به این ترتیب، دو روز پیش متهم در زندان مرکزی بندرعباس به دار مجازات آویخته شد تا پرونده وی برای همیشه بسته شود. به گزارش «جامجم»، رسیدگی به این پرونده هنگامی در دستور کار ماموران قرار گرفت که مردی با حضور در پاسگاه روستای مهرغان از توابع بخش میناب استان هرمزگان از گم شدن دختر پنجسالهاش خبر داد. شاکی به پلیس گفت: دختر بزرگم باردار است. شوهرش روزها سر کار میرود و دخترم تنها میماند. بنابراین دختر پنجسالهام را به خانه او فرستادم. روز حادثه داماد جوانم با موتور به دنبال دخترم آمد و او را با خودش برد اما پس از آن دیگر هیچ کس دخترم را ندیده است. با تشکیل پرونده قضایی در این زمینه، داماد خانواده احضار شد و تحت بازجویی قرار گرفت. مرد جوان به پلیس گفت: از وقتی که زنم باردار شده، هر روز خواهرزن خردسالم را به خانهمان میبردم تا همسرم تنها نباشد و شبها وقتی از سر کار برمیگشتم دوباره او را به خانهشان برمیگرداندم. دیشب هم مثل شبهای قبل خواهرزنم را به خانه پدرش بردم و او به سمت در خانهشان رفت و من نزد همسرم بازگشتم.
در پی اظهارات مرد جوان ماموران به تحقیق از همسایگان شاکی پرداختند و معلوم شد هیچ فردی دخترک را شب قبل از گم شدن ندیده است.
اعتراف به قتل کودک
در مرحله بعدی تحقیقات داماد خانواده دوباره بازجویی شد و به تناقضگویی پرداخت تا اینکه به کشتن دختر خردسال اعتراف کرد و گفت: شب حادثه در حالی که خواهرزنم پشت موتورسیکلتم نشسته بود، به طرف پمپ بنزین در حال حرکت بودیم که در بین راه ناگهان از موتورسیکلت بر زمین افتاد. وی اضافه کرد: وقتی سراغ او رفتم متوجه مرگ دختر خردسال شدم. از شدت ترس جسد خواهرزنم را به یک باغ لیمو در روستای تخت بردم و دفن کردم. با اعتراف مرد جوان، کارآگاهان جنایی به همراه وی به محل دفن جسد اعزام شدند و دختر کوچولو را از یک گودال بیرون آوردند. به این ترتیب، جسد دختر خردسال به پزشکی قانونی منتقل شد و پزشکان نظر دادند وی پیش از مرگ مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. با مشخص شدن این موضوع روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله جدیدی شد. عامل جنایت دوباره بازجویی شد و در پی اظهارات متناقض عاقبت اعتراف کرد خواهرزن خردسالش را در دام شیطانی خود گرفتار کرده و بعد او را کشته است. پس از تحقیق و محاکمه مرد آزارگر، حکم اعدام متهم به اجرا درآمد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم