وقتی فارغ التحصیلان پس از سالها گرد هم می آیند

یک مدرسه شلوغ ، مثل همه مدارس پسرانه ؛ فقط یک تفاوت کوچک وجود داشت: مدیر و ناظم مدرسه بی آن که حرفی از کم کردن نمره انضباط و این جور حرفها بزنند، خودشان هم در این شلوغی سهیم می شوند
کد خبر: ۴۰۶۷۴
و ورود دانش آموزان را به مدرسه خوش آمد می گفتند؛ خوش آمد به 80-70 دانش آموزی که سالها پیش ، از این مدرسه فارغ التحصیل شده بودند و حالا قدم به باغ خاطراتشان می گذاشتند.
با گذشت 53 سال از عمر این مدرسه ، هنوز شور و شیطنت کودکانه در گوشه گوشه مدرسه به چشم می خورد و هر گوشه آن یادآور شیطنت ها و بازیگوشی های دانش آموزانی بود که حالا دهه سوم و چهارم و پنجم عمرشان را طی می کردند.
روز معلم در مراسمی به یاد ماندنی ، فارغ التحصیلان دبیرستان آیت الله سعیدی از نیم قرن پیش گرد هم آمدند.از هفته ها قبل تکه پارچه ای که به سر در مدرسه زده شده بود فارغ التحصیلان قدیمی را به مدرسه فرا می خواند و حالا مردهای جاافتاده و پا به سن گذاشته تک به تک داخل مدرسه می شدند و به کلاسها و راهروهای اطراف سرک می کشیدند و دوستان قدیمی را در آغوش می فشردند.
علیرضا برزین زنگنه ، فارغ التحصیل سال 69 دبیرستان آیت الله سعیدی همان طور که به دنبال مدیر مدرسه می گردد خود را معرفی می کند و می گوید: 10 سالی به مدرسه سر نزده بودم.
وقتی گرد و غبار دفتر خاطرات ذهنم را پاک می کنم ، به یاد دبیر ادبیاتمان آقای اکبر رادی می افتم. آن وقت ها نمی دانستیم چه گوهری در میان ماست و قدرش را آن طور که باید، نمی دانستیم.
همان موقع سر و کله سعید سروش زاده ، مدیر دبیرستان پیدا می شود. با لبخند می گوید: «می خواستیم یک گردهمایی تشکیل دهیم و تمامی پشت نیمکت نشین های قدیمی را یک روز مشخص دور هم جمع کنیم.
این کار عملی نمی شد، مگر با کمک دوستان قدیمی که می بایست در این خصوص اطلاع رسانی می کردند. امروز با دیدن حلقه های روشن اشک در چشمان آنها، می بینیم که این فکر و انگیزه بهانه خوبی برای دور هم جمع شدن این بچه ها بوده است.
سروش زاده ، با بیان این که سال تاسیس این مدرسه 1330است ، خود را پنجمین مدیر این مدرسه معرفی می کند و می گوید: «آقای سعیدی در این مدرسه شاخص مدیران دیگر بوده و همه به او افتخار می کنند».
کمی آن طرف تر صدای خنده و قهقهه از میان جمع سه نفره دوستان بلند است. یکی از آن دانش آموزان خندان مهندس سیاوش رهروان سحر است که مهندس الکترونیک است و 9 سال پس از فارغ التحصیلی اش به اتفاق دوستان به مدرسه آمده تا بعد از سالها دوباره روز معلم را جشن بگیرد.
مهندس ، از بازی دزد و پلیس گرفته ، تا رفتن مدیر مدرسه شان را که باعث ناراحتی همه بچه های مدرسه شده بود، تعریف می کند و به روزهای گذشته غبطه می خورد. خاطرات جوانی امیرحسین حیدرعلی فارغ التحصیل جوانی است که سال 74دیپلم گرفته. او لیسانس مکانیک است. در حالی که هنوز شیطنت های دوران مدرسه را می توان در چهره اش دید، می گوید:
یک بار که امتحان مکانیک داشتم ، با بچه ها قرار گذاشتیم تا یکی از بچه ها به صورت داوطلب به کلاس بچه های ساعت قبل سرکی بکشد و سوالات بچه های ساعت قبل را به بچه های کلاس برساند، چون می دانستیم سوالات یکی است و ارزش ریسک کردن را دارد.
بین بچه ها من انتخاب شدم و در حالی که خودم را شال گردن پیچ کرده بودم تا شناسایی نشوم پشت در کلاس قبلی ها حاضر شدم و از پشت شیشه کوچک در سعی کردم از روی تخته سوالات را کپی کنم در همین گیر و دار دبیر از داخل کلاس متوجه شد و سریع به طرف در کلاس آمد من هم که دیدم اوضاع قمر در عقرب است ، پا به فرار گذاشتم خوشبختانه با زیرکی اجازه ندادم موضوع لو برود، ولی آن روز درس عبرتی شد که دیگر از این کارها نکنم. از مدرسه تا مدیریت حامد فروزان ، یکی از کهنه کارترین مدیران دبیرستان آیت الله سعیدی است که می شود گفت در این مدرسه حق آب و گل دارد.
می گوید: سال 1362 افتخار داشتم که در این مدرسه ثبت نام کنم و سال 66 در رشته اقتصاد اجتماعی فارغ التحصیل شدم و در مدرسه خودم به عنوان دبیر تاریخ و معارف مشغول تدریس شدم.
در همین حین ، موفق شدم در رشته تاریخ دانشگاه قبول شوم و تا دوره فوق لیسانس پیش بروم و در مدرسه به معاونت برسم ، تا این که سال 74 حکم ابلاغ مدیریت مدرسه را گرفتم و با 500 دانش آموز در نوبت صبح و 500 دانش آموز در نوبت عصر تا شهریور سال 81 ادامه دادم.
او بهترین خاطره زمان مدرسه را خرداد سال 1362 می داند که به اتفاق مادرش در دفتر این مدرسه حضور داشته و آقای سعیدی ، مدیر وقت مدرسه از معدل 15 او ایراد می گیرد و از او می خواهد درسهایش را بیشتر بخواند.
فروزان می گوید: بهترین لحظات عمرم روزی بود که سال چهارم دبیرستان به عنوان بهترین دانش آموز سال چهارمی از دست مدیرمان مقدار زیادی بن کتاب جایزه گرفتم.
فروزان با بیان این که افراد زیادی از این مدرسه به سطح بالایی از تحصیلات و شهرت رسیده اند، به سیدکاظم احمدزاده و دکتر سالار زعیمیان معاون مدیر کل سازمان انرژی اتمی ایران اشاره می کند و بعد آن شعر معروف را زمزمه می کند که:
درس معلم ار بود زمزمه محبتی جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را و این مدرسه 53 ساله ، برای دانش آموزانش سراسر خاطره و هر کنج آن برای تک تک آنها آشناست.
چند مدرسه دیگر هم در سراسر ایران مثل دبیرستان آیت الله سعیدی هست و چند دانش آموز دیگر در روز معلم ، خاطراتشان را مرور می کنند و اشک در چشمهایشان حلقه می زند و چند و چند و چند...

لیلا طاهر
taher@jamejamdaily.net

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها