اتاق بازرگانی در 4 سال گذشته توانست با ایجاد تعاملاتی با دستگاههای مختلف و همچنین توسعه روابط بینالملل خود گامهای مثبتی بردارد و انتخابات دور هفتم نیز نشان داد که با وجود پارهای انتقادات به عملکرد اتاق بازرگانی، باز هم دیدگاه نوآوری رای آورد. به عقیده شما در 4 سال آینده اتاق بازرگانی باید در چه مسیری حرکت کند تا بتواند اتاق را به جایگاه اصلی برساند؟
سیاستهای اصل 44 قانون اساسی، برنامه پنجم توسعه و حتی بودجه سال 90 حاکی از این است که همه در نظام پذیرفتند لکوموتیو اقتصاد باید بخش خصوصی باشد. بنابراین به نسبتی که فضا برای فعالیت بخش خصوصی آماده میشود، بخش خصوصی نیز باید نشان بدهد که قابلیت پذیرفتن مسوولیتها را دارد. تنها نهادی که بخش خصوصی دارد و رسمی و قانونی است و در مجلس به تصویب رسیده، اتاق بازرگانی است که دولتیترین نهاد بخش خصوصی و خصوصیترین نهاد بخش دولتی به حساب میآید. ما خواستاران تحول در استراتژی که روز اول برای اتاق تعریف کردیم گفتیم که اتاق دو ماموریت دارد که عبارت است از ارتقای جایگاه بخش خصوصی و دوم توانمندسازی بخش خصوصی .
وظیفه هیات رئیسه برای ارتقای جایگاه بخش خصوصی این است که اول باید جایگاه اتاق را ارتقا بدهد و دوم این که بتواند اعضای اتاق را توانمند بسازد. خوشبختانه در 8 ـ7 سال گذشته اتفاقات خوبی در اتاق تهران افتاد و آن به عنوان اتاق پیشرو یکسری از ایدهها و طرحها را مطرح کرده بود و بتدریج این ایدهها به یکسری جاها نیز سرایت کرد.
به طوری که ما در دور قبل شاهد تغییر و تحولاتی در اتاق ایران بودیم، ولی با وجود باز شدن فضا همچنین ارتقای جایگاه اتاق و توسعه روابط بینالمللی و نفوذ اتاق در مجلس آنطور که انتظار بود از نظر اجرایی اتاق ایران در توانمندسازی اعضا، تشکلها و حمایت از آنها موفق عمل نکرد.
دلایل این عدم موفقیت چه بود؟
شاید در تیم اجرایی مشکل وجود داشت. بالاخره هیات رئیسه یک تیم افتخاری است و نمیتوانید از آن انتظار داشته باشید اعضا همه زندگی خود را رها کرده و هر روز به اتاق بیایند. قرار نیست هیات رئیسه کار اجرایی کند در واقع وظیفه آنها سیاستگذاری و هدایت است. اتاق یک تیمی میخواهد که بتواند کارهای اجرایی را پیگیری کند. در 4 سال گذشته متاسفانه اتاق بازرگانی به میزان توسعه فعالیتی که پیدا کرد، نتوانست توسعه مدیریت پیدا کند. در واقع ساختاری از قبل داشت که نتوانست با وضعیت جدید پیش برود و اتاق را متحول کند. بنابراین انتظارات برآورده نشد و انتقادات از عملکرد کلی اتاق ضمن این که عملکرد آقای نهاوندیان را مثبت میدانستند، وجود داشت.
چند درصد تفاهمنامه و موافقتنامههای امضا شده روی کاغذ باقی مانده و به آن عمل نشده است؟
بیش از 90 درصد توافقنامهها و تفاهمنامههای امضا شده با وزارتخانههای بازرگانی، صنعت، سازمان توسعه تجارت و وزارت اقتصاد روی کاغذ باقی مانده است، چون هیچکس نبود که اینها را اجرایی کند. همینطور دبیرخانه کمیسیونها هیچکدام دبیرخانه منسجمی نبود که بتواند کاری انجام دهد. در واقع در این 4 سال فضای خوبی ایجاد شد و فرصتهای خوبی پیش آمد، اما در اجرا از آنها خوب استفاده نشد. با مروری بر عملکرد کمیسیونهای تخصصی اتاق به نظر میرسد این کمیسیونها نیز هنوز انتظاری را که از آنها وجود دارد، نتوانستند پاسخ دهند.
با وجود تحریمها آماری که از صادرات غیرنفتی ارائه میشود، روند صعودی دارد. این افزایش رقم صادرات غیرنفتی، دستاورد چه اقداماتی است و اگر این تحریمها وجود نداشت، آیا به رقمهای بالاتری دست مییافتیم؟
واقعیت این است که موفقترین بخش اقتصادی در برنامه چهارم توسعه، بخش صادرات کشور است و دلیلش این است که دولت دخالت نکرد و روندهایی که از گذشته شروع شده بود، دولت پذیرفت و آنها را ادامه داد.
راهکارهایی چون حذف مالیات، اعطای جوایز صادراتی، اعطای وام با کارمزد کمتر برای صادرات و انتخاب صادرکننده نمونه از جمله روندهایی بود که از سالهای گذشته شروع شده بود و در دولت نهم و دهم هم این روند ادامه پیدا کرد و قبول کرد که صادرات یک پروسه طولانی مدت است. در واقع یکسری زمینهسازیها از قبل انجام شده بود و یکسری سرمایهگذاریهای صادراتی در بخش فولاد، پتروشیمی و معدن انجام شد که تولید صادراتی محسوب میشد که هر سال به بهرهبرداری رسیده و باعث افزایش رقم صادرات غیرنفتی شد.
آیا هدف 45 میلیارد دلاری صادرات غیرنفتی امسال قابل تحقق است؟
این رقم، رقم بزرگی است، اما آمار 2 ماهه اول امسال نشان میدهد که این رقم غیرقابل دسترسی نیست. در واقع در این 2 ماه 6 میلیارد و 200 میلیون دلار محقق شده است. هر چند میتوان گفت 6ـ5 ماه اول سال معمولا صادرات کمتر است به خاطر این که فعالیتهای تولیدی در کشور کمتر است و در 6ماهه دوم سال عمده فعالیتها صورت میگیرد و صادرات روبه فزونی میرود. بنابراین اگر در 2 ماه نخست سال که فعالیتهای اقتصادی کمتر است، حدود 6200 میلیارد دلار صادرات صورت گرفته اگر ضرب در 6 بکنیم، حدود 38 میلیارد دلار قابل دسترسی است. با اجرای پروژههای بزرگ پتروشیمی نیز امسال 6 میلیون تن محصولات پتروشیمی افزایش پیدا میکند که عمدتا صادراتی است یا اگر فازهای 15 و 16 به بهرهبرداری برسد، میعانات گاز هر فازی 40هزار بشکه میشود که 5ـ 4 میلیون دلار صادرات آن میشود.
محصولات پتروشیمی از صادرات غیرنفتی چه سهمی دارد؟
از 45 میلیارد دلار صادرات غیرنفتی 14 میلیارد دلار آن را برای محصولات پتروشیمی در نظر گرفتهاند. الان چیزی حدود 50 درصد سهم صادرات غیرنفتی کشور در بخش پتروشیمی و فرآوردههای نفتی و میعانات گازی است.
با توجه به اینکه اینها پایه نفتی است، آیا میتوان آن را صادرات غیرنفتی نامید؟
حسینی: بیش از 90 درصد توافقنامهها و تفاهمنامههای امضا شده با وزارتخانههای بازرگانی، صنعت، سازمان توسعه تجارت و وزارت اقتصاد روی کاغذ باقی مانده است، چون هیچکس نبود که اینها را اجرایی کند
این اصطلاح، اصطلاح غلطی است. بالاخره یا صادرات است یا نیست، ارزش افزوده ایجاد میشود یا نمیشود. عدهای میگویند پایه نفتی است پس صادرات غیرنفتی نیست. اشتباه است. هیچ جای دنیا این طور تعریف نمیشود که این محصولات صادرات نفتی است یا غیرنفتی است. آلمان در حال حاضر اصلا نفت ندارد؛ اما نفت وارد میکند و با ارزش افزوده بیشتر محصولات پتروشیمی صادر میکند.
متاسفانه در بحث محصولات پتروشیمی در زمینه صنایع پاییندستی و مهندسی پلیمر، توسعه زیادی پیدا نکردیم که بتوانیم ارزش افزوده بیشتری ایجاد کنیم و در حال حاضر محصولات به پایه نفتی نزدیکتر است.
در دنیا میگویند زنجیره پتروشیمی یک برسه است، یعنی اگر 45 میلیون تن تولید میکنید، باید 15 میلیون تن محصول نهایی به بازار بدهید. 42 میلیون تن تولید محصولات پتروشیمی است؛ چیزی که به بازار آمده حدود 5/12 میلیون تن به حوزه صادرات آمده و 3ـ 2 میلیون تن هم در بازار داخلی فروش کرده است. البته نمیخواهم بگویم زنجیره پتروشیمی خیلی عمیق است؛ چون هنوز خیلی محصولات هست که میتواند کار بیشتری روی آن صورت گیرد؛ اما آیا میتوانیم در پلیاتیلن در زنجیرههای بیشتری وارد شویم، بله. در دنیا 3000 محصول پتروشیمی تولید میشود که ما 60 تا 70 رقم محصول پتروشیمی تولید میکنیم؛ اما آیا اینکه میتوانیم در حال حاضر بسیاری محصولات پتروشیمی را در این زنجیره تولید کنیم، در اینجا بحث تحریمها پیش میآید. با توجه به تحریمها خیلی نمیتوانیم این زنجیره را عمیق کنیم و توسعه بدهیم مثلا در زمینه پلیاتیلن این زنجیره را نداریم؛ اما در متانول داریم. طرح توسعه متانول را پیاده میکنیم؛ چون دانش فنی آن را داریم و امکان خرید تجهیزات آن وجود دارد. اگر در شرایط غیرتحریمی بودیم، جهت سرمایهگذاری را به سمت توسعه زنجیره پتروشیمی میبردیم؛ اما ما فعلا همان زنجیره قبلی را تکرار میکنیم. در واقع برای توسعه زنجیره هم بحث سرمایهگذاری مطرح است و هم دانش فنی که در اینجا تحریمها مانع ایجاد کرده است.
البته در فروش محصولات پتروشیمی بهرغم تحریمها هیچ مشکلی نداریم و کیفیت محصولات تولیدی بسیار خوب است؛ اما نکته دیگر این است که ما میتوانیم محصولات دیگری از آن بگیریم؛ اما نمیتوانیم. مثلا چینیها مازوت ما را میخرند و روی آن کار انجام میدهند و از آن محصول میگیرند، چون پالایشگاههای ما خیلی مدرن و مجهز نیست.
اما در مجموع صنعت پتروشیمی از صنایع پیشرفته کشور است. با وجودی که سالهاست ما در صنعت پتروشیمی فعال هستیم؛ اما هنوز نیازمند دانش فنی و تکنولوژیهای روز دنیا هستیم.
اینکه ما در نیروی انسانی و دانش فنی عقب هستیم، شکی وجود ندارد. ما 102 سال است که نفت داریم؛ اما هنوز در طراحیهای بیسیک باید از خارجیها استفاده کنیم و هنوز دانش فنی نداریم. هنوز در ساخت تجهیزات عقب هستیم و اکثر فارغالتحصیلان ما میروند سمت رشتههای غیرنفتی. دانشگاه نفت ما بهترین دانشگاه نیست. بهترین نیروها به جای اینکه بروند سمت رشتههای نفت ، معدن، پتروشیمی، پلیمر و کشاورزی که نیاز کشور است، به سمت رشتههای دیگر میروند.
در این سالها در صنعت پتروشیمی چه میزان توانستیم جذب سرمایهگذاری خارجی کنیم؟
تا قبل از تحریمها تا سال 84 ما هرچه سرمایهگذاری بزرگ در کشور کردیم یا به صورت فاینانس بوده یا بایبک خارجی، درواقع هیچ پروژه نفتی و پتروشیمی و فولادی با بودجه دولت و نفت راه نیفتاده است و همه پروژههایی بودند که از طریق منابع خارجی تامین مالی شده است. در واقع ما همه پروژههایمان تا سال 84 و 85 حتی مترو را توانستیم با فاینانس خارجی انجام دهیم. با بودجه دولت هیچ موقع نتوانستیم کار عظیمی را انجام دهیم. اگر سدی ساخته شد کارخانه و پالایشگاهی ساختیم از این طریق تامین مالی شده اما در سالهای گذشته بهخاطر تحریمها و به خاطر این که فاینانسها به رویمان بسته شد، کارمان پیش نمیرود. سال گذشته دولت 8000 میلیارد تومان از منابع شرکت نفت را نداده است وقتی شما بودجه یک وزارتخانه را ندهید، معلوم است که کسری بودجه میآورد و پروژههایش راه نمیافتد. برای پروژههای عسلویه قراردادی بسته شد که 37 ماهه تحویل داده شود، الان 12 ماه گذشته و تنها حدود 5 درصد پیشرفت کرده است وقتی علتش را جستجو میکنیم، میبینیم بموقع پول تزریق نشده و پروژه با کندی پیش میرود.
چند درصد کالاهایی که به کشور وارد میشود، مصرفی و چند درصد ماده اولیه و واسطهای است؟
بیش از 40 درصد کالاهای وارداتی به کشور مصرفی است. در حالی که مسوولان این رقم را 15 درصد اعلام میکنند. مسوولان گمرک گندم را جزو کالاهای واسطهای میدانند نه مصرفی. مثلا دو سال گذشته که 7 میلیارد دلار بنزین وارد کشور میشد آن را جزو کالاهای واسطهای اعلام میکردند. این نشان میدهد معیاری که آقایان برای سنجش کالای واسطهای و مصرفی دارند باعث میشود بسیاری از کالاهایی که جنبه مصرفی دارد، جزو کالاهای واسطهای اعلام شود. اگر 18 میلیارد دلار قاچاق کالا را هم اضافه کنیم که همه مصرفی است، میبینید که کشور با چه مشکلی روبهرو است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم