«صفهای سکهای» پدیدهای است که به عنوان یکی از مهمترین تبعات طرح ناموفق عرضه سکه طلا برای کنترل قیمتها در بازار بروز کرده است. برخلاف وعده رئیس کل بانک مرکزی، طرح مذکور با تغییراتی اجرا شد که این تغییرات باعث انحراف طرح از اهداف اولیهاش شده است.
براساس وعدههای آقای بهمنی قرار بود عرضه سکه در شعب بانکها نامحدود باشد، اما این امر به عرضه روزانه 5 سکه ـ آن هم با ارائه کارت ملی ـ محدود و به همراه مابهالتفاوت قابل توجه قیمت سکههای بانک ملی با بازار به ایجاد صفهای یاد شده منجر شد. جالب اینجاست که عرضه سکه مانند عرضه دلار محدودیت سهمیهای یک یا چند بار در سال را ندارد و هر فرد روزانه میتواند تا 5 سکه را خریداری کند، اما باز هم شعب بانک ملی مطابق دستور بانک مرکزی از متقاضیان، کارت ملی میخواهند و همین امر باعث خانوادگی شدن صفهای سکه نیز شده است.
آیا واقعا امکان نداشت بانک مرکزی کمی با پختگی و بررسی بیشتر طرح عرضه مستقیم سکه را اجرا میکرد و درباره جوانب و تبعات آن از کارشناسان نظر میخواست؟ نمیشد عرضه سکه بدون هر گونه محدودیتی و به طور انبوه انجام میشد تا این گونه تب تقاضا تحریک نشود و حتی کسانی را که قبلا تمایلی به خرید سکه نداشتند به پشت در بانکها نکشاند؟ نمیشد قید و بندهایی چون ارائه کارت ملی برای خرید سکه منظور نشود تا حس این که مثلا قرار است سکه ارزان و سهمیهای به افراد واگذار شود و امتیازی است که همه باید از آن استفاده کنند و مبادا جا بمانند، در مردم ایجاد نشود؟
به نظر میرسد بانک مرکزی باید پیش از اجرای طرحهای مردمی خود از کارشناسان «روانشناسی اجتماعی» بهره بگیرد و از آنان بخواهد رفتار مصرفکنندگان ایرانی و علل تورم روانی و انتظاری احتمالی یک طرح را بررسی کنند. قطعا اگر این مشاورهها مرسوم و تابوی استفاده از آن در نظام بانکی شکسته شود، کمتر شاهد پدیدههایی چون صفهای سکه و صفهای دلار خواهیم بود.
سیدعلی دوستی موسوی / گروه اقتصاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم