در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
او میگوید: «سالهاست که رستوران دارم و در این مدت هیچ مشکلی برایم پیش نیامده بود. همیشه کارهایم رابه دقت انجام میدادم و حواسم به دخل بود، ولی این دفعه از جایی ضربه خوردم که فکرش را هم نمیکردم. البته همیشه همینطور است آدم یک بار اشتباه میکند و بعد باید تاوانش را بدهد.»
محمد علاوه بر مشتریان عادی برای مجالس و مهمانیها هم سفارش عمده میگرفت و اتفاقا در یکی از این سفارشها به تور سارق حرفهای افتاد.
او توضیح میدهد: «یک روز که در مغازه نشسته بودم، مردی تلفن زد و سفارش 100 پرس جوجه با تمام مخلفات داد. سفارش خیلی خوبی بود و میشد حدس زد برای یک مجلس مجلل است. کل سفارش با سالاد و نوشابه و انواع دسرها حدود یک میلیون تومان میشد. آن را قبول کردم و قرار شد 2 روز مانده به جشن آن فرد دوباره با من تماس بگیرد. بعد از آن دیگر تقریبا ماجرا را فراموش کردم، چون خیلیها زنگ میزنند و قیمت میگیرند، ولی دیگر خبری از آنها نمیشود. این هم کاملا طبیعی است هر کسی دنبال شرایط متناسب با اوضاع و احوال خودش میگردد.»
چند روز بعد مشتری ناشناس دوباره تلفن زد و مرحله بعدی نقشهاش را به اجرا درآورد. مرد رستوراندار میگوید: «هیچ وقت تلفنی سفارش قبول نمیکردم و به مشتریان میگفتم باید حضوری به رستوران بیایند و حتی از همهشان بیعانه هم میگرفتم تا بعدا مشکلی پیش نیاید، اما نمیدانم چرا در مورد این مشتری چنین کاری نکردم، او طوری حرف میزد که معلوم بود فرد متشخصی است برای همین هم به وی اعتماد کردم. این بیاحتیاطی از خودم بود، وگرنه چنین مشکلی برایم پیش نمیآمد. هر کاری روال و اصولی دارد و آدم هیچ وقت نباید این اصول را فراموش کند.»
مالباخته حرفهایش را این طور ادامه میدهد: «آن روز مشتری ناشناس به من گفت از طریق دستگاه خودپرداز یک میلیون تومان را همین حالا برایم میفرستد، اما قبل از آن باید من به یک عابربانک بروم. کارتم را برداشتم و به بانک نزدیک مغازه رفتم.
آن مرد دوباره با موبایلم تماس گرفت و از من خواست کارهایی را که میگوید مو به مو انجام بدهم تا پول به حسابم واریز شود.»
محمد در حالی قبول کرد این کار را انجام بدهد که خودش نحوه کار با دستگاههای خودپرداز را بلد نبود.
او ادامه میدهد: «قبل از اینکه به بانک برسم، آن مرد موجودیام را پرسیده بود تا پولی را که واریز میکند با مبلغی که در بانک داشتم اشتباه نشود، حرفش به نظرم منطقی بود برای همین موجودیام را به او گفتم. جلوی دستگاه خودپرداز آن مرد از من خواست گزینه انگلیسی را انتخاب کنم. من هم مخالفتی نکردم، یعنی دلیلی برای این کار نداشتم. قرار بود به حسابم پول واریز شود و فکر میکردم حالا که خودم کار با آن دستگاه را بلد نیستم، بهتر است از حرفهای مشتری اطاعت کنم تا اشتباهی پیش نیاید.»
مرد شاکی ادامه ماجرا را اینطور شرح میدهد: «آن مرد از من خواست چند کلید را بزنم بعد کدی را به صورت اعداد 2 رقمی به من داد و وارد کردم بعد از آن گفت کار انجام شده است. من هم از او خداحافظی کردم و داخل شعبه رفتم تا مطمئن شوم پول به حسابم واریز شده است، اما کارمند بانک به من گفت موجودیام صفر است. از تعجب خشکم زد و او توضیح داد همین چند لحظه قبل تمام پولهایم را به حساب فردی دیگر واریز کردهام.»
مرد کلاهبردار از ناآگاهی رستوراندار استفاده کرده و در واقع از او خواسته بود تا کلید انتقال وجه را بفشارد سپس موجودی طعمهاش را که از قبل در اختیار داشت به صورت کدهای 2 رقمی به وی گفته و به این ترتیب تمامی پول را از حساب مالباخته خارج کرده بود.
شاکی ادامه میدهد: «بعد از فهمیدن این موضوع به دادسرا شکایت کردم و فهمیدم چند نفر دیگر هم به همین شیوه فریب مرد سارق را خوردهاند، بعد از آن پرونده را به پلیس دادند و تحقیقات زیادی انجام شد و من هم خیلی پرونده را پیگیری کردم تا اینکه بالاخره معلوم شد آن مردی که با من تماس میگرفت، یک مجرم حرفهای است که از داخل زندان تلفن میزد، البته او همدستی هم خارج از زندان داشت که کارهای مربوط به برداشت پول را انجام میداد. او هم دستگیر و معلوم شد آنها یک باند هستند که سر خیلیها را کلاه گذاشتهاند.»
محمد که این روزها پیگیر پروندهاش است، میگوید: «ای کاش بیشتر احتیاط میکردم تا این اتفاق نمیافتاد.» پرونده این مرد و دیگر مالباختگانی که به این شیوه فریب خوردهاند، مصداق بارز این ادعاست که شیادان همیشه از اشتباه و غفلتهای مالباختگان سوءاستفاده میکنند و بیشترین بهره را میبرند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: