در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
درست است که معمولا نقشهایی که بازی میکنید رگههایی از طنز دارند؟
چون خیلی حضور در کارهای طنز را دوست ندارم. بعد از مجموعه دلنوازان پیشنهاد کار طنز زیاد داشتم ولی از ته دل راضی نبودم. شاید این اتفاق به نوع بیانم برمیگردد، چرا که همیشه سعی میکنم به نقشم شیرینیهایی اضافه کنم.
پیام را چگونه شخصیتی میبینید؟
من کلا با تیپ مخالفم و معمولا از آن پرهیز میکنم. در این مجموعه هم سعی زیادی کردم تا بیننده پیام را یک کاراکتر طنز صرف نبیند. حتی تلاش کردم برخلاف بقیه نقشهایم، پیام را جدیتر دنبال کنم. درست است که این شخصیت در طول داستان مرتکب اشتباهاتی میشود و مسیر زندگی خود و خانوادهاش را به مشکل میرساند ولی به نظرم آدم بدی نیست. اگرچه از پول خوشش میآید و برای رسیدن به آن تلاش میکند ولی خیلی هم پولپرست نیست و اتفاقا جاهایی هم عذاب وجدان دارد. پیام یک شخصیت ساده و بیآلایش است. خیلی سعی کردم شیطنتهای پیام را در ارائه این شخصیت کم کنم.
بعد از مجموعههای ترانه مادری و دلنوازان این سومین همکاری شما با حسین سهیلیزاده است؛ مجموعههایی که همه پربیننده بودند.
حسین سهیلیزاده و کارهایش را بسیار دوست دارم و همیشه به او مدیونم. ترانه مادری اولین سریالی بود که در آن بازی کردم و باعث دیده شدن و معرفی من به مخاطب شد. همیشه هم گفتهام که سهیلیزاده یک جورایی در این عرصه من را بزرگ کرد. ایشان خصوصیات منحصربهفردی دارند و طی سالهای کاری خود ثابت کرده برای مخاطب احترام ویژهای قائل است.
بعد از مجموعه دلنوازان تا امروز خیلی کمکار شدید و تنها در یک تله فیلم تلویزیونی بازی کردید.
پیشنهاد بازی در تله فیلم زیاد داشتم، البته یک حضور کوتاه هم در فیلم سینمایی «نفوذی» داشتم. دوست دارم در کارهای خوب و قابل قبول بازی کنم بویژه اینکه این اواخر هم خیلی نسبت به خودم سختگیر شدهام و سعی میکنم به هر پیشنهادی جواب مثبت ندهم. اوایل خیلی شتابزده انتخاب میکردم ولی الان به جایی رسیدهام که تنها دیده شدن صرف برایم مهم نیست. این گزیده کاری را در حال حاضر صحیح میبینم. 2 کار سینمایی هم دارم که هنوز پخش نشده و تعداد زیادی فیلمنامه پیشنهادی که مشغول بررسی آنها هستم. از طرفی خودم میخواستم که یک مدت نباشم. در جریان بودم که قرار است مجموعه «سه، پنج، دو» ساخته شود و دلم میخواست دیده نشوم تا زمانی که نقش پیام را بازی میکنم.
معمولا برای نقشهایی که انتخاب میکنی از کسی هم مشورت میگیری؟
حتما. فکر میکنم همه ما آدمها برای انجام کارهایمان به مشورت نیاز داریم بخصوص این که هنوز جوان و کمتجربه هستم و به مشورت بیشتری نیاز دارم. همیشه برای انجام کارهایم با آقای سهیلیزاده و علیرضا امینی، کارگردانهایی که با آنها کار کردم مشورت میکنم و کمک میگیرم. اینها کسانی هستند که حق زیادی به گردن من دارند. در این مجموعه هم برای مشاورههای ورزشی از راهنماییهای دوست خوبم آرش ظلیپور استفاده کردم.
نگران نبودید که ممکن است با بازی در این نقش و این مجموعه خیلی از اهالی فوتبال یا حتی دوستان فوتبالیست خود را از خود برنجانی؟
اوایل که هنوز کار شروع نشده بود کمی نگران بودم. بویژه اینکه تجربیات طی این سالها نشان داده بود همیشه شوخی با طیف خاص یا قشر خاصی از جامعه معمولا بازتابها و عکسالعملهای زیادی را به همراه دارد، ولی خوشبختانه این اتفاق برای مجموعه «سه، پنج، دو» نیفتاد. شاید یکی از دلایل این بود که سهیلیزاده طی این سالها یک جورایی امتحان خودش را پس داده و کارنامه مشخصی دارد. دلیل دوم هم این بود که نه تنها موضعگیری خاصی نسبت به این مجموعه اتفاق نیفتاد بلکه خیلی از اهالی فوتبال هم به ما کمک کردند و خودشان خیلی از این مسائل و شوخیها را قبول داشتند.
در کارنامه کاری، شما همیشه در مجموعههای هر شبی حضور داشتهاید. فکر نمیکنید این تکرار هر شبی ممکن است مخاطب را خسته کند؟
نه، به نظرم اگر مجموعهای توانایی هر شب دیدهشدن را داشته باشد نه تنها این اتفاق نمیافتد بلکه به جذابیت کار هم کمک میکند.این سریالهای هرشبی هم برای بازیگر خوب است و هم برای مخاطب، چرا که پخش هر شبی کمک میکند تا مردم بتوانند با شخصیتهای قصه بهتر ارتباط برقرار کنند. اتفاقی که در این مجموعه افتاد این بود که سعی شده از چیدمان تکراری بازیگران طنز که دیگر برای مردم آن جذابیت لازم را ندارند، جلوگیری کند. اگر خوب دقت کنید میبینید که همه بازیگران در این سریال در نقشهایی قرار گرفتهاند که سابق بر آن چنین نقشی را تجربه نکردهاند و به نظرم یکی از نقاط مثبت و قوی این مجموعه همین است.
احساس میشود شما هم تا حدی از تکرار و کلیشه شدن پرهیز میکنید.
دقیقا همینطور است. به هر حال من بازیگرم و تا زمانی که مخاطب حضور من را بپذیرد، انگیزه و جرات بازی کردن دارم. شاید دلیل اصلی کلیشه شدن خیلی از بازیگران ما به قصههایی برمیگردد که به آنها پیشنهاد میشود. از طرفی اگر به عنوان یک بازیگر در یک نقش خوب ظاهر شوی در بقیه کارهایت هم دقیقا عین آن نقش را به تو پیشنهاد میدهند. من به این قضیه خیلی حساسم و تلاش میکنم حداقل این اتفاق برای من که تازه در ابتدای راه هستم نیفتد. همانطور که در جواب سوالهای قبلیتان هم گفتم اگر به نقش پیام خوب دقت کنید آن شیطنت همیشگی را در کاراکترش نمیبینید.
خیلیها معتقدند که سیاوش خیرابی از آن دسته بازیگرانی است که بشدت بداهه گویی را در کارهایش لحاظ میکند، قبول داری؟
شاید خیلی جاها هم این اتفاق بیفتد ولی جدا و به دور از نظر کارگردان نیست، چرا که همیشه خودم را به متن وفادار میدانم. البته سهیلیزاده هم از آن دسته کارگردانهایی نیست که دست بازیگر را ببندد و اجازه بروز خلاقیت را به او ندهد. معمولا سر تمرینهایی که داریم اگر چیزی به نظرم برسد با ایشان در میان میگذارم و در صورت موافقت ایشان در بازیام لحاظ میکنم.
با توجه به اینکه هنوز هم تصویربرداری مجموعه ادامه دارد برایت سخت نیست که هر روز مجبوری طبق متن همان روز شخصیت جدیدی از پیام را خلق کنی؟
پیام از قبل تعریف شده است و اینها فقط اتفاقات روزمرهای است که به بازی من کم یا اضافه میشود و دیگر این روال همزمان تولید و پخش برایم عادی شده است. در سریال دلنوازان و ترانه مادری هم همین روال برقرار بود. به نظرم باید در مجموعههای هر شبی چنین اتفاقی بیفتد چرا که بازتابی که از مخاطب گرفته میشود بسیار به نفع کار است. وقتی مثلا ادای حرکت خاص یا بیان دیالوگی از نظر مردم مورد توجه قرار میگیرد بازیگر سعی میکند در قسمتهای بعدی هم آن را تکرار کند.
«سه، پنج، دو» را یک طنز موقعیت میبینی یا طنزی که برمبنای کاراکتر و بازیگر پیش میرود؟
«سه، پنج، دو» یک طنز موقعیت است و اساسا موقعیت در این مجموعه روایت طنز را پیش میبرد. این دلیل اصلی دیده شدن یک مجموعه با محتوای طنز است چرا که دیگر سالهاست طنزهای کاراکترمحور جواب نمیدهد. شخصیتهایی که با ادا و اصول خاص و گریمهای غیرقابل باور و غلو شده در یک مجموعه طراحی میشوند ممکن است برای یکی دو بار مخاطب خود را بخنداند ولی برای تکرار، قطعا او را زده خواهد کرد. شما در این کار میبینید که هیچ کدام از کاراکترها گلدرشت و برجستهتر از بقیه نیستند. هدف نویسنده هم این بوده که مجموعه را با موقعیتهای کمیک و طنز جلو ببرد.
نقشهایی که طی این سالها بازی کردهای نقشهای قابل قبولی بودهاند که در دسته مشخصی به لحاظ مثبت یا منفی قرار نمیگرفتهاند. معمولا چه ابزارهای خاصی در نوع بازی لحاظ میکنی؟
معمولا وقتی فیلمنامه را میخوانم سعی میکنم آنرا در زندگی خودم لحاظ کنم و خودم را در موقعیتی قرار دهم که اگر عین این اتفاق برای خود من بیفتد چه عکسالعملی نشان میدهم.
وقتی کاری به شما پیشنهاد میشود اولویت اولت چه چیزی است؟
معمولا فیلمنامه برایم خیلی مهم است و بعد هم نقشی که قرار است بازی کنم. اینکه آیا نقشی هست که بتوانم از پس اجرای آن برآیم ودیگر اینکه مخاطب هم دوستش داشته باشد.
و صحبت آخر...
برای ساخت این مجموعه همه عوامل زحمت زیادی کشیدند و سعی همه ما بر آن بوده که کار ارزشمندی خلق کرده باشیم. تنها خواهشی که از مسوولان دارم این است که از این کار حمایت کنند. خیلی وقتها پیش آمده که تغییراتی در زمان پخش سریال پیش آمده تا جایی که حتی خود ما هم نمیدانستیم کار قرار است چه ساعتی پخش شود. همه باید کمک کنند تا «سه، پنج، دو» به خوبی دیده شود.
شبنم مدنی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: