این امر کارنامه ویاس بواس را در فصل اخیرا پایان یافته فوتبال اروپا درخشانتر کرد، زیرا پورتو چند روز پیشتر توانسته بود فقط دومین تیمی باشد (بعد از بنفیکا سال 1973) که لیگ پرتغال را بدون حتی یک شکست در این رقابتهای 30 هفتهای فتح میکند و از 30 بازیاش کارنامهای باور نکردنی مرکب از 27 برد و 3 تساوی را بر جای مینهد. ویاس بواس با داشتن فقط 33 سال سن از دستاورد سلف مشهور خود در پورتو نیز از یک دیدگاه ویژه فراتر رفته، زیرا آقای خاص زمانی که پورتو را به سال 2003 فاتح همین پیکارهای اروپایی کرد قدری بیش از 39 سال سن داشت. حال آن که ویاس بواس با 6 سال کوچکتر بودن از وی به جوانترین فاتح یکی از دو جام عمده فوتبال اروپا تبدیل شده است. با این حال مورینیو شهرت و اعتبارش را در فوتبال از این باشگاه و با فتح همین جام شروع کرد و فصل بعد از آن با سفید و آبیهای پورتو جام قهرمانان باشگاههای اروپا را هم برد و سپس در انگلیس و ایتالیا کارکرد و اینک مربی کهکشانیهای رئال مادرید در اسپانیاست.
ارتباط کاری 7 ساله
تشابهها و ارتباطهای مورینیو و ویاس بواس زمانی بیشتر مشخص میشود که در نظر بگیریم آقای خاص از ویاس بواس به رغم تمامی جوانی مفرط و سن کم وی به عنوان یک استعدادیاب در پورتو، چلسی و اینتر سود جست و از وی خواست که درباره برخی رقبای دشوار این تیمها در مسابقات پیش رو، تحقیق و گزارشی را در مورد شرایط آنها به وی ابلاغ کند تا او براساس آن تیمش را در زمین بچیند و بداند که چه باید بکند. این ارتباط کاری، 7 سال طول کشید، اما سال 2009 که اولین امکان سرمربیگری و کار به طور مستقل برای ویاس بواس پیش آمد، از آقای خاص جدا شد و هدایت تیم آکادمیکا را در پرتغال در دست گرفت. از آنجا بود که وی به پورتو کوچ کرد و اهمیت کارهای امسال او در این باشگاه زمانی بیشتر میشود که در نظر بگیریم او تازه برای اولین فصل است که این تیم را رهبری میکند. اضافه بر بیشکست ماندن در کل فصل بتازگی پایان یافته لیگ پرتغال که یکی از 8 لیگ A (درجه اول) اروپا شناخته میشود ویاس بواس توانست رکوردهای تازه دیگری را نیز به ثبت برساند.
یکی از حدنصابهای او و شاگردان منظم وی کسب بیشترین بردهای متوالی و دیگر اندوختن فزونترین امتیاز بود که در سالهای قبلی نظیر این رکوردها مشاهده نشده بود.
از آنجا که ویاس بواس در زمینه جوانی و سن کم در زمان فتح اولین جام اروپاییاش از مورینیو هم فراتر رفته، او و دوستانش معتقدند که وی میتواند در درازمدت از دستاوردهای استادش هم فراتر برود ولی مشخص نیست ویاس بواس با میدان بسیار دشوارتری مانند لیگ قهرمانان اروپا چطور برخورد خواهد کرد؟ این عرصه با دیدارهای اغلب متوسط «لیگ اروپا» غیرقابل قیاس است. آنچه مسلم است، این که او به دلیل سن بسیار کمش از فرصت زیادی برای فتوحات بعدیاش بهره میگیرد و اگر شرایط یاری کند، میتواند در سالهای بعدی هجومهای موثری به جام قهرمانان اروپا هم داشته باشد.
گره خورده با پورتو
مورینیو اواخر بهار 2003 بعد از فتح جام یوفا حاضر به ترک پورتو نشد و در این تیم ماند تا پورتو را در فصل بعدی به فتح لیگ قهرمانان اروپا هم نایل کند و ظاهرا ویاس بواس نیز میخواهد همین راه را طی و کاری کند که سناریوی مورینیویی پورتو در سالهای 2003 و 2004 تکرار شود؛ فتوحات بزرگ پورتو در فصل اخیر اشتیاق سایر تیمها را برای جذب وی دوچندان کرده و اضافه بر چلسی و اینتر دو تیم از تیمهای سابق مورینیو به نامهای یوونتوس و رم نیز در این ارتباط جزو باشگاههای خواهان وی مشاهده میشود. با این حال ویاس بواس اندک مدتی بعد از فتح لیگ اروپا میگوید قرار نیست به محض نگاه مساعد باشگاههای مورد بحث به وی، او اختیارش را از دست بدهد و رفتنی شود. «آینده من و لااقل آینده کوتاهمدت من به پورتو گره خورده است و میخواهم فعلا در این باشگاه بمانم.»
یک مدل جوانتر
با این حال چلسی امیدوار است ویاس بواس برای این تیم همانی باشد که مورینیو در سال 2004 بود و به محض این که آمد به صبر 50 ساله باشگاه لندنی برای قهرمانی در لیگ انگلیس پایان داده و طی 3 سال و 3 ماه کار در لندن 5 جام برای این تیم صید کرد.
اینتر نیز بدش نمیآید همانطور که آقای خاص در دو سال 4 جام برایش صید کرد و به انتظار 45 سالهاش برای تصاحب مجدد جام قهرمانان اروپا خاتمه بخشید، یک مورینیوی دوم باشد و آقای خاصی را از نو تحویل بگیرد، آن هم مدل جوانتر آن را. اگر مورینیو بهرغم توفیقهای بزرگش در عرصه مربیگری در زمان بازیگری، یک بازیکن درجه سوم بیش نبود، ویاس بواس در عمرش هرگز در یک باشگاه حرفهای در هیات یک بازیکن، عضویت نداشت و اصولا چندان بازی نکرد، اما از نوجوانی در سطح اول فوتبال دخیل و حاضر بود.
سال 1994 او در عین نوجوانی وارد کادر فنی پورتو و یکی از دستیاران درجه دوم بابی رابسون سرمربی انگلیسی وقت آن تیم شد. ویاس بواس در حالی که فقط 16 سال داشت نامهای به رابسون نوشت و در آن به تصمیم وی در مورد کنار گذاشتن موقتی یکی از مهاجمان آن تیم در دو سه بازی پوتو اعتراض و این را یک اقدام غلط توصیف کرد. او یک فهرست مبتنی بر آمار و کلی معادلات عددی را ضمیمه نامهاش کرد و آن را برای رابسون فرستاد. در آن فهرست براساس دادههای آماری ثابت شده بود که چرا عدم استفاده از آن مهاجم، اشتباه بوده است. رابسون از آن جدول آماری به قدری خوشش آمدکه ویاس بواس را به باشگاه دعوت کرد و به عضویت کادر فنی درآورد و این شروع حرکت این نوجوان بسیار مستعد به سوی کسب افتخار و شهره شدن در فوتبال بود که امسال تجلی بزرگ آن رویت شد. ویاس بواس در جزایر ویرجین که متعلق به بریتانیاست، نیز کار کرد و همان طور که قبلا آمد در آکادمیکا برای اولین بار سرمربیگری یک تیم دسته اولی را در پرتغال تجربه کرد و از یک سال پیش در پورتو مصدر کار شد.
یک تفاوت
وقتی از تمامی تشابههای پرشمار ویاس بواس و مورینیو یاد کردیم، باید به تفاوت بزرگ آنها نیز اشاره کنیم و آن روحیات به کلی متفاوت آن در انتخاب و اجرای نوع فوتبال مورد نظرشان است. ویاس بواس برخلاف مورینیو که معمولا از سیستمهای محافظهکارانه استقبال میکند و استاد کنترل بازیهاست و به دفاع بسیار اهمیت میدهد، فوتبال تهاجمی را دوست دارد و مایل است که تیمش زیبا و رو به جلو بازی کند و توصیه او به بازیکنان پورتو نیز همیشه همین مساله بوده است، پیرو همین توصیه و رویکرد بوده که پورتو امسال جشنوارهای از گلزنی در مسابقات مختلف به راه انداخت و اغلب مجری فوتبالی زیبا و تهاجمی بود و خط حمله این تیم، مرکب از فالکائوی کلمبیایی و هالک برزیلی به هیچکس رحم نکرد و فالکائو با زدن 17 گل در لیگ اروپا یک رکورد تازه و عجیب و غریب در زمینه گلزنی در این پیکارها بر جای نهاد.
یک تیم فوقالعاده
با این همه ویاس بواس هیچ گاه از تقدیر شاگردانش باز نمانده و معتقد است پورتو در دوره طلایی جدیدش هر چه کسب کرده، حاصل زحمات شاگردان اوست و تحت هیچ شرایطی نمیتوان و نباید این موفقیتها را فقط به حساب او گذاشت. شاید هم او درست میگوید، زیرا تیمی که او از خسوالدو فرییرا مربی پیشین پورتو تحویل گرفت، تیمی فوقالعاده بود و سهم و نقش توانایی انفرادی ستارههایش در راهاندازی کار تیم، غیرقابل انکار بوده است. پیشتر از هالک نیز یاد کردیم و باید بیفزاییم که این برزیلی قدرتی با زدن 23 گل، آقای گل فصل 2011 ـ 2010 لیگ پرتغال شد. به او هلتون دروازهبان برزیلی تیم را اضافه کنید که با 33 سال، همسن سرمربی تیم است و در شرایطی عالی به سر میبرد و در کل مسابقات امسال لیگ، فقط 16 گل خورد و در بازی فینال اخیر لیگ اروپا هم یکی دو فرصت عالی را از حملهوران براگا گرفت که یکی از آنها فرصتی تک به تک در شروع نیمه دوم بود که شاید همان واقعه، سرنوشت جام را رقم زده باشد. ژائو موتینیو را نیز از قلم نیندازیم که یک مهره خستگیناپذیر در خط میانی پورتو است و به قولش در زمان انتقال از اسپورتینگ لیسبون به پورتو در تابستان 2010 عمل کرد. آن موقع وی گفت: «به پورتو آمدهام تا سرانجام طعم فتح لیگ پرتغال را بچشم و در این راه از هیچ تلاشی فروگذار نخواهم کرد.» او راست میگفت زیرا با اوس لئوس (واژهای که با آن اسپورتینگ را در پرتغال صدا میزنند) هرگز از نایبقهرمانی فراتر نرفته بود. او حالا در نظام کاری ویاس بواس به درجاتی ناشناخته و پیروزی مورد نظرش رسیده و اگر این مربی مبتکر به قولش در زمینه ابقا در پورتو عمل کند، شاید از آن حد هم فراتر رود.
منبع: سایت یوفا
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم