گفت‌وگو با یوسف کرمی، مرد اول تکواندو جهان

تکواندو را بعد از المپیک‌ رها خواهم کرد

دیگر کسی تردیدی ندارد که تکواندو مردان ایران در جهان قدرتی برتر به حساب می‌آید. در فاصله‌ای بسیار نزدیک پس از قهرمانی آسیا ـ ‌اقیانوسیه، قهرمانی المپیک آسیایی، قهرمانی جهان و قهرمانی جام جهانی، با 2 شرکت‌کننده در رقابت‌های گزینشی المپیک صاحب هر دو سهمیه باارزش این رویداد مهم شدیم تا تکواندو از هم‌اکنون روی کسب هر دو طلای المپیک متمرکز شود.
کد خبر: ۴۲۱۷۴۲

در این بین، ‌یوسف کرمی به عنوان پرتجربه‌ترین و پرافتخارترین ملی‌پوش، نقشی بسیار مهم در موفقیت‌های سریالی تکواندو ایران ایفا کرده است. کاپیتان 28 ساله تیم ملی که اکنون دیگر شاید مدال‌های پرارزش آسیایی، جهانی و بین‌المللی او قابل شمارش نباشد، حدود 40 روز پس از کسب طلای رقابت‌های جهانی، در دوئلی بزرگ با شکست مرد اول ورزش تکواندو جهان، دومین سهمیه المپیک را برای کشورمان به ارمغان آورد ، در حالی که حریف آمریکایی پرآوازه‌اش صاحب 7 طلای المپیک و جهانی بعلاوه یک برنز دیگر المپیکی بود و هیچ‌گاه یک ورزشکار ایرانی موفق به شکست او (لوپز) نشده بود.

کرمی که همه مدال‌های طلای معتبر جهانی، بین‌المللی و قاره‌ای را در کارنامه خود می‌بیند به دنبال آن است که مدال طلای المپیک را حسن ختامی بر عمر قهرمانی خود کرده و سپس بازنشستگی زودهنگامش را در 29 سالگی اعلام کند. ‌او در گفت‌وگوی تازه خود با «جام‌جم» درددل‌های خود و سایر قهرمانان ملی را مطرح کرده است تا دلایل تصمیمش برای خداحافظی احتمالی از دنیای قهرمانی روشن‌تر شود.

به عنوان ورزشکاری که همه پله‌های موفقیت را طی کرده است و الان در قله افتخارات جهانی قرار دارد، رمز موفقیت‌های خود را در چه می‌بینید و برای جوانانی که الان به شما به عنوان یک الگو نگاه می‌کنند، راه موفقیت را چگونه ترسیم می‌کنید؟

به هر حال هر دستاوردی به سختی به دست می‌آید و ما با تحمل سختی‌های بسیار زیاد به چنین درجاتی از موفقیت رسیده‌ایم. روزی 4 ساعت تمرین‌کردن با شدت بسیار زیاد، طوری که ضربان قلب خود را در عدد 190 ضربه در دقیقه نگه داریم کاری است که مقاومت و اعتماد به نفس ما را آنقدر بالا می‌برد که در زمین مسابقه به راحتی تسلیم نمی‌شویم و در لحظه‌هایی که گیر می‌افتیم، می‌توانیم از شکست پلی به سوی پیروزی بسازیم. در مجموع، اهداف بزرگ، سخت هم به دست می‌آیند.

شاید اوج موفقیت‌های شما، پیروزی اخیر بر لوپز آمریکایی باشد. چطور این مهم اتفاق افتاد؟

برای رسیدن به سهمیه المپیک، در ابتدای راه باید بهترین تکواندوکار دنیا را شکست می‌دادم و از دور مسابقه‌ها حذف می‌کردم، در غیر این صورت، خود حذف می‌شدم. برای مقابله با او استرسی نداشتم، ولی رسانه‌ها طوری با این رویارویی برخورد می‌کردند که گویا امید چندانی به پیروزی بر او نداشتند، در حالی که مطمئن بودم پیروزی بر او شدنی است و پیش از من هم قهرمانان ایرانی مبارزه‌های خوبی با قهرمان سرشناس آمریکایی برگزار کرده بودند، طوری که تنها با اختلاف یک امتیاز، نتیجه بازی‌‌های خود را واگذار می‌کردند. فکر می‌کنم حمایت همیشگی داوران از لوپز موجب پیروزی‌های پیاپی او بر ورزشکاران کشورمان شده بود.

این حمایت‌های همه‌جانبه در دیدار شما با او هم ادامه پیدا کرد؟

نه. به 2 دلیل در دیدار من با لوپز جو داوری تا حدی به سودم شد؛ اول این که 40 روز پیش از آن، قهرمان تکواندو دنیا شده بودم و داوران نمی‌توانستند جلوی آن همه تماشاگر به راحتی قهرمان دنیا را بازنده کنند و دیگر این که با مقررات جدید داوری، شگرد لوپز رنگ باخته بود. لوپز عادت دارد ساق‌پای بلند خود را در برابر حریفان حائل ‌کند. البته در گذشته هم این حرکت خطا بود، ولی داوران وسواسی در برابر آن نداشتند و خیلی مواقع به راحتی آن را نادیده می‌گرفتند، ولی در قوانین جدید آنها وادار شده‌اند که در برابر این خطا، حساس باشند و به آن اخطار دهند. من با آگاهی به شگرد حریف، او را وادار به استفاده از ساق پایش می‌کردم و این‌گونه به امتیاز می‌رسیدم. این تاکتیکم، البته هزینه زیادی داشت و به قیمت آسیب‌دیدگی شدید پاهایم تمام شد.

پس چطور با پاهای آسیب‌دیده به کار ادامه دادید و سهمیه المپیک راکسب کردید؟

آنقدر هدف در نظرم بزرگ بود که مشکلات دیگر، همگی در برابرم جزئی و کم‌اهمیت جلوه می‌کرد. ضمن این که آن روز گرم بودم و هنوز بشدت درد و آسیب‌دیدگی پی نبرده بودم، به هر حال بعد از کسب سهمیه المپیک از حضور در فینال انصراف دادم و فردای آن روز با دردی بسیار شدید از خواب برخاستم که هنوز همراه من است.

بیش از یک سال تا شروع المپیک لندن فاصله داریم. چه برنامه‌ریزی ‌برای رفع این آسیب‌دیدگی و پیشگیری از آسیب‌های بعدی و به طور کلی حفظ آمادگی آرمانی خود دارید؟

خوب، مسلما با شروع اردوی بعدی که بعد از ماه مبارک رمضان آغاز می‌شود، از تخصص فیزیوتراپ تیم ملی در جهت بهبودی استفاده می‌کنم و در مجموع، تیم ملی از مربیان بسیار هوشمند و پرتجربه‌ای برخوردار است که به خوبی در این زمینه نیز برنامه‌ریزی خواهند کرد و من با طی‌کردن مسیر آن برنامه‌ها می‌توانم به موفقیت در المپیک هم برسم.

بجز طلای المپیک، مدال معتبری وجود دارد که آن را در ویترین خود نداشته باشید؟

با اطمینان می‌گویم نه. کسب بیش از 10 طلای جهانی و آسیایی و شکست‌ناپذیری در همه تورنمنت‌های بین‌المللی، موفقیت‌هایی است که به آنها افتخار می‌کنم.

پس تنها شکست بزرگ شما در نیمه نهایی المپیک آتن از همین لوپز رقم خورده است؛ زمانی که سن زیادی نداشتید؟!

کرمی: هر موقع از من طلب مدال شده است گفته‌ام همه تلاشم را انجام خواهم داد و برای کسب بهترین مدال تا سر‌حد ‌توان تلاش خواهم‌‌کرد.‌کاش مسوولان هم همین‌طور بودند و با روحیه من و دیگر ورزشکاران بازی نمی‌کردند

بله، ولی آن زمان کمتر از 20 ساله بودم و فکر می‌کنم توقعات بسیار بالای مسوولان و افرادی که تا آن زمان آنها را هیچ وقت ندیده بودم همه چیز را به هم زد و طلای من را به جنس و رنگ برنز تبدیل کرد. آنها از یک تکواندوکار جوان، فقط و فقط مدال طلا می‌خواستند و این، فشار و استرس غیرقابل تحملی به من وارد کرد طوری که نتوانستم برتری‌های خود مقابل لوپز را حفظ کنم و با اشتباهاتی که ناشی از تمرکز نداشتن و استرسم بود، بازی برده را با شکست معاوضه کردم. کاش آنها به جای شب آن مبارزه سخت، از قبل مرا می‌دیدند و صحبت‌های خود را مطرح می‌کردند. امیدوارم مسوولان این برخورد غیرحرفه‌ای خود را با دیگر قهرمانان ما تکرار نکنند.

منظورتان بی‌توجهی به ورزشکاران، پیش از رسیدن به سکوی جهانی است؟

دقیقا همین طور است و علاوه بر آن بی‌توجهی که حتی بعد از موفقیت‌های بزرگ هم ادامه می‌یابد. متاسفانه باب است که وقتی ورزشکاران ما به نزدیکی کسب یک عنوان بزرگ و ارزشمند جهانی، المپیکی یا آسیایی می‌رسند مسوولانی می‌آیند و چند وعده و وعید می‌دهند و بعد همه چیز یا کاملا فراموش می‌شود یا آنقدر به تاخیر می‌افتد که ارزش خود را از دست می‌دهد. به عنوان مثال، ما هنوز ریالی بابت پاداش 4 عنوان ممتاز کسب سهمیه المپیک، طلای جهانی، طلای جام جهانی و طلای آسیا و اقیانوسیه دریافت نکرده‌ایم. در حالی که واقعا باید ورزشکاران حرفه‌ای و افتخارآفرین در تمام مراحل زندگی مورد توجه قرار گیرند چون هزینه‌های زیادی مصروف پرورش آنها شده تا به سرمایه‌هایی برای ورزش کشور تبدیل شوند. شما به یاد دارید که کسب 20 مدال طلا در بازی‌های آسیایی گوانگجو، چه شور و نشاطی در جامعه ورزش آفرید و چه‌بسا در همان مقطع، هزاران جوان و نوجوان به حضور جدی در عرصه قهرمانی روی آوردند. این موفقیت آنقدر مهم بود که شاید هیچ وقت قابل تکرار نباشد. با این حال، وعده اعطای مسکن به طلاآوران بعد از مدتی تبدیل به وعده اهدای مسکن مهر شد و سپس همان نیز تبدیل به این شد که خود ورزشکاران باید تامین هزینه‌هایش را متحمل شوند. حالا من می‌پرسم که اگر قرار باشد خود ورزشکاران میلیون‌ها تومان بابت مسکن مهر بپردازند چه تفاوتی بین آنها و عموم وجود دارد که منتی بر سرشان گذاشته می‌شود. ضمن این که عموم می‌توانند مسکن مهر را در هر نقطه‌ای واقع در شهر خود تقاضا کنند در حالی که ما ناچاریم فقط در نقطه‌ای خاص و نامناسب، آن را دریافت کنیم. با این شرایط و مشکلات دیگر، من از دریافت چنین مسکنی منصرف شده‌‌ام و خیلی راحت قیدش را می‌زنم. واقعا برای سازمان ورزش با آن بودجه‌های هنگفت چه کاری داشت 20 منزل مسکونی نه در بهترین جای شهر، بلکه در جایی متوسط تهیه می‌کرد و در اختیار شاخص‌ترین قهرمانان ورزش قرار می‌داد تا تبلیغی بهینه در کشاندن جوانان و نوجوانان کشور به سلامت و ورزش می‌شد و از طرفی با خلف‌وعده، فضای روانی را به بی‌اعتمادی سوق نمی‌داد. هر موقع از من طلب مدال شده است گفته‌ام همه تلاشم را انجام خواهم داد و برای کسب بهترین مدال تا سر حد توان تلاش خواهم کرد. تا به حال هم نشده که جایی کم گذاشته باشم. کاش مسوولان هم همین‌طور بودند و با روحیه من و دیگر ورزشکاران بازی نمی‌کردند. کاش چنان حرف‌ها و وعده‌های توخالی داده نمی‌شد و حرفی زده می‌شد که توانایی عملی‌کردنش وجود داشت. ما بارها پرچم کشور را بالا برده‌ایم ولی هیچ‌کس نیامده متقابلا پرچم ما را بالا ببرد. کسی نیامده ما را پیش خانواده‌هایمان سربلند کند و اگر دست و پایمان را در میادین بین‌المللی شکسته‌ایم فقط خودمان و خانواده‌هایمان متحمل درد و نقص آن شده‌ایم. در مجموع برای 10، 15 مدال جهانی،‌ المپیکی و آسیایی خود به اندازه دستمزد یک فصل یک فوتبالیست دریافت نکرده‌ایم. البته همه ما ورزشکاران به خاطر غیرت، تعصب و علاقه‌ به کشور عزیزمان در میادین تلاش کرده‌ایم و در مدال‌آوری‌ها چشمداشتی به مسائل مالی نداشته‌ایم، ولی موضوع این است که به هر حال یک ورزشکار حرفه‌‌ای هم زندگی دارد و زندگی هزینه‌هایی در خود دارد. ما ورزشکاران به وعده‌های خود عمل کرده‌ایم، ولی مسوولان به وعده‌های خود در برابر ما بی‌توجهی کرده‌اند. آنها می‌گویند اگر قهرمان شدید در فرودگاه پاداشتان را می‌دهیم ولی بعد از قهرمانی، دیگر هیچ موقع آنها را نمی‌بینیم!

دل پردردی دارید...

بله. به همین دلایل بزودی و بعد از المپیک، تکواندو را رها می‌کنم و می‌روم.

شما آن زمان 29 ساله هستید و می‌توانید تا چند سال دیگر هم افتخارآفرینی کنید.

البته مهم این است که الان در تکواندو حضور داشته و انگیزه بالایی برای طلای المپیک دارم.

آیا استراتژی سال‌های اخیر خود را حفظ می‌کنید و با شروع توفانی و غافلگیری حریفان، سعی در کسب نتیجه خواهید کرد یا میدان بزرگی مثل المپیک، مدیریت و میدانداری قوی‌‌تری می‌طلبد؟

البته این روش مبارزه من خوب نتیجه داده است و موجب تحلیل‌رفتن قوای بدنی حریفان و به اشتباه افتادن آنها می‌شود تا بتوانم در دقایق و لحظاتی پایانی از فاکتور مثبت آمادگی جسمانی خود بهره بالایی ببرم و به پیروزی برسم. درست مثل کاری که در برابر لوپز انجام دادم. با این حال، این تنها یکی از روش‌های مفید مبارزه است و باید با توجه به همه شرایط، تصمیم‌گیری کرد.

بعد از المپیک و کنارگذاشتن تکواندو، به جرگه مربیان یا مدیران خواهید پیوست یا تحصیلات‌تان را ادامه خواهید داد؟

به هر حال هر کاری انجام دهم در کنارش تحصیلاتم را با جدیت دنبال خواهم کرد. من دانشجوی کارشناسی تربیت‌بدنی هستم و جدیتم در ورزش، لطمات زیادی به تحصیلاتم زده است. در حالی که باید اکنون مدرک کارشناسی ارشد را گرفته باشم و در آستانه دکترا قرار گیرم، خیلی از درس عقب افتاده‌ام. به هر حال بعد از المپیک لندن، زندگی تازه‌ای متفاوت با دوران پیش از آن را آغاز خواهم کرد.

مجید عباسقلی / گروه ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها