تجلی دین در آثار تلویزیونی

چند سالی است که بحث‌ پیرامون سینمای معناگرا، هنر دینی، معنویت در آثار نمایشی و امثالهم باب شده است. در بسیاری از جشنواره‌های سینمایی و تلویزیونی بخشی به نام آثار معناگرا جای خود را باز کرده است و طبیعتا توقعات از آثار نمایشی به مراتب بالاتر رفته است.
کد خبر: ۳۹۸۳۲۲

 اما متاسفانه تمام این بحث‌ها ،جشنواره‌ها و جوایز نتوانسته‌اند تاثیر مثبتی روی آثاری بگذارند که قرار است محتوای ارزشی و دینی داشته باشند. هنوز هم آثار سینمایی و تلویزیونی نسبت به هنر دینی و معناگرا تلقی اشتباهی دارند و این نه‌تنها از ارزش این آثار می‌کاهد که مخاطبان را نیز نسبت به محتوای ارزشمندی که دارند تحریک‌پذیر می‌کند و باعث می‌شود مخاطب از این مفاهیم گریزان شود. تلقی بسیاری از فیلمسازان نسبت به محتوای دینی، سخنرانی و شعار است. در صورتی که هنر بشدت وابسته به فرم و ساختار است و چه خوب می‌شد اگر فیلمسازان بخصوص فیلمسازان تلویزیونی که مخاطبان وسیع‌تری دارند به این نتیجه و تبحر می‌رسیدند که محتوای ارزشی و دینی مورد نظرشان را باید در فرم و ساختار تزریق کنند. تفاوت سینمای هالیوود با سینمای کشورهای دیگر نیز در همین است. محتوای ارزشی که آنها به آن معتقدند، چه سلطه بر کشورهای جهان باشد و چه ارائه مفهوم جدیدی از اخلاق و دین، در لایه‌های زیرین آثارشان نهفته است. چه‌بسا تصور این که یک فیلم کمدی یا اکشن دارای این مفاهیم باشد برای تماشاگر آثار هالیوودی غیرممکن باشد، اما به دلیل آن که محتوا و اهداف در زیرساخت‌های اثر نهفته شده‌اند، تاثیرگذاری‌شان روی مخاطب حتمی است.این‌که هدف و نیت خیر باشد یا سفارش کار دینی و مناسبتی باشد یک اثر را دینی و تاثیرگذار نمی‌کند. این تلقی اشتباهی از آثار دینی و معناگراست که هم در تلویزیون و هم در سینما رواج یافته است. نگاه دینی و معناگرا باید در تار و پود ساختار یک اثر تنیده شود و نه در دیالوگ‌ها. در اکثر آثاری که قرار است درباره موضوعی دینی و ارزشی باشند، ما بیشتر با یک سخنرانی طرف هستیم تا یک اثر هنری و در نتیجه مخاطب که قرار بوده در وهله اول سرگرم شود و سپس یک محتوای ارزشمند را در خلال آن دریافت کند از اثر دوری می‌کند. چراکه محتوا به شکل نامحترمانه‌ای به او منتقل شده است. این موضوع خود را در مناسبت‌های مذهبی و ملی‌مان بیشتر نشان می‌دهد. کافی است آثار ایام نوروز، ماه محرم و یا ماه رمضان را مروری کنیم. اکثر آثار نیت و محتوای درست و قابل احترامی دارند. اما نحوه ارائه‌ آنها نادرست و متناقض است و همین باعث دور کردن مخاطب از این آثار می‌شود. اما در میان این آثار آثاری هم بوده‌اند که درک درست‌تری از این موضوع داشته‌اند. اشاره به یکی از آنها شاید به روشن‌تر کردن بحث کمک کند.

سریال پایتخت که در ایام نوروز امسال از شبکه یک سیما روی آنتن رفت نمونه بسیار خوبی از این نوع آثار است که تماشاگر تصور آن را هم نمی‌کند که با یک اثر دینی طرف است، اما به طور ناخودآگاه این مفاهیم دینی را دریافت می‌کند. اگر قرار باشد یک اثر یا یک بخش از یک اثر درباره یک آیه از قرآن مجید باشد، رسم بر این است که یا در ابتدای اثر آن آیه روی تصویر نقش می‌بندد و یا یک اتفاقی می‌افتد و شخصیت اصلی پس از آن وارد مسجدی می‌شود و روحانی مسجد این آیه را قرائت می‌کند و شخصیت این آیه را با آن اتفاق ربط می‌دهد و به این ترتیب تماشاگر باید با مفاهیم این آیه آشنا شود. در صورتی که این کار اصلا ارتباطی با هنر و بخصوص هنرهای نمایشی ندارد. این کار را می‌شد با یک برنامه تلویزیونی کم‌هزینه و یک مجری و یک کارشناس دینی نیز انجام داد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها