازمان‌های مربوطه خود قرار خواهد داد. البته این اعلام بحران پرده از دوراندیشی برخی کشورها برای مقابله با این بحران برداشته که نشان‌دهنده اهمیت این بحران برای آینده جهان می‌باشد. بزرگ‌ترین کشوری که از چند سال گذشته اقدام به برنامه‌ریزی برای مقابله با این بحران کرده است کشور چین بوده که با اعمال سیاست‌هایی سعی در کنترل بحران غذا در آینده جهان دارد. کارشناسان تغذیه معتقد هستند که عوامل مختلفی باعث ایجاد این بحران شده‌‌اند که یک به یک به بررسی آنها خواهیم پرداخت.

ازدیاد جمعیت

طبق آمار سازمان‌های معتبر جهانی جمعیت جهان از مرز 6 میلیارد نفر گذشته است که این امر خود باعث ایجاد تفاضای بیش از پیش برای غذا و نهاده‌های کشاورزی شده است. البته رقم دقیق جمعیت جهان تقریبا نزدیک به 7 میلیارد نفر است که با توجه به اعلام سرشماری همگانی در هندوستان در سال 2011 میلادی این رقم به واقعیت نزدیک‌تر به نظر می‌رسد که خود این امر باعث تشدید بحران خواهد بود.

تغییرات آب و هوایی

تولید بیش از حد گازهای گلخانه‌ای موضوعی است که در سال‌های اخیر در کانون توجه قرار گرفته است و همگی نگران اتفاقات و خشم طبیعت هستند به طوری که در سال‌های اخیر کنفرانس‌ها و نشست‌های متعددی برای کنترل این بحران بخصوص در کشورهای صنعتی تشکیل شده، اما شاید این افراد کمی دیر به فکر تلاش برای رفع این بحران افتاده‌اند چون همگی از تغییرات ناگهانی آب و هوایی در جهان بخصوص در چند ماه اخیر آگاه شده‌ایم به طوری که طوفان‌ها، سیل‌ها و حتی رانش‌های مکرر زمین خود گواه این امر بوده‌اند.

صنعتی شدن و رشد شهرنشینی

پس از انقلاب صنعتی در جهان کشورها سعی کردند که گوی سبقت را از دیگران بربایند و خود را به عنوان قطب صنعتی در جهان مطرح کنند، اما در واقع با سرعت هر چه تمام به سمت بحران حرکت می‌کردند، با رشد صنعتی در این کشورها کارخانه‌ها یک به یک سر برآوردند و با این امر روستاها هر روز خالی‌تر شد و جمعیت کارگران کارخانه‌ها بیشتر از کارگران مزارع شد. پس از مدتی با حقوق‌های بالای کارگران نسبت به کار در مزارع این کارگران به طور کلی روستاها را رها کرده و شهرنشین شدند با این مهاجرت شهرها یکی یکی روستاها را بلعیدند که البته این اتفاق در چین باعث نگرانی دولتمردان شده است به طوری که دولت چین شروع به برنامه‌ریزی‌های بلند مدتی برای نگه داشتن کارگران سر مزارع کرده است.

آلودگی محیط زیست با مواد شیمیایی

با توجه به صنعتی شدن کشورها و مهاجرت کارگران از مزارع به شهرهای صنعتی نیاز مردم به غذا هر روز بیشتر از روز قبل شد در ابتدا دولت‌ها از روش واردات برای تامین غذا استفاده کردند، اما بعد به فکر تغییر در الگوی کاشت یا استفاده از مواد شیمیایی برای برداشت بیشتر افتادند. بنابراین هر روز بیشتر از کودهای شیمیایی استفاده شد اگر چه برداشت بسیار دلچسب بود اما این حجم زیاد مواد شیمیایی به سفره‌های زیرزمینی آب رخنه کرد و در برخی مناطق باعث از بین رفتن کیفیت آب جهت کشاورزی شد البته نقش پساب صنعتی کارخانه‌ها را نباید نادیده گرفت. بعد از بررسی‌های کارشناسی آنها متوجه شدند که برخی از بیماری‌های غیرعادی در جامعه نتیجه همین مواد شیمیایی است. بنابراین دستور دادند که دیگر از این آب‌ها استفاده نشود یا حتی در برخی زمین‌ها هرگز کشت نشود تا آلودگی برطرف شود. بنابراین، این آلودگی‌ها از همان مواد شیمیایی وارد چرخه غذایی انسان شد.

این 4 عامل به عقیده کارشناسان باعث بروز بحران غذا شده است که البته سهم هریک در این بحران متفاوت بوده است، اما آنچه مسلم و روشن است بیشترین سهم را خود ما انسان‌ها برعهده داریم که خود با افزایش هریک از این عوامل به این بحران دامن زده‌ایم، اما راه‌حل چیست؟ هر کشوری با توجه به بضاعت خود اقداماتی انجام داده تا بتواند به سلامت از بحران احتمالی خارج شود. مثلا برخی به کم کردن تولید گازهای گلخانه‌ای دست زده‌اند، برخی روش‌های کشاورزی خود را اصلاح کرده‌اند و کودهای بهتری را جایگزین کرده‌اند و حتی برخی به روش‌های نوین کشاورزی روی آورده‌اند مثل کشت هیدروپونیک یا کشت گلخانه‌ای، اما بهترین روش را شاید کشور چین در نظر گرفته که در واقع، واقع‌ بینانه‌ترین راهکار بوده است.

چین پس از انقلاب کشاورزی

طبق آمارهای سازمان‌های دولتی چین، این کشور تا سال 2025 میلادی تقریبا 221 شهر بزرگ خواهد داشت این به معنی از بین رفتن حجم گسترده‌ای از پتانسیل تولید نهاده‌های کشاورزی در این کشور و روستاهای چین خواهد بود. بنابراین با توجه به جمعیت کنونی 700 میلیون نفری کشاورزان در کشور چین سالانه 10 درصد ازتعداد آنها با توجه به شهرنشین شدن آنها کاسته خواهد شد. بنابراین یعنی تا سال 2025 میلادی این رقم به کمتر از 600 میلیون نفر خواهد رسید این یعنی گرسنگی در پرجمعیت‌ترین کشور جهان یا به عبارت دیگر اقتصاد نوظهور قاره آسیا.

نکته: بزرگ‌ترین کشوری که از چند سال گذشته اقدام به برنامه‌ریزی برای مقابله با این بحران کرده است چین بوده که با اعمال سیاست‌هایی سعی در کنترل بحران غذا در آینده جهان دارد

چین با تدوین قوانین ویژه‌ای با هرگونه سرمایه‌گذاری خارجی در بخش کشاورزی توسط بخش خصوصی موافقت کرد و از آنها بشدت پشتیبانی کرده، این اقدام باعث شد تا بسیاری از مهاجران این کشور که در کشورهای دیگر حضور داشتند دوباره شهروند تولیدکننده این کشور شدند و امکانات خود را در اختیار کشور زادگاهشان قرار دادند. درواقع این زیرکانه‌ترین سیاست بود که به تازگی و پس از اجرایی شدن آن در کشورهای میهمان برملا شده است. شرکت‌های خصوصی مهاجر در کشورهای حاصلخیزی چون روسیه و استرالیا اقدام به راه‌اندازی کشت و صنعت‌های بسیار وسیعی کردند به طوری که تقریبا 4700 هکتار از زمین‌های منطقه کوئینزلند در استرالیا هم‌اکنون در اختیار شرکت‌های خصوصی چینی قرار دارد و مشغول برداشت محصول از آنها هستند. از طرف دیگر چین با در اختیار گرفتن مزارع در استرالیا و روسیه به میزان زیادی خودش را به بازارهای جهانی غذایی نزدیک کرده و درواقع حضور خودش را کاملا تثبیت کرده این حضور گسترده باعث شده تا این کشور با اعلام قیمت‌های بسیار پایین خود برای محصولاتش در بازارهای جهانی خریداران این نهاده‌ها را شگفت‌زده نماید. البته باید به این موضوع توجه داشت که این محصولات در اصل چینی نیستند و در نزدیکی همان بازار مصرف تولید شده بودند، ولی توسط کشور چین به بازار عرضه می‌شوند.

اما پس از مدتی کشورهایی مثل استرالیا و روسیه دیگر قادر به تامین خواسته های چین نبودند یا به عبارت دیگر از گسترش مزارع چینی در کشورشان جلوگیری کردند، بنابراین چین شروع به تحقیق برای پیدا کردن مناطق جدید کرد و متوجه کشورهای بکر آفریقایی با پتانسیل بالا شد. کشورهایی مانند نیجریه، گامبیا و ... به عنوان پایگاه کشاورزی برای چین درآمده‌اند. چین با اجاره کردن زمین‌های کشاورزی برای مدت طولانی کنترل این مناطق را نیز در دست گرفته که البته برای راضی کردن دولت‌های مرکزی این کشورها این کار را به عنوان سرمایه‌گذاری خارجی انجام داده و درواقع به عنوان رفع مشکل بیکاری در کشورهای میهمان وارد میدان شد.

آفریقا، اصلی‌ترین هدف سرمایه‌گذاری

همان‌طور که گفته شد کشورهای آفریقایی در حال حاضر یکی از اصلی‌ترین اهداف کشور چین می‌باشند به طوری که این کشور توانسته سهم بسیاری از تولیدات کشاورزی این کشورها را به خود و تکنولوژی خود وابسته کند، درواقع چین دوباره به روش ارباب و رعیت رو آورده و توانسته حکومت خود را فراتر از مرزهای چین برقرار کند.

با این حال این سوال مطرح است که چرا آفریقا به عنوان هدف انتخاب شده است؟

اواسط سال 2010 میلادی دولتمردان کشورهای آفریقایی با توجه به استعدادهای کشورشان برای تولید و تهیه مواد غذایی و فقدان کارگران ماهر سعی در برقراری ارتباط با کشور هندوستان داشتند و حتی در مواردی موفق به امضای قراردادهایی هم شدند. سیاست این حکومت‌ها به این صورت بود که زمین کشاورزی را به رایگان در اختیار کشاورزان هندی قرار دهند و فقط به دریافت مالیات‌های قانونی از آنها اکتفا کنند، ضمنا تمامی امکانات برای تولید و صادرات یا فروش مواد غذایی را در منطقه‌ برای آنها فراهم کرده بودند. به عقیده کارشناسان این یک بازی برد ـ برد بوده به این دلیل که حجم تولید ناخالص ملی را افزایش می‌داد و از طرف دیگر اشتغال را برای افراد ساکن رونق می‌داد از جمله این کشورها سودان و اتیوپی بودند. به گفته جی‌کراتا، رئیس ایالت کارناتاکا در هندوستان توافقات بین هند و کشورهای آفریقایی مدت‌ها قبل انجام شده بود به صورتی که تعداد زیادی از کشاورزان پنجاب هندوستان در حال حاضر در کشورهای آفریقایی مشغول کشاورزی هستند و طبق توافقات به امضا رسیده بین دولت‌ها تعداد بیشتری از کشاورزان آموزش دیده و ماهر باید بین دو کشور مبادله شوند.

به نظر می‌رسد بحران قریب‌الوقوع غذا در جهان بسیار جدی‌تر از یک نظریه باشد و دیگر قدرت صنعت و صنایع سنگین قادر به مقابله با این وضعیت نخواهد بود و فقط کشورهایی که از پشتوانه قوی مواد خوراکی برخوردار هستند حکمران زمانه خواهند بود. به عبارت دیگر جریان پول به این مناطق سرازیر خواهد شد به نظر کارشناسان، انقلاب کشاورزی در شرف اتفاق افتادن است و کوچک‌ترین خطا در برنامه‌ریزی برای رفع این بحران می‌تواند باعث از بین رفتن یک حکومت یا تضعیف آن باشد.

با توجه به این بحران حتی برخی از شرکت‌های صنعتی بزرگ و مطرح در جهان مثل شرکت هیوندای در کره جنوبی بشدت علاقه‌مند به سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی شده است به طوری که امکان سرمایه‌گذاری موجود در بخش صنعتی خود را کمی کاهش داده و سعی کرده خود را به رقابت خرید زمین‌های زراعی در مناطقی چون آفریقا نزدیک‌تر کند و از رقبای خود پیشی بگیرد به همین دلیل گروه‌های تخصصی خود را روانه منطقه‌های موردنظر کرده تا از بهترین شرایط برخوردار باشند و آینده خود را تضمین کنند.

امید عظیمی / جام جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها