در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دایی که از صحبتهایش پیداست برای فصل بعد روی نیمکت سرخها جایی نخواهد داشت، نقش خود و دستیارانش را در نتیجه نگرفتن پرسپولیس تنها 15 تا 20 درصد دانسته است. در اینکه امسال پرسپولیس از انسجام تیمی به دور بود و نتوانست در قالب تیمی قدرتمند حضوری پررنگ در عرصه رقابتهای لیگ برتر و لیگ قهرمانان آسیا داشته باشد، کوچکترین شک و شبههای وجود ندارد و از این رو باید به دایی حق داد که از رفع نشدن مسائل و مشکلات حاشیهای تیمش گلهمند باشد؛ اما نکتهای که وجود دارد و دایی باید در مقام سرمربی تیم پاسخگوی آن باشد، این است که او به عنوان فردی فوتبالی و باتجربه تا چه اندازه تلاش کرد پرسپولیس را از حاشیهها دور نگاه دارد؟ موضوع شکایت او از فدراسیون و موارد حاشیهای که از این طریق بر پرسپولیس تحمیل شد، کم نبودند و بدیهی است هر مربی که فکر و ذهنش معطوف به دعوای کلامی با مسوولان فدراسیون فوتبال و شکایت و شکایتبازی باشد، تمرکزش در تمرینات به صورت صددرصد بر مسائل فنی و تاکتیکی نخواهد بود و با هر تلنگری در کوران تمرین یا مسابقه وارد حاشیه میشود.
موردی که در این فصل بارها برای علی دایی اتفاق افتاد و او هم برای فاصله گرفتن از حاشیهها و آرامش تیمی پرسپولیس تلاشی نکرد. مجادله و دعوای او با شیث رضایی هم که در این فصل تمام نشدنی بود تا ادامه این کشمکشها که دایی علت آن را در حمایتهای پنهان کاشانی از کاپیتان دوم تیمش میدانست، به اخراج موقت کاپیتان دوم سرخها از تمرینات و خانهنشینیاش منجر شود. باز در این فعل و انفعال علیدایی قدر کاپیتان کریم باقری را ندانست و با بیمهری به او و نشاندنش روی نیمکت ذخیرهها، وی را به شرایطی رساند که مجبور به خداحافظی از فوتبال شد.
بیتردید کریم باقری بهعنوان بزرگتر تیم و بازیکنی که جملگی نفرات تیم قبولش داشتند، میتوانست در لحظات سخت و دشوار عصای دست دایی شود؛ اما متاسفانه قدر و منزلت باقری دانسته نشد تا پرسپولیس در شرایطی که به وجود او در این فصل نیاز داشت، خود را از وجود کاپیتان کریم محروم کند. باقری در شرایطی در این فصل به در خروجی باشگاه پرسپولیس راهنمایی شد که در تیم بزرگی چون منچستریونایتد، بازیکن پا به سن گذاشتهای چون رایان گیگز 37 ساله مورد تکریم الکس فرگوسن قرار میگیرد تا با استفاده درست و موثر از قدرت تهاجمی این بازیکن، او را به عنوان الگویی برای بازیکنان جوانتر در ترکیب تیمش حفظ کند.
به هر صورت هیچکس منکر تلاشها و تعصب علی دایی برای موفقیت پرسپولیس نیست؛ اما در عین حال در ناکامیهای این فصل تیم سرخ باید سهمی برای خود قائل شود. فرافکنی و انداختن توپ به زمین مدیریت باشگاه از سوی دایی، کاری منطقی و پسندیده نیست. بدیهی است در نتیجه نگرفتن پرسپولیس، مجموعه عواملی دست به دست هم دادهاند تا سرخها افتان و خیزان در عرصه رقابتها حاضر شوند و از این حیث در کنار کادر فنی، ضعف بازیکنان و... باید حبیب کاشانی و مدیریت او در پرسپولیس را نیز در این ناکامیها سهیم دانست. کوتاه سخن آنکه علی دایی به عنوان فردی فوتبالی باید بیش از اینها، قدر خود را بداند و بکوشد تا با ارتقای دانش مربیگریاش، حضوری پررنگ در این عرصه داشته باشد.
حجتاله اکبرآبادی / دبیرگروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: