حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
کسانی که شائبه پر ترافیک بودن جشنوارههای هنری داخلی را در بوق میکنند و لب به انتقاد میگشایند، اگر گوشه چشمی به کشورهای پیشرو در عرصههای فرهنگی بیندازند، بر خلاف انتظار خواهند دید که هر روز شهری در آنها، میزبان رویدادی سینمایی، موسیقایی، تئاتری یا... است.
این مقدمه را از آن جهت آوردم تا ادامه مطلب، این شبهه را ایجاد نکند که انتقاد وارده به شیوه برنامهریزی و اجرای جشنوارههای فرهنگی در کشور، به دلیل زیاد بودن آنهاست و مثلا باید از تعدادشان کاست.
برای روشن شدن موضوع، به چند جشنواره و رویداد هنری در حوزه موسیقی، نمایش و هنرهای تجسمی اشاره میکنم که متاسفانه آن طور که شاید و باید، تاثیر مورد انتظار را در فضای فرهنگی کشور نداشتهاند.
ابتدا به سراغ جشنواره نمایشهای آیینی و سنتی میروم که 2 شب پیش پانزدهمین دورهاش به پایان رسید؛ رویدادی که بخشهای عمدهای از آن تکرار برنامههای سالهای گذشته بود.
این جشنواره که جلسات بخش سمینار آن با حضور مخاطبان اندک برگزار میشد، در مراسم اختتامیه با چنان انبوهی از جمعیت روبهرو شد که محوطه تالار وحدت را به پارکی تفریحی تبدیل کرده بودند و فرصت طلایی برای تبادل اطلاعات دانشجویان و هنرمندان تئاتر با پیشکسوتان نمایشهای سنتی را هدر دادند.
مورد دیگر، جشنواره موسیقی نواحی است که از جمله در دوره امسال آن هیچ گاه اجراهای استادانی که در آن به روی صحنه میروند، ضبط نشده و در اختیار علاقهمندان قرار نگرفته است، این واقعیت زمانی تاسفبارتر میشود که بدانیم بسیاری از این پیشکسوتان دیگر در قید حیات نیستند.
آخرین مورد هم، برپایی نمایشگاه بزرگان نقاشی قهوهخانهای در موزه امام علی (ع) است که به دلیل برنامهریزی و اطلاعرسانی نامناسب، این روزها تنها شاهد تعداد انگشتشماری بازدیدکننده است. این سه رویداد هنری، تنها نمونههایی از این دست هستند که متاسفانه بهرهبرداری مناسبی از آنها نمیشود و به فرصتی سوخته بدل می شوند.
مهدی یاورمنش
گروه فرهنگ و هنر
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....