توطئه که نمایش بسیار موفقیتآمیزی در استرالیا داشت، به بسیاری از کشورهای جهان هم فروخته شد و توانست مورد توجه دوستداران این گونه قصهها قرار گیرد. کریس لانگمن، فیلمساز مطرح تلویزیونی استرالیا کارگردانی این مجموعه 5 قسمتی را انجام داده است. طرح فیلمنامه توطئه از تامس کنیالی است که پس از خواندن مقالهای هیجانانگیز در یکی از روزنامهها، به فکر نوشتن قصه آن افتاد. اما کار نگارش فیلمنامه مجموعه را جان میستو انجام داد که یکی از پرکارترین و موفقترین فیلمنامهنویسان صنعت تلویزیون استرالیاست و از او به عنوان استاد درامنویسی تلویزیونی اسم میبرند.
لوید موریس، نیکی کاگمیل، برنارد هیل و ریچاد مویر بازیگران اصلی مجموعه هستند. قصه توطئه درباره گروهی از ایرلندیهایی است که در سالهای 1870 با یک کشتی به استرالیا برده میشوند. آنها محکومانی هستند که باید دوران محکومیت خود را در زندان معروف فرمانتل سر کنند، ولی یکی از آنها به نام جان اورایلی (با بازی لوید موریس) از بین بقیه زندانیها فرار میکند و راهی آمریکا میشود. او پس از فرار تصمیم میگیرد بقیه دوستان خویش را هم نجات دهد، اما این خلاصه قصه، نمیتواند حال و هوای کلی مجموعه را به صورت کامل تعریف و بیان کند. زندان فرمانتل یکی از قدیمیترین و مستحکمترین زندانهای موجود در استرالیاست که از آن به عنوان آلکاتراز استرالیا اسم میبرند. شهرت معروف این زندان هم (مثل زندان آلکاتراز) در این است که دارای چنان سیستم امنیتی است که کسی از زندانیان آنجا امکان فرار از آن را پیدا نمیکند.
به این ترتیب، محکومان این زندان مجبور هستند تمام دوران محکومیت خود را در این محل قدیمی و دور افتاده سر کنند. شهرت قصه جان اورایلی و رمز و راز مربوط به آن هم در همین نکته نهفته است. او جزو معدود زندانیانی بود که موفق شد سال 1876 از این زندان صعبالعبور فرار کند و حتی نقشهای هم برای فرار تعدادی از همبندهای خود طراحی کند.
کریس لانگمن کارگردان توطئه درباره قصه مجموعه خود میگوید: «البته زندانیان دیگری هم در دهههای قبل و بعد از ماجراجویی جان اورایلی اقدام به فرار از زندان فرمانتل کردند، ولی شاید مشهورترین ماجرای فرار از این زندان همین قصه اورایلی و همبندهای ایرلندی او در سال 1876 باشد. در آن دوران جنبش فنیان (که به جنبش برادری جمهوریخواهان ایرلند هم مشهور بود) یک گروه مخفی سیاسی بود. این جنبش هدف اصلی خود را مبارزه با قوانین استبدادی بریتانیا در ایرلند اعلام کرده بود. به همین دلیل، نوعی مقاومت در برابر نیروهای بریتانیایی در ایرلند شکل گرفته بود.
تاریخ اجتماعی و سیاسی ایرلند در دهه 1860، با این مقاومت و مبارزه آمیخته شده بود. در چنین اوضاع و احوالی، تعدادی از اعضای فنیان که مشغول فعالیت و مبارزه علیه نیروهای بریتانیایی بودند، توسط ماموران بریتانیایی شناسایی شده و دستگیر میشوند. حکمی که درباره آنها صادر میشود، سخت و طاقتفرساست. طبق این حکم آنها به استرالیا فرستاده میشوند تا دوران محکومیت خود را در زندان قدیمی فرمانتل بگذرانند. کشتی هوگومونت که 279 محکوم را همراه خود داشت، در سال 1868 به فرمانتل میرسد و در کنار آبهای ساحل پهلو میگیرد. 62 نفر از این محکومان از اعضای جنبش فنیان بوند. از این کشتی به عنوان آخرین حامل محکومان صادر شده به استرالیا اسم میبرند. این در حالی است که دوستان این زندانیان در تدارک نجات 6 زندانی باقیمانده هستند و میخواهند آنها را فراری دهند.»
جان میستو، فیلمنامهنویس مجموعه از آن به عنوان یک درام اجتماعی پرتنش یاد میکند که حتی برخی لحظات لحن پلیسی و دلهرهآور هم پیدا میکند. او حدود 6 ماه وقت صرف تحقیق درباره این ماجرا کرد و چند بار تغییراتی در فیلمنامه خود به وجود آورد. هدف او از این کار جذابتر کردن کلیت قصه بود. به گفته او: «این مجموعه یک فرق اساسی با بقیه مجموعههایی که درباره فرار از زندان است، دارد و آن هم، حال و هوای اجتماعی و سیاسی آن است. در مجموعههای مشابه خبری از دنیای سیاست نیست و اعمال کاراکترها بیش از آن که مبتنی بر مسائل و دیدگاههای سیاسی باشد، نشأت گرفته از حال و هوا و درونیات فردی آنهاست. در توطئه ضمن این که میل غریزی آدمها برای رهایی و آزادی از سلول آهنی زندان را میبینیم، با دیدگاههای سیاسی و اجتماعی آنها آشنا و همراه میشویم.
آنها زندانی عادی نیستند که به دلیل جرایم معمولی یا جنایی و بزهکاری سر از زندان فرمانتل درآورده باشند، آنها کسانی هستند که برای آزادی سرزمین خود از چنگ قوانین ظالمانه بریتانیا مبارزه میکنند. به همین دلیل، تماشاگران مجموعه نگاه دیگری به آنها خواهند داشت و تلاش آنها برای رهایی و آزادی کلی را مورد تایید قرار میدهند. هدف شخصیتهای اصلی مجموعه برخلاف کارهای مشابه تنها رهایی از یک زندان مخوف نیست. آنها در فکر رهایی و آزادی بزرگتری هستند که زندان فرمانتل تنها بخش کوچکی از آن را تشکیل میدهد.»
کریس لانگمن به این نکته اشاره میکند که کار نگارش فیلمنامه توطئه به دلیل واقعی بودن ماجراها (که اتفاقا در یک محدوده زمانی دور اتفاق افتاده است) کار چندان سادهای نبود. از آنجا که او و همکارانش میخواستند روایتی صادقانه از این ماجرا داشته باشند، کار آنها سختتر هم میشد. در قصه مجموعه دو عضو مخفی جنبش فنیان جان برسلین و تام دزموند هم نقش مهمی در ماجراها دارند. این دو در سپتامبر 1975 به فرمانتل میرسند. آنها مقدمات فرار زندانیان را ترتیب میدهند و کدهایی مخفی به عنوان رمز برای آنها میفرستند. زمانی که زندانیان فنیان راهی کار روزانه خود میشوند، برنامه فرار شکل عملی به خود میگیرد.
زمانی که زندانیان در حال سوار شدن قایقی هستند که در نزدیکی زندان قرار دارد، یکی از اهالی محل آنها را دیده و بلافاصله موضوع را به مقامات محلی گزارش میدهد. لانگمن از این ماجرای فرار به عنوان یک حکایت شیرین و جذاب اسم میبرد که هم تماشاگران خود را سرگرم کرده و هم گوشهای از تاریخ قدیمی استرالیا و ایرلند را به آنها یادآوری میکند. به گفته او در تعریف این قصه، صحنهآرایی نقش بسیار مهمی داشت و اگر عوامل و وسایل صحنه درست و دقیق سر جای خود چیده نمیشدند، نتیجه لازم از کار درنمیآمد و تمام تلاش عوامل مجموعه به هدر میرفت. در این بین، عنصر تعلیق یکی از مهمترین عناصری بود که به قصه مجموعه وجه و شکل دیگری میداد.
لانگمن، کارگردان توطئه یکی از فیلمسازان قدیمی تلویزیون استرالیاست که فعالیت هنری خود را از سال 1983 با ساخت چند فیلم سینمایی - تلویزیونی شروع کرد. اولین مجموعه او «پسرها و دخترها» یک درام خانوادگی محصول سال 1985 است. استقبال بینندگان استرالیایی از این مجموعه باعث شد تا او به عنوان یک کارگردان موفق در رشته مجموعهسازی مطرح شود و تهیهکنندگان تلویزیونی او را دعوت به همکاری بیشتر کنند. لانگمن تا امروز بیش از 28 مجموعه و فیلم تلویزیونی را کارگردانی کرده است و در سالهای اخیر همکاریهایی هم با شبکههای تلویزیونی آمریکایی و انگلیسی داشته است. مجموعه توطئه همچنین به صورت یک فیلم سینمایی ـ تلویزیونی هم به نمایش درآمد که مورد توجه تماشاگران قرار گرفت. تدوین سینمایی توطئه را نیز خود لانگمن انجام داد و این نسخه تفاوتهایی با مجموعه تلویزیونی آن داشت.
در نسخه سینمایی، به دلیل کمبود زمان حال و هوای سیاسی قصه کمرنگتر شد و جنبه حادثهای و ماجراجویانه آن بر بقیه جوانب قصه غلبه یافت. یکی از آرزوهای این فیلمساز از سالها قبل کارگردانی نسخه تلویزیونی «موبیدیک» اثر درخشان هرمان ملویل بود. زمانی که در سال 1998 قرار شد مجموعهای براساس این قصه به صورت مشترک توسط چند شبکه تلویزیونی استرالیا، انگلستان و آمریکا ساخته شود، او خود را نامزد کارگردانی آن کرد، اما تهیهکنندگان مجموعه ترجیح دادند به جای او از فرانک رودام دعوت به همکاری کنند و لانگمن به عنوان دستیار اول با وی کار کرد. رودام یکی از تهیهکنندگان مجموعه بود و به نوعی برای خودش پارتیبازی کرد!
آیامدیبی / مترجم: کیکاووس زیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم