نگاهی به چگونگی هزینه های آموزشی خانواده های ایرانی

آمار منتشر شده حاکی است ، میزان جمعیت باسواد ایران در سال 1365 از میان 38 میلیون و 709 هزار نفر، حدود 23 میلیون و 913 هزار نفر بوده است ، که این تعداد در 10 سال بعد
کد خبر: ۴۱۹۵۳
(1375)از میان 52 میلیون و 295 هزار نفر به 41 میلیون و 582 هزار نفر رسیده است.
چنین آماری ، غیر از رشد موالید به مساله آموزش نیز اشاره دارد، بدین معنی که نشان می دهد خانواده ها به آموزش بیش از گذشته توجه دارند.
با نگاهی دقیق تر به مساله رشد سوادآموزی می توان به این نکته رسید که ارتقای سطح سوادآموزی مستلزم هزینه بسیاری برای خانواده هاست.
طبق آمار موجود در سال تحصیلی 1381-82، به طور کل 17میلیون و 196 هزار و 588 نفر در حال تحصیل در مقاطع پیش دبستانی تا پیش دانشگاهی بوده اند، که هزینه تحصیل و آموزش برای هر خانواده در این سال 773هزار و 453ریال برآورد شده است.
در برخی مدارس غیرانتفاعی و یا مدارس خصوصی به ارقامی تا 3-4 میلیون تومان هم می رسیم. کارشناسان اجتماعی معتقدند مساله تحصیل و آموزش در کشور ما به سوی چند دسته شدن پیش می رود.
گروه اول ، کسانی هستند که فرزندان خود را در مدارس دولتی ثبت نام می کنند. این خانواده ها می دانند که تنها در شرایط خاصی مدرسه از آنان هزینه هایی مطالبه می کند.
گروه دوم ، خانواده هایی هستند که فرزندانشان را در مدارس نمونه ثبت نام می کنند. این مدارس که هزینه های بیشتری را از مدارس دولتی دریافت می کنند، به نظر می آید که امکانات وسیعتری هم در اختیار دانش آموزان قرار دهند، که برخی والدین اظهار می کنند عملا چنین چیزی وجود ندارد.
گروه سوم ، گروهی هستند که به مدارس غیرانتفاعی یا خصوصی معروفند و والدین چنین دانش آموزانی بدون هیچ نگرانی هزینه تحصیل فرزندانشان را تامین می کنند.
آرش وکیلی 37 ساله ، مهندس راه و ساختمان می گوید: «فرزندم را در یک مدرسه غیرانتفاعی شهرک غرب ثبت نام کردم.
هزینه سالانه این مدرسه با کلاسهای فوق برنامه رایانه ، کلاسهای ورزش ، زبان انگلیسی و ناهار و تغذیه همین طور گردشهای تحصیلی چیزی حدود 4 میلیون درمی آید، که تمام ساعات پسرم را به طور کامل پر می کند.»
کارشناسان اقتصادی معتقدند که فرزندان ، تا پایان دوره متوسطه وابسته به والدین خود هستند؛ چه از لحاظ آموزشی و چه از لحاظ اقتصادی.
دلیل این وابستگی هم عدم ورود فرزندان به بازار کار است که به طور طبیعی این وابستگی اقتصادی باید بعد از پایان دوره متوسطه قطع شود و فرزندان در مقاطع عالیه یا همان دانشگاهی هزینه های تحصیلی خود را پرداخت کنند، ولی عملا چنین چیزی نیست و شاهد هستیم که فرزندان حتی بعد از اتمام دوره متوسطه و آغاز دوره آموزش عالی باز از نظر اقتصادی برای ادامه تحصیل به خانواده های خود وابسته اند.
مهدی کسرایی ، 22 ساله و دانشجوی گرافیک می گوید: «سال دوم دانشگاه هستم ، ولی پدرم خرج دانشگاه مرا می دهد.
فکر نکنید از این بابت راضی ام ، اصلا، ولی وقتی کاری نمی توانم پیدا کنم ، تا خرج خودم را بدهم ، چکار باید کرد؛ تا به حال به چند جا سر زدم ، ولی می خواهند به صورت کارآموزی و بدون دستمزد با آنان کار کنم ، که زیر بار نمی روم.»
شاید عدم کار مناسب با رشته تحصیلی دانشجویان باعث شده است که آنان برخلاف نیازهای اساسی جامعه رشته ای را برگزینند و هزینه های تحصیلی برای خانواده متحمل شوند.
یکی از دانشجویان دانشگاه درخصوص هزینه های تحصیلی دانشگاه می گوید: «هزینه ها بر حسب رشته متفاوت است. به طور مثال ، رشته های پزشکی و فنی شهریه های ثابت بالایی دارند، یا رشته های هنری مثل معماری ، گرافیک و طراحی صنعتی نیز هزینه های چشمگیری دارند و گرچه به نظر می رسد رشته های علوم انسانی کمتر هزینه دارند، اما چنین نیست.
به طور مثال ، شهریه ثابت ، یکی از دوستان من که حقوق می خواند، چیزی نزدیک به 130 هزار تومان است ، که با واحدهای هر ترم حدود 200 هزار تومان می شود. جامعه شناسان به نکته دیگری اشاره دارند.
می گویند بعد از پیروزی انقلاب ، دانشگاه محلی بود که فرصتهای تحصیلی بیشتری در اختیار دختران قرار داد، به طوری که آنان پس از به پایان بردن مقاطع کاردانی و کارشناسی گاه به علت نیافتن شغل مناسب از یک سو و تصمیم نداشتن برای ازدواج از سوی دیگر، روی به ادامه تحصیل با مدرک بالاتر، یا رشته تحصیلی آوردند، تا بدین وسیله از خانه نشینی فرار کنند.
در واقع ادامه تحصیل وسیله ای شد برای آن که بگویند اگر شوهر نکرده ایم ، به خاطر ادامه تحصیل است که همین مساله یعنی میل به ادامه تحصیل گاه هزینه های غیرضروری متوجه خانواده ها کرده است.
البته جامعه شناسان معتقدند این رویه درباره پسران نیز قابل تعمیم است و گویا ادامه تحصیل تنها راهی است که پیش روی جوانان باقی می ماند.
سمیرا صالحی ، 23 ساله می گوید: «رشته مامایی دانشگاه آزاد می خوانم. جایی هم مشغول کار نیستم . هزینه تحصیلم بالاست.
پدرم کارمند و مادرم خانه دار است . یک خواهر دیگر هم دارم ، که سال دیگر باید به کلاس کنکور برود و مسلما هزینه او هم روی شهریه دانشگاه من می آید. دلم برای پدرم می سوزد».
هزینه تحصیل دوره دبستان ، راهنمایی و دبیرستان هر دانش آموز از یک سو و پایان بردن هزینه های کلاس کنکور و بعد از آن دانشگاه از سوی دیگر فشاری است مضاعف بر خانواده ، بخصوص نان آور خانواده که افزایش درآمد او تناسبی با هزینه های جاری زندگی ندارد و از همین جاست که چند شغله بودن مردان خانه ، به همراه کار زنان در خارج از خانه اهمیت پیدا می کنند؛ آن هم در زمانه ای که والدین تمام توان خود را صرف تامین رفاه فرزندان و پیشرفتشان می کنند و حتی در مقاطعی از تامین حداقل نیازهای خود به خاطر بچه ها چشمپوشی می کنند.
در واقع به نظر می رسد آنان تحقق آرزو و آمال به دست نیاورده خود را در فرزندانشان جستجو می کنند و حاضرند سختی زیادی را به خود هموار کنند تا فرزندانشان زندگی راحتی داشته باشند.
سیروس دهقان ، 52 ساله می گوید: «سه شغله هستم و بجرات می توانم بگویم دوسوم هزینه ها را صرف تحصیل و نیازهای روزمره فرزندانم می کنم.
2 پسر دارم که هر دو دانشجو هستند. البته سعی کردند کاری دست و پا کنند، ولی تا به حال موفق نشده اند. جوانند. باید کمکشان کرد».
البته این نکته را همین جا باید متذکر شد که برخی از خانواده ها حتی استطاعت مالی برای گذاشتن فرزندان خود در مدارس دولتی و تامین هزینه جانبی مثل کلاسهای فوق برنامه و کنکور را ندارند و چه بسیار هستند کودکان ، نوجوانان و جوانان و دوستداران دانش و علم که به خاطر فقر مالی قادر به تحصیل یا ادامه آن نیستند و حتی وامهای تحصیلی دانشگاه ها نتوانسته برای آنان کارساز باشد.
یوسف عبدی ، 27 ساله می گوید: «ترم سوم بودم که ترک تحصیل کردم.
برای پرداخت هزینه دانشگاه دچار مشکل شدم . خواستم وام بگیرم ، ولی دیدم نصف هزینه ترم را باید اول پرداخت می کردم ، یعنی چیزی حدود 150 هزار تومان و نصف دیگر شهریه در 2برج تقسیم می شد.
هر چه گفتم ندارم ، فایده نداشت. ترک تحصیل کردم. الان در یک فروشگاه کار می کنم.
دوست همراه او می گوید: خود من به علت درآمد متوسط پدرم که 4 فرزند مدرسه ای دارد، مجبور شدم بعد از دیپلم ترک تحصیل کنم.
الان خواهرم که سال آخر دوره راهنمایی است ، باید ترک تحصیل کند و همراه پدرم به کارخانه تولید شوینده ها برود، تا هزینه زندگی خود را درآورد.
در منطقه ای که ما زندگی می کنیم ، خیلی از نوجوانان نان آور خانه هستند و اصلا قادر به مدرسه رفتن نیستند.

پاکسیما مجوزی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها