حتی کسانی که به این فضا اعتقادی ندارند، مجبورند که به نوعی به این فضای رنگی دامن بزنند. اگر شما صفحات روزنامهها را نگاه کنید در لابهلای آنها این فضای رنگی را میبینید. همچنین در تصمیمگیریها و منصبهایی که به افراد داده میشود، این موضوع قابل مشاهده است.
در 30 سال گذشته کسانی که سرمربی تیم ملی شدند اکثرا یا قرمز بودند یا آبی. تنها افراد کمی را ما در این سالها دیدهایم که از پرسپولیس یا استقلال نبودند و توانستهاند به تیم ملی بیایند مانند جلال طالبی و همایون شاهرخی.
در بازیکنان هم ما این وضع را میبینیم که برخی از آنها با کوتاهترین راه ممکن مطرح شدهاند بنابراین، این فضا همیشه وجود داشته و حتی از کنار آن بهرهمندیهای سیاسی هم شده و برخیها به انتخابات مجلس و شوراها راه یافتهاند.
البته اگر به سردبیر نشریات این موضوع را بگویید آنها پاسخ میدهند که مردم به این دو تیم علاقه دارند و حرف آنها هم درست است.
چرا که آنها نیاز به مخاطب دارند و مخاطب نیز به این دو تیم علاقهمند است. به همین دلیل است که من میگویم فضای رنگی در فوتبال کشور حاکم است. حجم تبلیغاتی هم که روی این دو تیم انجام میشود، بسیار بیشتر از سایر تیمهاست.
به طور مثال اگر فولاد به فینال جام حذفی برود و در مقابل آن پرسپولیس بتواند به فینال برود، طبیعی است که نشریات برای پرسپولیس جایگاه بهتری قائل هستند.
متاسفانه فضای رنگی تبدیل به یک فرهنگ در فوتبال ما شده و برای درست کردن آن باید یک کار ریشهای انجام داد. وقتی موضوعی تا این حد وارد فضای اجتماعی میشود، دیگر پاک کردن آن بسیار سخت است.
شما، هم باید برنامهریزی کنید و هم به مرور این موضوع را برطرف کنید، اما من با اطمینان میگویم که بسیاری از مشکلات فوتبال ایران و عقبماندگیهای ما به دلیل همین فضای رنگی است.
این که فوتبال ما خیلی پیشرفت نمیکند و تخصصی نمیشود، به همین دلیل است. فضای رنگی یک فضای کاملا تبلیغاتی است و جلوی فضای عادلانه، شایستهسالاری و پیشرفت را در فوتبال میگیرد چون باعث میشود افکار عمومی روی آن تمرکز کنند.
مجید جلالی
کارشناس فوتبال
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم