در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سعید مستغاثی در مقالهای با عنوان «... و اینک آخرالزمان یا سینما ضدحقیقت/ نگاهی به مستند آخرالزمانی» که در کتاب «حقیقت در قاب مستند» به چاپ رسیده، میآورد که اطلاق نام مستند به آثاری که درباره این انگاره دینی و مذهبی میپردازند به این دلیل جای شک و شبهه دارد که «مستند عموما به پدیدههایی اطلاق میشود که در واقعیت اتفاق افتادهاند و مکتوب یا عکس و صدا و یا تصاویر مستندی بر واقعی بودن آن تاکید مینماید. اما مقولهای به نام «آخرالزمان» لااقل با آن معنی و مفهومی که غالبا ما برداشت میکنیم، هنوز و تا این لحظه روی نداده است. پس مستندی هم درباره آن قاعدتا نبایستی وجود داشته باشد و بالطبع فیلم مستند هم براساس استناداتی که وجود ندارد، ساخته نمیشود.»
مستغاثی با استناد به آمار ارائه شده در کتاب «راهنمای سخنپراکنی دینی در آمریکا» مینویسد: تا سال 1989، 476 سازمان منتسب به کلیسای انجیلی در این کشور (آمریکا) مسوولیت تولید برنامههای دینی در تلویزیون را بر عهده داشتهاند که از جمله این برنامهها، ساخت فیلمها و مجموعههای مستند درباره پیشگوییهای آخرالزمانی، آموزش کودکان و نوجوانان برای استقبال از بازگشت مسیح موعودشان و زمینهسازی جنگ آرماگدون برای سپردن جهان به او، همچنین نمایش جلسات تبلیغ اوانجلیستی (بنیادگرایی انجیلی در مسیحیت پروتستان) بود که به تعداد انبوه، تولید و از این شبکهها پخش میگردید.
نکته قابل توجه دیگر، افزایش تولید مستندهای آخرالزمانی بعد از حادثه 11 سپتامبر 2001 است که با مرکزیت رسانهای TBN انجام گرفته است. شایان ذکر است تبلیغ صهیونیسم مسیحی در قالب این مستندهای آخرالزمانی امری شایع است و از مهمترین اهداف ساخت این قبیل مستندها به شمار میرود.
اما به لحاظ ساختاری و فارغ از مباحث مضمونی میبایست مستندهای آخرالزمانی را به فیلمهای مستند رسمی و خبری ـ گزارشی نزدیکتر دانست که مستندساز، جایی کمترین خلاقیتی نداشته و صرفا با تکیه بر تصویر سخنران و احیانا نمایش برخی تصاویر مربوط به مضامین سخنرانی در بین حرفهای وی، اثرش را پیش میبرد. در نتیجه این قبیل مستندها را باید مستندهایی متکی به کلام دانست که تصویر در آنها اصالت ذاتی ندارد و فرع محسوب میشود.
فیلم «واقعیترین مستند آخرالزمانی» که اشاره به تصاویر مستند مربوط به انتفاضه فلسطین و مقاومت لبنان دارد، حسن ختام بحث درباره مستند آخرالزمانی است: «... اما آن فیلمها به هیچ وجه با جنگ آرماگدون صهیونیستها، همخوانی نداشت. احتیاجی نبود تا ارتش 400 یا 700 میلیونی از شرق برای نبرد به دشت جرزال بیاید. همان ارتش کوچک ولی با ایمان حزبالله کافی بود تا همه رویاها و نقشههای آخرالزمانی طراحان آرماگدون را برهم بریزد. این واقعیترین مستند آخرالزمانی است که تاکنون ساخته شده است.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: