محاکمه مردی که برای کشتن همسرش به ایران برگشت

همسرم تباهم کرده بود

تنفر در وجود وحید آنقدر زیاد بود که حاضر شد برای قتل همسرش، محل زندگی‌اش را ترک کند. او در دادگاه بدون کم و کاست از دلایل قتل همسر و نحوه انجام آن می‌گوید و قبول دارد مجرم است، اما دوست ندارد توضیح دهد آن روز چه اتفاقی افتاد.
کد خبر: ۴۰۷۲۷۹

شفیعی، نماینده دادستان تهران که در محاکمه این مرد حضور داشت در مورد روند رسیدگی به پرونده اتهامی وحید می‌گوید: این مرد به اتهام قتل بازداشت شده است. او ابتدا قتل را طراحی کرده و سپس به ایران آمده است. بنابراین فرصت کافی برای فکر کردن به آنچه اتفاق می‌افتد و مجازاتی که در انتظار این مرد است وجود داشته و نمی‌توان گفت او دچار یک هیجان آنی شده است.

آن‌طور که در پرونده آمده و شاهدان همگی آن را تایید کرده‌اند وحید و همسرش به خاطر اختلافاتی که باهم داشتند یک بار جدا شده‌اند و بعد دوباره با هم ازدواج کردند. چند ماه بعد از ازدواج مجدد دوباره با مشکلاتی روبه‌رو شدند و تصمیم گرفتند که از هم جدا شوند.

متهم به رغم داشتن فرزند تصمیم می‌گیرد همسرش را بکشد. او بدون این‌که دلیلی برای این کار داشته باشد همسرش را به قتل رسانده و از نظر دادسرا هم مجرم است. اگر این زوج با هم مشکل داشتند باید از هم جدا شوند نه این‌که دست به خشونت بزنند.

مقتول برای این‌که از شوهرش جدا شود وکیل گرفته و حتی حاضر شده همه حقوقش را ببخشد. این وحید بوده که دست به خشونت زده و باید برخورد قانونی در این خصوص انجام شود. این مرد بدون توجه به اینکه فرزندی دارد مادر او را به قتل رسانده است. این پرونده مثل بسیاری از پرونده‌های همسرکشی که بر اثر یک درگیری و بدون تصمیم‌گیری از قبل به وجود می‌آید نیست، بلکه وحید با نقشه قبلی دست به قتل زده است و کیلومترها برای ارتکاب این جرم طی کرده است. البته کار ما این نیست که بین این زوج قضاوت کنیم و بگوییم که کار کدام اشتباه بوده است. ما فقط می‌توانیم در مورد قتل رسیدگی کنیم آن هم با تحقیقاتی که انجام دادیم وحید مقصر است و باید تاوان اشتباه خود را پس دهد.

او ادامه می‌دهد: متاسفانه زمانی که این مرد همسرش را کشت پدر همسرش آنجا بود و این صحنه فجیع را دید. او حق دارد برای قاتل فرزندش که درواقع عزیزترینش بوده است درخواست قصاص کند و با توجه به این‌که درخواستش مبنی بر قصاص را در دادسرا ارائه داده است ما نیز به عنوان نماینده دادستان در دادگاه درخواست مجازات برای متهم را کردیم. البته مقتول کودکی 6 ساله دارد که از سوی او هم تقاضای قصاص شده است، پدر مقتول آنقدر داغدار است که حاضر شده تفاضل دیه زن و مرد و حتی سهم صغیر را نیز بپردازد تا قاتل فرزندش قصاص شود. به این مرد ظلم شده است و دادسرا نیز وظیفه دارد که به این مرد کمک کند و من به عنوان نماینده دادستان تهران به همین دلیل در دادگاه هستم.

خون جلوی چشمانم را گرفته بود

وحید قتل را انکار نمی‌کند و بارها و بارها تاکید می‌کند که همسرش را کشته است و حتی می‌گوید از این کار چندان هم پشیمان نیست.

چرا همسرت را کشتی؟

دیگر دلیلی نمی‌دیدم با او زندگی کنم. او سال‌های عمرم را تباه کرده بود و من هم تصمیم گرفتم او را بکشم.

خب طلاقش می‌دادی. چرا این کار را نکردی و او را به قتل رساندی؟

بار اول که به مشکل برخورد کردیم جدا شدیم اما بعد از 2 ماه رجوع کردیم. از آنجا که بچه داشتیم نمی‌توانستیم جدا شویم.

حالا فرزندت بی‌مادر شده و پدری دارد که قاتل است و باید در زندان بماند و شاید هم قصاص شود. بهتر نبود از هم جدا می‌شدید و این‌طور زندگی فرزندت را تباه نمی‌کردی؟

او لیاقت نداشت که فرزندم را بزرگ کند. ضمن این‌که آنقدر آزارم داده بود که دیگر نمی‌توانستم تحمل کنم و باید هر طور شده بود این کار را می‌کردم.

بنابراین با تصمیم قبلی و با هوشیاری کامل این کار را کردی؟

بله، من همیشه واقعیت را گفتم. همسرم را اتفاقی نکشتم، او را با نقشه قبلی کشتم و باید بگویم که به دفتر وکالت رفته بودم که همین کار را بکنم.

همسرت چه کرده بود که او را لایق مرگ می‌دانستی؟

او به من خیانت کرده بود. زندگی‌ام را تباه کرده بود و نمی‌توانستم کار دیگری بکنم. او لیاقت این زندگی را نداشت. دیگر نمی‌توانستم رفتارش را تحمل کنم.

چرا نپذیرفتی که او را طلاق دهی؟

یک‌بار این کار را کردم، اما همسرم دوباره رجوع کرد. او مرا فردی بسیار دروغگو معرفی و طوری وانمود کرده بود که انگار من دیوانه هستم. با این حال بخشیدمش و او را دوباره پذیرفتم، اما دیگر نمی‌توانستم رفتارهایش را تحمل کنم.

بار اول چطور شد که از هم جدا شدید؟

چند سالی از ازدواجمان گذشته بود و من صاحب یک فرزند شده بودم، اما همسرم به من متعهد نمانده بود. او با رفتارهایش مرا آزار می‌داد و من همیشه فکر می‌کردم که با کسی رابطه دارد. بعد با خودم می‌گفتم که من اشتباه می‌کنم و این فقط یک سوء‌ظن است. بعد از مدتی متوجه تماس‌های مشکوک همسرم شدم که او واقعا با کسی رابطه دارد. درگیری بین ما آغاز شد و من شکایت کردم.

یعنی درخواست طلاق کردی؟

هم درخواست طلاق کردم و هم شکایتی را به خاطر رابطه همسرم با مرد غریبه به دادگاه ارائه دادم.

نتیجه پرونده چه شد؟

نتیجه این بود که او تبرئه شد و من فقط توانستم همسرم را طلاق دهم.

وقتی همسرت تبرئه شد، یعنی او واقعا کاری نکرده بود، چرا تو بازهم می‌گویی او خیانت کرده است؟

من اطمینان دارم که او به من خیانت کرد، اما از آنجا که همیشه طوری رفتار می‌کرد که نمی‌توانستم از خودم دفاع کنم و در برابر دیگران محکوم بودم باز هم نتوانستم ادعایم را ثابت کنم و همسرم تبرئه شد.

در مورد این‌که چرا دوباره باهم آشتی کردید توضیح دهید.

همسرم بعد از 2 ماه با من تماس گرفت و گفت که من را دوست دارد و می‌خواهد با من زندگی کند. گفت که بهتر است گذشته را فراموش و با هم زندگی کنیم و می‌خواهد دوباره به زندگی مشترکمان برگردد. من هم به خاطر پسرم قبول کردم و بعد از مدتی هم ایران را ترک کردیم.

گفتی بعد از آشتی دوباره با همسرت ایران را ترک کردی. چرا؟

چون فکر می‌کردم خانواده همسرم در زندگی ما دخالت می‌کنند. البته همسرم هم می‌گفت که خانواده من زندگی ما را به هم می‌زنند. دیگر برایم مهم نبود چه کسی این کار را می‌کند، فقط می‌خواستم در جایی آرام با همسرم زندگی کنم و به همین دلیل هم تصمیم گرفتیم ایران را ترک کنیم. به کشوری در همسایگی ایران رفتیم تا بتوانیم به ایران هم رفت و آمد کنیم و زندگی خوبی داشته باشیم. اما بازهم همسرم درگیری‌های همیشگی‌اش را آغاز کرد و بعد هم به ایران برگشت.

چه شد تصمیم به قتل او گرفتی؟

نمی‌دانم چه بگویم. حال خوبی نداشتم. خون جلوی چشمانم را گرفته بود او زن زندگی من و همه عشقم و مادر فرزندم بود اما این‌طور به من خیانت و مرا ترک کرد. همه کاری برای زندگی‌ام کردم و او از من توقع بیشتر از این را داشت. به فرزندمان فکر نکرد و ما را ترک کرد و رفت. چند روز بعد وقتی تماس گرفت تصورم این بود که مثل دفعه قبل پشیمان شده است، اما او وکیل گرفته بود و می‌خواست از من جدا شود و به من گفت که وکیلش می‌خواهد مرا ببیند. من هم نتوانستم تحمل کنم. همه افکار و عقایدم بهم ریخت و تصمیم گرفتم که او را بکشم. به ایران آمدم. چاقویی تهیه کردم و به دفتر وکیل رفتم و او را زدم. آنقدر ایستادم تا پلیس بیاید و مرا دستگیر کند.

برای تو درخواست قصاص کرده‌اند و احتمال این‌که تو محکوم شوی زیاد است. حرفی برای پسرت داری؟

این درخواست توسط پسرم مطرح نشد، اگر او بزرگ شود و بفهمد که چه اتفاقی افتاده است و مادرش با من چه کرد تا کار به اینجا رسید مرا خواهد بخشید. هرچند می‌دانم با این کوچکی‌اش می‌داند ماجرا چیست. من به خاطر کشتن همسرم ناراحتم اما...

همه چیز در یک لحظه اتفاق افتاد

این فقط نماینده دادستان و وحید نیستند که می‌گویند زن تنها به قصد مرگ ضربه خورده است. منشی دفتر وکالت که شاهد ماجرا بود هم این موضوع را تایید می‌کند. او می‌گوید: در دفتر نشسته بودند. مقتول وقت قبلی گرفته بود و قرار بود با شوهرش به دیدار وکیل بیایند اما هنوز وکیل نرسیده بود.

آنها با هم صحبت می‌کردند. جر و بحث بود. این اتفاقی عادی در دفتر بود. زن و شوهر‌های زیادی می‌آمدند و جر و بحث می‌کردند، اما درگیری آنها فقط در حد جر و بحث بود، نه این‌که همدیگر را بکشند. این زوج هم جر و بحث می‌کردند. حتی صدایشان بالا نرفت. در یک لحظه دیدم که زن جوان بلند شد و به طرف طبقه ما رفت. اول فکر کردم قصد دارد خودکشی کند اما طبقه ما آنقدر بلند نبود. مرد دنبال او رفت و دیدم که چاقویی در دستش است. پدر زن جوان نشسته بود. این اتفاق آنقدر سریع رخ داد که من و پدر مقتول نتوانستیم واکنشی نشان دهیم. متهم چاقو را به قلب مقتول زد. بعد هم گفت نخواستی بامن زندگی کنی. خودت کردی خودت.

وحشت همه وجودم را گرفته بود. نمی‌دانستم چه کنم. گوشی را برداشتم و به پلیس زنگ زدم. اورژانس را هم خبر کردم، هر چند می‌دانستم فایده‌ای ندارد. در عرض چند ثانیه خون همه جا را گرفت. انگار هرچه خون در بدن زن جوان بود خارج شد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها