در ادامه این مطلب آمده است: در تابستان همان سال وی در بیمارستان آمریکایی در دبی پذیرش و در اوایل سپتامبر سال 2001 به بیمارستانی در راولپندی در پیشاور پاکستان منتقل شد و پس از حملات 11 سپتامبر در مکانی نامعلوم با الجزیره گفتوگویی صورت داد. در دسامبر سال 2001 خانوادهاش خبر از مرگ وی دادند و دوستان او هم در تشییع جنازهاش حاضر شدند. لیکن وزارت دفاع آمریکا او را به عنوان هدفی تلقی کرد که از عدالت فرار کرده است. از سال 2001 تا 2011 هیچ شاهد معتبری بنلادن را ملاقات نکرده است. در ادامه میسان این پرسش را مطرح میکند که چرا آمریکا تصمیم به نابود کردن شخصیت افسانهای که ایجاد کرده بود، گرفت و مرگ مردی را که یک دهه مرده بود و زنده جلوه میداد اعلام کرد؟
در پاسخ به این پرسش میسان مینویسد: این بدان خاطر است که جنگجویان بنلادن طی چند ماه اخیر تحرکاتی را شروع کرده بودند و در جایی که دیگر نه دشمن آمریکا بلکه متحد این کشور بودند دست به عملیاتهایی میزدند و هیچ راهی برای توجیه این تغییر ظاهری رویکرد جز حذف مجازی فرمانده آنها نبود.
ماسیمو دسانتی، رئیس کمیته بینالمللی تربیت برای صلح ایتالیا نیز با تاکید بر اینکه عملیات کشتن اسامه بنلادن نمایشی برای سرپوش گذاشتن بر جنایات آمریکا بود، میگوید: آمریکا هیچ تصویری از این عملیات یا بنلادن در لحظه قتل و پس از آن منتشر نکرد و این موضوع در درازمدت یکی از ابهامات و اسرار هزاره سوم باقی خواهد ماند. پروفسور دسانتی در گفتوگو با خبرنگار ایرنا در رم، با بیان اینکه هم عملیات و هم اعلام قتل بنلادن یک سناریوی از قبل طراحی شده برای فریب افکار عمومی بود، میافزاید: اگر واقعا نیروهای ویژه آمریکایی بنلادن را کشته و جسد وی را نیز به دریا انداخته باشند، یقینا به این دلیل است که آنها میخواستند این اقدام در هالهای از تردید و ابهام بماند.
وی عملیات ادعایی آمریکا در خاک پاکستان را نقض حاکمیت ارضی این کشور دانسته و تصریح میکند: چنانچه افکار عمومی بپذیرد که آمریکا محل اختفای سرکرده القاعده را در خاک پاکستان شناسایی و به آن حمله کرده است به این معنا خواهد بود که آنها بنلادن را که بانک اسرار مربوط به واقعه 11 سپتامبر بود، زنده دستگیر نکردند، زیرا نمیخواستند که تحت بازجویی قرار گیرد. دسانتی در ادامه میگوید: قتل بنلادن شاید به این دلیل بوده که اگر از دهان او اظهاراتی درباره 11 سپتامبر بازگو میشد، معایب سیستمهای اطلاعاتی آمریکا و متحدان آن روشن میشد یا میتوانست اتحاد عجیب القاعده را که به نفع آنها نبود، فاش کند.
رئیس کمیته بینالمللی تربیت برای صلح ایتالیا میافزاید: همواره تلاش میشود تا واقعه 11 سپتامبر در هالهای از ابهام باقی بماند، در حالی که حل این معما میتواند نخستین گام برای شناخت تروریسم بینالمللی، چگونگی گسترش آن و نحوه درآمد و حامیان آن باشد.
معمایی که حل نشد
فدریکو دال کورتیوو، مدیر نشریه اینترنتی ایتالیا سوسیاله هم چگونگی عملیات آمریکا برای کشف مخفیگاه و قتل اسامه بنلادن، سرکرده القاعده را زیر سوال برده و میگوید: این پیامی برای آرام کردن افکار عمومی داخلی آمریکا و جهت تایید نقش ژاندارمی جهان برای واشنگتن است. وی با طرح این سوال که «چطور نیروهای ویژه غربی و آمریکا، با توجه به فناوریهای پیشرفته، پول نامحدود و شبکه وسیع اطلاعاتی که در سراسر جهان دارند، طی این 10سال در تاریکی مطلق بودند و او را پیدا نکردند؟» یادآور میشود که: آمریکا برای کشف مخفیگاه بنلادن از کمک موساد در زمینه تحقیقات و قتلهای هدفمند نیز بهرهمند بود. مدیر این نشریه ایتالیایی میافزاید: اما هماکنون که عملیات نظامی در شرق نزدیک در حال پایان یافتن بوده و تحولات اخیر شمال آفریقا و دولتهای عربی باعث ایجاد دلهره در واشنگتن شده است، ناگهان خبر کشف و انهدام شماره یک فراریها اعلام شد تا بگویند که «ما قویتر هستیم و حق با ما بود و اینکه در قبال شر، بیرحمانه عمل میکنیم.»
وی در ادامه مینویسد: اگر بنلادن واقعا در این عملیات کشته شده باشد پس چرا جسد او موجود نیست؛ هر کسی اگر یک جانی خطرناک را دستگیر و به قتل برساند حداقل بدن او یا شواهد ملموس از کشف وی را نشان میدهد، اما چنین چیزی در قبال کشتن بنلادن صورت نگرفت که خود تاییدی بر ساختگی بودن رسانهای این خبر است.
به نظر من حمله به برجهای دوقلو و پنتاگون در 11 سپتامبر 2001 به دقت در داخل آمریکا و با هدف بهانهجویی برای حمله در مقیاس وسیع به افغانستان، طراحی و اجرا شد، جایی که منافع انرژی آمریکا در منطقه از سوی دولت طالبان در خطر قرار گرفته بود؛ طالبان میخواست مسیرهای انرژی را که از کشورهای آسیایی شوروی سابق از خاک آنها میگذشت و همچنین ثروت معدنی افغانستان را کنترل کند که در تضاد با سیاستهای واشنگتن بود. در این میان برخی کارشناسان عقیده دارند حتی بسیاری از مردم جهان نیز کشته شدن بنلادن را باور ندارند. نثار علیشاه، یک روزنامهنگار و کارشناس پاکستانی مقیم انگلیس در این زمینه میگوید: شرایط و فضای منتهی به قتل بنلادن توسط کماندوهای آمریکایی ـ براساس روایت اخیر واشنگتن ـ همچنان مبهم است و به همین دلیل هنوز برخی از افراد در نقاط مختلف جهان معتقدند که بنلادن در اوایل حمله آمریکا به افغانستان در سال 2001 بویژه بمباران گسترده کوههای «تورا بورا» در نزدیکی مرز پاکستان کشته شده است.وی اعلام خبر کشته شدن اسامه بنلادن را با طرح آمریکا برای خروج آبرومند از افغانستان و همچنین انتخابات آینده ریاست جمهوری آن کشور مرتبط دانسته و میگوید: پس از ناکامی مداخله نظامی 10 ساله آمریکا در افغانستان، واشنگتن نیاز دارد که برای جلوگیری از افزایش تلفات انسانی و هزینههای مالی جنگ، هرچه زودتر افغانستان را ترک کند البته در این راه باید به گونهای عمل کند که آبروی خود را نیز حفظ نماید.
وی میافزاید: از سوی دیگر با توجه به شروع مراحل اولیه مبارزات انتخاباتی آمریکا و تصمیم اوباما برای نامزدی مجدد در این انتخابات، این بهترین فرصت بود تا با اعلام خبر کشته شدن اسامه بنلادن روند کاهش محبوبیت اوباما را متوقف کنند که چنین هم شد و محبوبیت رئیسجمهور آمریکا به یکباره روند صعودی به خود گرفت.
حسین خلیلی / گروه بینالملل
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم